به حمد خداوند تبارک و تعالی امورات جاریه پیش میرود و ما بسیار خوشحال هستیم. برای اینکه خوب بدانید، همه اعضاء و همه دوستان خوشحال میباشند، برای اینکه حرکتی بسیار عظیم آغاز گردیده که بند شیطان که سدی بود بر سر راه قطع شده و امروز مطربان بایستی بساط خود را در جای دیگر که ماوای در بندشدگان میباشد پهن کنند.
به بهانه آزمون راهنمایی، گفتوگویی با اسیستانت آموزش همسفر زهرا، در ساختمان اداری ققنوس انجام دادیم که توجه شما را به این مصاحبه جلب مینماییم. امیدواریم چراغی باشد، برای حرکت در مسیر رشد و تعالی.
برای اینکه پروتکل DST را بهتر یاد بگیریم انجام چه کاری برای این امر لازم و ضروری است؟
اولین نکته برای آموزش پروتکل DST در بخش همسفران پذیرش است. اینکه من بپذیرم همانطور که جهانبینی را یاد میگیرم؛ باید پروتکل DST را هم بدانم و در ادامه وقتی که فرد میپذیرد، با یک غول بسیار بزرگ مواجه میشود و آن غول این است که فکر میکند پروتکل یک سری از معادلات یا مسائل سنگین ریاضی یا فیزیک است؛ در صورتی که اصلاً این شکلی نیست. پروتکل DST در اصل یک سری الگوهای ساده هستند و همانطور که ما اگر بخواهیم برویم در کلاس زبان، ترم سه بنشینیم و همه مطالب را یاد بگیریم لازمه و مقدمه آن این است که در کلاس زبان ترم یک و دو شرکت کرده باشیم آن موقع است که میتوانیم مطالبی که در ترم سه گفته میشود را به خوبی فرا بگیرم؛ بنابراین یک پیشنیاز و یک سری اطلاعات را لازم است من برای یادگیری پروتکل بلد باشم؛ مثلاً اصطلاحاتی مثل TDS، Dily، BAD، سازگاری، اشباع یا اینکه به اصطلاح یادگیری یک گرم تریاک خوراکی معادل چه قدر OT میشود یا اینکه سقف داروی OT در درمان روش DST به چه میزان است. این نکاتی است که ما باید به صورت اطلاعات و علم در ذهنمان داشته باشیم. به صورت یک پیش مقدمه یا پیش نیاز است که ما باید این را در ذهنمان کاملاً تثبیت شده داشته باشیم که هر موقع برای درمان مواد مختلف نیاز داشتیم بتوانیم استفاده کنیم. مورد بعدی که اتفاق میافتد همسفر باید خودش برود و مطالعه کافی داشته باشد. اتفاق ناهمگون این است که همسفر بدون مطالعه کافی میرود از دیگران یاد بگیرد، از راهنماش، از هم لژیونی اشکالش را میپرسد یا با حل کردن سوال میخواهد به آن نتیجه برسد و یاد بگیرد؛ در صورتی که اولین قدم این است که ما خودمان مطلب را مطالعه کنیم و به جزواتی که داخل آن ثبت شده است مثل جزوه راهنمایی و جزوه اصلاحیه پروتکل مراجعه کنیم، ویسهایی که برای بخش همسفران است را به خوبی گوش بدهیم و به زبان خودمان یادداشت برداری کنیم، وقتی که من این کار را انجام دادم، حالا برای محک زدن خودم که آیا درست متوجه شدهام یا نه؟ یا اینکه اگر اشکالی دارم بخواهم رفع کنم قطعاً میتوانم به راهنمای خودم مراجعه کنم. فقط و فقط میتوانم به راهنمای خودم مراجعه کنم آن هم در زمانی که من کاملاً متون را خواندم و خودم این آمادگی ذهنی را دارم آن وقت اگر که راهنما هر چه قدر به شما یادآوری کند خیلی راحت مطلب را دریافت میکنید و میبینید که چهقدر یاد گرفتن پروتکل DST شیرین و گوارا میشود.
لطفاٌ از نقش قرار دادن لیست ۴۰ سیدی جزء منابع آزمون کمی برایمان توضیح دهید؟
۴۰ سیدی با صلاحدید دکتر امین در لیست آزمونها قرار داده شده است. سیدی نوشتن و 40 سیدی مراقبه بینظیری برای انسانها است و بعد میرسیم به اینکه چهل سیدی در اصل برای هر سفر اولی که وارد کنگره میشود یک کلید عبور از سفر اول و ورود به سفر دوم جهانبینی است. یک پایه و اساس در کنگره وجود دارد؛ همانطور که یک مقدمه یا پیشگفتار میآید و آغاز یک کاری را برای ما توضیح میدهد، دقیقاٌ ۴۰ سیدی هم در گنگره ما را پذیرای دریافت آموزشهای بعدی میکند؛ یعنی به طریقی بستر را در ما طوری ایجاد میکند که بتوانیم مفاهیم و مطالب بعدی را به خوبی و بهتر دریافت کنیم و بدانیم که قرار است سفرمان را چه طور شروع کنیم و به کجا منتهی کنیم. برای همین اگر دقت کنید در هر دوره آزمونها، ما مطالب مکتوب را به اضافه ۴۰ سیدی داریم و هر دوره این تکرار میشود و به این دلیل است که ما بتوانیم از طریق آن، مطالعه مجدد و تمرین مجددی که روی این ۴۰ سیدی و روی مطالب میکنیم، ظرف وجودیمان را گسترش بدهیم و همین باعث میشود هر بار یک مطلب جدیدی را از آن سیدیها متوجه شویم که انگار دفعه قبلی اصلاً آن مورد را نشنیده بودیم این به خاطر آن فضا و بستری است که ۴۰ سیدی در انسان مهیا میکند تا بتوانیم هم همین مطالب را در بطن وجودمان نفوذ دهیم و آموزهها را در وجودمان نهادینه کنیم و هم از طرفی مطالب و سیدیهای به روزی که در کنگره وارد میشوند را به خوبی دریافت کنیم.
به نظر شما یک راهنمای آینده علاوه بر مطالعه منابع باید چه ویژگیهایی را در خود تقویت کند؟
همه ویژگیهایی که یک راهنما باید داشته باشد در جزوه راهنما و راهنمایی به آن اشاره شده است؛ ضمن اینکه در کلیه منابع، آن دانشی که باید یک راهنما داشته باشد موجود است. منتها من احساس میکنم اصلاً یکی از عوامل قبولی، علاوه بر مطالعه و آن چیزهایی که در صور آشکار وجود دارد، یک بخش آن هم برمیگردد به صور پنهان انسانها اینکه گره صور پنهان من چه قدر است و به چه اندازه تغییر کرده است تا چه حد توانستهام آن آموزهها و علم کنگره را و آنچه که خواندهام را به عمل در بیاورم و فکر میکنم یک بخش و یک قسمت قبولی به این موضوع برمیگردد، چهبسا که خیلی وقتها ما یک مطلبی را خواندهایم؛ ولی در نهایت از آزمون آن سربلند بیرون نمیآیم و برمیگردد به اینکه خب من نیاز بیشتری داشتم به خواندن و عملی کردن آن و اینکه در خصوص این موضوع سوال پرسیدید من خودم در ابتدای ازدواج و زندگی مشترکم بودم که یکی از دوستان کنگره، به من گفتند که ازدواج در اصل یک مسیر تزکیه و پالایش است و وقتی با این دیدگاه وارد شدم دیدم که خیلی راحتتر و قشنگتر میتوانم چالشها و فرازونشیبهایی که در همه زندگیها است را پشت سر بگذارم. در بحث راهنمایی هم باید همسفرها با همین دیدگاه پیش بروند؛ یعنی همسفر و مسافر میداند وقتی وارد بحث راهنمایی میشود با یک برهه جدید آموزشی و تزکیه و پالایش روبهرو است و آنچه که در این مسیر برای من اتفاق میافتد باعث میشود که من بتوانم روی خودم بیشتر کار کنم و آن سطح دانایی موثر را کمی بالاتر ببرم. من فکر میکنم اگر انسان در همه خدمتها با این دیدگاه پیش برود و آن را به اجرا دربیاورد و هدفش را گم نکند و بداند که با چه هدفی در این مسیر قدم میگذارد؛ قطعاً میتواند خدمتی را انجام بدهد، کاری را انجام بدهد و زندگی کند که هم خودش از زندگی لذت میبرد و هم دیگران میتوانند در کنارش زندگی کنند. همان چیزی که در کتاب عشق به آن اشاره شده است قطعاً فکر میکنم با این حالت به اجرا در میآید.

آزمون تا چه حد میتواند در بالاتر بردن سطح آموزش یک نمایندگی تاثیرگذار باشد؟
به طورکلی همانطور که میدانید آزمون به صلاحدید خانم کماندار در بخش همسفران یک کار کاملاٌ گروهی است. اگر بخواهیم روی مثلثی پیاده کنیم قاعده آن مثلث میشود مسئول امتحانات نمایندگی، ضلع راست آن مثلث میشود راهنمایان و گروه مرزبانی آن نمایندگی و ضلع سمت چپ هم میشود شرکتکنندگان آزمون، هر سه ضلع هر کدام مسئولیت خاص خودشان را در برگزاری آزمونها در فضایی یا بستری در شعبه فراهم شده است؛ اگر هر کدام از این اعضاء کار خودشان را درست انجام دهند قطعاً آن بستر سالم است و همه میتوانند از آن استفاده لازم را ببرند و قطعاً در نمایندگی تأثیرش را نشان میدهد. هر کدام از اضلاع اگر کارشان را درست انجام ندهند؛ باعث خرابی میشود. آقای مهندس در آموزشهایشان همیشه به ما تأکید کردند اگر یک ایرادی یا یک خرابی در لژیون اتفاق میافتد برمیگردد به اعضاء همان لژیون، پس قضیه آزمون هم از این صحبت مستثنا نیست. اگر سطح آموزشی خوبی نداریم، سطح علمی فراهم نیست و اگر آن بستر، بستر خوبی نیست قطعاً برمیگردد به همین موضوع؛ پس میتواند تاثیرگذار باشد و تأثیرش را از این سه ضلع میگیرد؛ پس هر کدام از ما باید مسئولیت خودمان را در این بخش درست انجام دهیم؛ مثلاً راهنمای بخش طراحی سوال که مهمترین بخش از این آزمون را بر عهده دارد؛ قطعاً اگر راهنمایی با حس مناسب و حس خوب بیاید و آن سوالها را طرح کند بار آموزشی خوبی را داشته باشد یا مرزبان با حس خوب بیاید و کارش را انجام دهد و بگوید که من این فضا را فراهم میکنم تا عزیزان در سکوت و یک فضای سالم و رقابتی بتوانند سطح آموزش خودشان را افزایش دهند و همچنین خود شرکت کنندگان که با چه حسی میآیند و آزمون میدهند. آیا من با این حس میآیم که حال دیگران را بگیرم یا من با این حس میآیم منت بر سر راهنمایم بگذارم یا نه من با حسی میآیم امتحان میدهم یک کلمه، یک جمله یا یک مفهوم بیشتر از کنگره یاد بگیرم و خودم را در قبال آن مفهموم محک بزنم؟ البته چون مسئول امتحانات قطعاً قاعده این قسمت است و با هر دو گروه در ارتباط است و قطعاً در تاثیرگذارترین بخش قرار میگیرد. به این دلیل که حس پشت طراحی این سوالات بینهایت تأثیرگذار است و اگر من با حس کمک یا محک زدن یک آزمون با بار آموزشی مناسب داشته باشم؛ قطعاٌ تمام تلاشم را میکنم و راه برایم باز میشود نه اینکه حالا یک آزمونی بگیرم که آنقدر سخت باشد و جملات نقطه کور کتاب را گذاشته باشم تا مچ افراد را بگیرم که من میدانستم شما این نقطه را بلد نبودید، من بلد بودم و شما بلد نبودید نه قرار است در این مسیر آموزش، ما خودمان را محک بزنیم و یافتهها و اطلاعات کنگره را هر روز بیشتر یاد بگیریم و بتوانیم به علم در بیاوریم؛ بنابراین آزمون میتواند در سطح نمایندگی تأثیرش را بگذارد دقیقاٌ مثال لژیون سردار است. اگر بنایی آباد باشد؛ اما ساکنین آن خراب باشد کمکم آن بنا را نابود و ویران میکند؛ اما اگر ساکنین آباد بیایند در بنای خراب، میتوانند آن ویرانهها را هم آباد کنند. در بخش آزمون اگر همه تلاش کنند قطعاٌ آن بار علمی شعبه بالا میرود. وقتی که من فهمم در مقابل مطالبی که از آقای مهندس به من میرسد، در اصل آن غذایی که به من میرسد خیلی باز باشد و من راحتتر بتوانم دریافت کنم طبیعتاً من رشد بهتری میکنم و قطعاٌ در خدمت کردن در همه بخشها میتواند تأثیرگذار باشد؛ همانطور که میدانید آموزش پایه همه خدمتهاست اگر خدمتی بدون آموزش انجام شود قطعاً خیانت انجام شده؛ بنابراین آموزش بسیار تأثیرگذار است و آزمون هم از این قضیه مستثنا نیست.
صور پنهان و آشکار آموزش و حضور در آزمونهای ماهانه چیست؟
این سوال بسیار ریز و هوشمندانه است. آزمون به طور کلی به معنای محک زدن است. من در آزمونهای ماهانه شرکت میکنم و در صور ظاهر انگار بخواهم خودم را نسبت به آنچه مطالعه کردهام حالا در برگه آزمون خودم را محک بزنم؛ ولی در صور پنهان طبیعتاً باید عمیقتر به این پروسه نگاه کنم و فکر کنم وقتی که همسفری میآید و اطلاعیه آزمون را میبیند و میداند یک آزمون با این تاریخ، با این مقدار منابع قطعاً باید برای آن برنامهریزی داشته باشد. برای اینکه اگر من بخواهم برای آزمون آماده شوم؛ باید برنامهریزی کنم. اینجا به من برنامهریزی کردن را یاد میدهد؛ زیرا من میخواهم در آزمون شرکت کنم، تاریخ و ساعت را برای من معین میکند؛ بنابراین برای اینکه من بتوانم در آن آزمون حضور پیدا کنم؛ باید نظم را در زندگیام پیاده کنم تا بتوانم آن اتفاق را برای خودم داشته باشم. نکته بعدی اینکه من میخواهم پاسخگوی آن مطالب باشم؛ باید آن مطالعه را در خانه داشته باشم و با تمرکز و دقت اتفاق افتاده باشد؛ همانطور وقتی که پاسخ سوالی را در آزمون میدهم؛ باید آن دقت و تمرکز را داشته باشم. من وقتی سوال را میخوانم باید دو بار سوال را بخوانم یا سوال را تا انتها بخوانم و بعداً آن را پاسخ دهم همه اینها نکات و آموزشهایی است که آزمون در صور پنهان به من زهرا آموزش میدهد. اینکه اگر من نمره کافی را به دست نیاوردهام آیا جهانبینی این را دارم که بگویم اشکال ندارد و دستم را میگذارم روی زانوهایم و ایرادم را پیدا میکنم و بگویم نشتی کشتی من اینجاست، سوال را بدون دقت خواندم؛ پس دفعه بعد بهتر میخوانم یا من قرار است حالم بد شود یا اعتراض کنم یا حالا اتفاقاتی که ممکن است برای همسفرها در شرایطهای مختلف اتفاق بیفتد.
به چه علت برگه سوال بعد از برگزاری آزمون در اختیار همسفران قرار نمیگیرد تا برای آزمون نهایی از آن استفاده کنند؟
یکی از علتهایش فرموده آقای مهندس است؛ چون بارها و بارها اعلام کردهاند برای مطالعه حتماٌ از متون استفاده کنید و از طراحی سوالات یا از خواندن مکرر سوالات پرهیز کنید؛ به همین علت است؛ زیرا ذهن انسان وقتی مرتباٌ یک سری سوال را میخواند فقط با آن سوال آشنایی دارد و متن را بلد نیست، برای همین اگر در ادامه صورت سوال یا گزینههای سوال کوچکترین تغییری کند مغز، آن آشنایی را ندارد و نمیتواند پاسخگو باشد؛ برای همین اگر متن را بخوانید هر نوع سوال با هر شکل و شمایلی طراحی شود، شما میتوانید پاسخگوی آن سوال باشید. نکته بعدی که وجود دارد این است که وقتی من در آزمون شرکت نکنم و به صورت حضوری در جمع قرار نگیرم، همانطور که استادان ما میگویند: تکامل در جمع صورت میگیرد، آن بخش تکامل را در خودمان میگیریم و به عبارتی همانطور که در سوالات قبلی توضیح دادم آن آموزش پنهانی آزمون دادن را از خودمان محروم میکنیم. خوب ما در مثلث آزمون به این نکته اشاره کردیم که هر کدام از این اضلاع مسئولیت خاص خودشان را دارند؛ بنابراین اینجا یک شرکت کننده آزمون هم مسئولیت این را دارد به پاس قدردانی از زحماتی که مسئول امتحانات، راهنمایان و گروه مرزبانی برای تهیه یک آزمون کشیدهاند به صورت حضوری در آزمون شرکت کند نه اینکه درخواست برگه، بعد از عدم حضور در آزمون را داشته باشد و همین ایفای نقش و همین حضورش در آزمونها هم به خودش میتواند کمککننده باشد و هم آن انرژی را در آن بستری فراهم کردیم، میتواند به چرخش در بیاورد و به آن تعادل انرژی کمک کند؛ چرا که قطعاً مسئول امتحاناتی که تعداد بیشتری از اعضاء شعبه در آزمون شرکت میکنند، قطعاً حس و حال متفاوتتری بهتر از مسئول امتحاناتی دارد که در شعبه دیگری است که همه این زحمات را با راهنماها میکشند؛ ولی فقط تعداد اندکی یا زیر ۵۰ درصد از افراد کل آن شعبه در آزمون شرکت میکنند.
با توجه به نزدیک شدن به منابع آزمون راهنمایی به نظر شما یک رهجو باید روی چه بخشهایی تمرکز کند؟
طبیعتاً تا زمانی که سیدیهای آزمون مشخص نشود، رهجو تمرکزش میرود روی منابع مکتوب کنگره، چون همه این منابع مهم هستند. یک سری منابع وجود دارند که نکات یا به اصطلاح مطالب بیشتری درونشان است به این معنا نیست که اینها مهمتر هستند و وقت بیشتری باید صرف آنها شود؛ ولی همه مطالب باید مطالعه شود و البته بلد باشند.
برگزاری آزمونهای ماهانه با چه هدفی صورت میگیرد؟
با هدف ایجاد یک بستر مناسب برای مرور آموزشهای جهانبینی در کنگره۶۰ و همچنین آشنایی با فضای آزمون و آمادگی همسفران برای آزمون اصلی راهنمایی، این کار بر اساس این انجام شده است که دکتر امین میخواهند فلسفه آن را بدانیم. فلسفه انجام یا پایهگذاری آزمونها برای همسفران با این دیدگاه بوده است که دکتر امین در یکی از سیدیهای خودشان هم به این موضوع اشاره میکنند که اطلاعات دو بعد دارد؛ ولی علم سه بعد دارد؛ یعنی اینکه علم عمیق است و عمق دارد. حالا چه زمانی این عمق برای افراد ایجاد میشود یا اطلاعات به آن علم تبدیل میشوند؟ زمانیکه تکرار، تکرار و تکرار انجام شود. دقیقاٌ مشابه مثال آقای مهندس در مورد کوبیدن میخ در دیوار که میگویند: میخ زمانی جای خودش را در دیوار پیدا میکند که آنقدر ما مستمر به آن بکوبیم تا جای خودش را پیدا کند و این کار برای مطالب جهانبینی ما و مطالب آموزشی کنگره۶۰ به این صورت است که با تکرار مکرر آن مطالب باعث میشود مثل علم در ذهن ما عمق پیدا کند و این باعث میشود زمانیکه من به آن احتیاج دارم، در دسترس من قرار بگیرد و ملکه ذهنم شده باشد؛ بنابراین آن فضایی که باعث شده است من مرور آموزشهای جهانبینی را انجام بدهم، به صورتی میشود که من کمکم میتوانم آن آموزشها را بهخوبی در زندگیام هم پیاده کنم و در اصل آن را به دانایی موثر تبدیل کنم.
اگر بخواهید یک پیام کوتاه به شرکت کنندگان آزمون راهنمایی بدهید چه میگویید؟
سه تا نکته خیلی مهم وجود دارد: نکته اول منتظر فرصت نباشید، خودتان فرصتها را بسازید. نکته دوم هیچ وقت برای شروع کردن دیر نیست. نکته سوم و مهم این است که یادتان نرود سنگ بزرگ نشانه نزدن است؛ یعنی برنامهریزی خودتان را طوری انجام دهید که بتوانید از پس آن بربیایید و منعطف باشد.
طراح سوالات، تایپ و ویرایش: راهنما همسفر یاسمن (نمایندگی پاکدشت)، مرزبان همسفر معصومه (نمایندگی ورامین)، همسفر اکرم رهجوی راهنما سمیه (نمایندگی پاکدشت)
عکاس: همسفر فاطمه دستیار اسیستانت سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر فرحناز
همسفران نمایندگی ققنوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
110