عقل یکی از کلیدیترین بخش صور پنهان انسان میباشد و حکم یک فرمانروا یا حاکم را در شهر وجودی انسان دارد و چیزی فراتر از ماده است بنابراین حتی با مرگ هم از بین نمیرود و جزء اصلی وجود انسان محسوب میشود که اگر انسان در مسیر زندگی و تکاملی خودش فرمانهای این حاکم بزرگ و فرمانروا را اجرا کند و پیرو فرمانهای آن باشد به تعادل و تکامل میرسد و در مسیر زندگی و حیاتش کمتر دچار چالش و مشکلات میشود و در آرامش و آسایش ادامه حیات خواهد داد و حتی میتوان گفت بعد از مرگ هم در شرایط بهتری خواهد زیست.
چرا که حیات همواره ادامه دارد از آنجایی که عقل فر ایزدی دارد یعنی یک موهبت و نیروی الهی است پس هرگز حکم غلط و نابجا نخواهد داد مگر اینکه از حس، که یک گیرنده است اطلاعات نادرستی دریافت نماید زیرا حس، اولین قوه به کار گیری عقل است و عقل بنا به چیزی که از حس دریافت میکند حکم صادر مینماید. چنانچه حس آلوده شود و یا در اثر استفاده از انواع خمر حس بسته شود و دریافت درستی از هستی نداشته باشد میتوان گفت تمامی کارها خراب خواهد شد.
عقل راه درست را نشان میدهد و حکم درست را صادر میکند ولی گاها خواستههای نفس و حسهای منفی و آلوده و اطلاعات نادرست اجازه نمیدهند که عقل حکم و قضاوت درستی، در قبال تصمیمات و خواستههای فرد صادر نماید در واقع مانند نیروی قدرتمندی، در مقابل عقل قرار میگیرند و اجازه صدور حکم درست را نمیدهند.
اگر حس آلوده باشد همراه با نفس اماره که نیرویی قوی و زیرکی است فرماندهی را از عقل گرفته و خود، حاکم بر انسان میشود و او را به بیراهه هدایت خواهد کرد و میتواند انسان را در مدت زمان کوتاهی به عمق تاریکی فرو ببرد اگر انسان، با آموزش درست به مرحلهای از دانایی و تجربه دست پیدا کند و در مسیر تزکیه و پالایش قدم بردارد این فرمانروا کامل و کاملتر میشود و فرمانهای منطقی، صادر خواهد کرد.
برداشت من از این وادی اینگونه است که اگر بتوانم حسم را تزکیه و پالایش نمایم و از آنچه خرد جهانی منع کرده و ضد ارزشها دوری کنم عقل و حاکم وجودی من قطعا، برای داوری و قضاوت و صدور حکم، دچار اشتباه نمیشود. درس و آموزش و برداشت دیگری که از این وادی دریافت کردم، این بود که قبل از انجام هر فعلی تفکر کرده سپس حرکت نمایم در مقابل بسیاری از مسائل و چالشهایی که برایم پیش میآید سریع واکنش نشان ندهم و سعی کنم اندکی مکث کرده و آگاهانه برخورد نمایم و اگر لازم باشد سکوت کنم که خود سکوت، نوعی عکسالعمل است که گاهی خود، میتواند بهترین پاسخ و واکنش باشد.
میتوان گفت این وادی مانند سایر وادیها زندگی کردن و تمرین درست زیستن است و اینکه بتوانم از دانستن عبور کرده و دانستهها را از قوه به فعل در آورم بدین معنی که هر جا عقل مسیر و راه درست و منطقی را نشانم داد، بدون ترس وارد مسیر شده و حرکت کنم هر چند سختیهایی در مسیر احساس کنم ولی از حرکت باز نایستم و بدانم که نیروی قدرتمندی در مقابل عقل قرار گرفته و میتواند به راحتی و با انواع ترفند و حقهها مرا از مسیر اصلی و درست منحرف نماید و با القاء افکار منفی و ناامیدی باعث رکود و سکون در من شود.
این وادی به من آموخت که هوشیار باشم و بدانم که حرکت در مسیر و راه درست و همچنین انجام عمل سالم با وجود این نیروها فراز و نشیب ها و سختیهای زیادی به همراه دارد پس آگاهانه قدم بردارم و فرمانبردار حاکم وجودی خودم باشم تا بتوانم به تعادل و تکامل نزدیک بشوم و آن کنم که فرمان است. امیدارم در پرتو آموزشهای ناب کنگره60 بتوانم به فرمانبرداری کامل از عقل برسم چرا که از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره از نظر مکانی یک مو فاصله است ولی از نظر زمانی هزاران سال به طول میانجامد.
نویسنده: راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
رابط خبری: راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکاس سایت: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
102