English Version
This Site Is Available In English

حکم عقل، فرمانی برای بازسازی زندگی

حکم عقل، فرمانی برای بازسازی زندگی
  • دوازدهمین جلسه از دور نود و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی آکادمی، با استادی ، مسافر محمدعلی؛ نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر عمار، با دستور جلسه وادی ششم و تأثیر آن روی من با موضوع "حکم عقل را در قالب فرمانده، به اجرا در آوریم" روز دوشنبه، بیست و ششم مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
  • خلاصه سخنان استاد 

سلام، دوستان؛ محمدعلی هستم، یک مسافر.

تشکر می‌کنم از ایجنت محترم، مرزبان‌ها، نگهبان و دبیر جلسه تا بتوانیم جلسه‌ای پربار داشته باشیم.

به نظر من حکم عقل می‌تواند دو بُعد داشته باشد: یکی در جهت ارزش‌ها و دیگری در جهت ضدارزش‌ها. زمانی که مصرف می‌کردم، قاعدتاً تفکر درست و حسابی نداشتم و وزنه به سمت نیروی ضدارزشی سنگین‌تر بود. این وضعیت نتیجه‌ای برای من نداشت، جز اینکه در زندگی درگیر بودم؛ دائماً در کارهایم گره می‌افتاد و یک نه بزرگ در زندگی من وجود داشت. همیشه هر کاری می‌کردم، نمی‌شد و خروجی‌اش این بود که اعتبارم را از دست می‌دادم، خانواده و دوستانم را از دست می‌دادم. چرا؟ چون تفکر سالمی نداشتم و نمی‌توانستم تصمیمات درستی بگیرم. و این رفته‌رفته، همین‌طور که جلوتر می‌رفت، به یک چالش می‌رسید؛ نگاه می‌کردم و می‌دیدم هر روز منزوی تر میشوم. چرا؟ چون فکر می‌کردم که دارم تصمیم درست را می‌گیرم و خانواده‌ام نمی‌تواند مشاوره بهتری به من بدهد؛ و همین باعث می‌شد منزوی‌تر شوم.

اما زمانی که با کنگره60 آشنا شدم، یکسری آموزش‌ها گرفتم. نکته مهم اینجاست که من آمده‌ام تا فرمانبردار باشم. یکسری آموزش‌ها از راهنمایان محترم گرفتم و بعد از دو یا سه ماه این احساس را داشتم که ذره ذره مسائل دارد حل می‌شود؛ رابطه‌ام بهتر می‌شود، اعتبارم در حال برگشتن است، زندگی راحت‌تر می‌شود و آن گره‌ها کم‌کم دارد باز می‌شود. چرا؟ چون یاد گرفته بودم و آموزش دیده بودم که حکم عقل را بتوانم اجرا کنم. این برای خود من هم حال بهتری داشت. وقتی در مسیر کار بتوانی یک کار درست انجام بدهی و یک تصمیم درست بگیری، خب، حال آدم خیلی بهتر می‌شود و نه‌تنها روز یا هفته، بلکه ماه را به خوبی میتوانی پشت سر بگذاری.

حکم عقل چه صحبتی برای من دارد؟ که اصلاً موضوع پیچیده‌ای نیست؛ بلکه بتوانم مسئولیت‌هایی که به من داده‌اند، حتی کوچکترین مسئولیت را به نحو احسن انجام بدهم. من که هیچ مسئولیتی را قبول نمی‌کردم، و حکم عقل همین است که کوچکترین مسئولیت را بتوانم درست انجام بدهم. کاری ندارد که راهنما به من می‌گوید جمعه وسایل را بیاور؛ اگر بتوانم انجام دهم، حکم عقل را اجرا کرده‌ام. مسئولیت من نسبت به لژیون چیست؟ مسئولیت من نسبت به خانواده‌ام چیست؟ و مسئولیت من نسبت به دوستانم چیست؟ اگر این موارد را بدانم و بتوانم اجرا کنم، قاعدتاً توانسته‌ام حکم عقل را پیاده کنم. و من وقتی بدانم می‌توانم به نحو احسن تصمیمات را انجام دهم، تأثیر آن برمی‌گردد به خودم و حالم بهتر میشود

.

قدم‌ها را بهتر برمی‌دارم، با امیدواری حرکت می‌کنم و انرژی منفی نمی‌تواند روی من اثر بگذارد. چون اینجا آموزش گرفتم و یاد گرفتم که حکم عقل کدام است و کدام فرامین درست است؛ آن را اجرا می‌کنم. اگر من رفته‌ام و به خانواده آسیب زده‌ام، الان وقتش است که درستش کنم. حکم عقل این است که بروم در خانه و به آنجا را کمک کنم، بیشتر کنار خانواده باشم و روابطم را درست کنم. این موارد کوچکی است که به من و اعتمادبه‌نفس من کمک می‌کند و تأثیرش قطعاً دیده می‌شود. میبینم روزبه‌روز در حال پیشرفت هستم، قدمها را درست برمی‌دارم و محمدعلیِ قبل نیستم.

منیت باعث شده بود؛ حرف، حرفِ من باشد. اما الان یاد گرفتم فرمانبردار باشم. تنها چیزی که به من کمک کرد و مرا به اینجا رساند، فرمانبردار بودن بود. و به نظر من این فرمانبرداری، همان حکم عقل است.

خیلی ممنون که به حرفهایم گوش دادید.

عکس و تاپ: مسافر مهران، لژیون هشتم

تنظیم خبر: مسافر حمید، لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .