جلسه چهارم از دوره بیستوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دهخدا قزوین به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر سمیه با دستورجلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه در مورد «وادی ششم و تأثیر آن روی من» است، اتفاقاً سه سال پیش که در این شعبه استاد بودم، دستور جلسه لژیون سردار «وادی ششم» بود، احساس میکنم این وادی را باید بیشتر و کاربردیتر روی خودم کار کنم و آموزشهای آن را عمیقتر فرا بگیرم، این وادی میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانروا اجرا کنید.»
در وادی اول که وادی تفکر است، من در کنگره یاد گرفتم که تفکر واقعی چیست؟ همیشه تصور میکردم افکاری که در ذهنم وجود دارد و هر کاری که انجام میدهم درست است و همیشه فکر میکردم که درست فکر کردهام؛ اما در کنگره متوجه شدم که بسیاری از آنها اصلاً تفکر نبودهاند.
در وادی دوم یاد گرفتم که بیهوده خلق نشدهام، زمانی که در کنگره خدمت کردم، بیشتر متوجه شدم که در این دنیا رسالتی دارم، در وادی سوم یاد گرفتم که هیچکس به اندازه خودم نمیتواند به فکر من باشد و نباید منتظر باشم دیگران مشکلاتم را حل کنند، در وادی چهارم نیز یاد گرفتم مسئولیت زندگی و مشکلاتم را به خداوند واگذار نکنم.
به همین شکل وادیها را پشت سر گذاشتیم، آقای مهندس همیشه میگویند: وادیها مانند آبادیها هستند و من واقعاً با همین دیدگاه به آنها نگاه میکنم، ممکن است لازم باشد مدتی در یک وادی بمانم؛ سیدیهای مربوط به آن را گوش کنم، کتاب بخوانم، مشارکتها را دنبال کنم و آن آموزش را در زندگیام کاربردی کنم.
وادیهای اول تا چهارم به من تفکر کردن را آموزش میدهند، در وادی پنجم یاد میگیریم که فقط دانستن و جمعآوری اطلاعات کافی نیست؛ باید حرکت کنیم و چیزهایی را که آموختهایم، به مرحله اجرا دربیاوریم.
در وادی ششم عقل برای من تعریف میشود و یاد میگیرم که چگونه فرمان عقل را تشخیص بدهم و از آن پیروی کنم، وقتی حرکت میکنیم، در مسیر زندگی بارها بر سر دوراهی قرار میگیریم، گاهی در شرایط سخت، صدایی در درون ما میگوید: «دیگر بس است، زندگی پوچ است، چقدر میخواهی عذاب بکشی؟» من خودم گاهی به مسافرم میگویم: «دیگر نمیخواهم آموزش بگیرم.» ؛اما در کنگره یاد گرفتهام که حتی همین شرایط سخت هم میتواند برای من آموزش باشد.
خدا را شکر میکنم که وارد کنگره شدم و این آموزشها را دریافت کردم، شاید اگر این مسیر را پیدا نمیکردم، نمیدانستم در شرایط سخت زندگی باید چگونه با خودم برخورد کنم، در کنگره یاد گرفتم که بسیاری از این صداهای ناامیدکننده، صدای نفس اماره هستند؛ صدایی که میگوید زندگی پوچ است و همیشه در سختی و عذاب خواهی بود.
در وادی ششم یاد میگیریم که درون ما دو صدا وجود دارد: صدای نفس اماره و صدای عقل؛ اما سؤال اینجاست که از کجا بفهمیم کدام صدا، صدای عقل است؟ من برای خودم اینطور نگاه میکنم: اگر کاری را انجام بدهم و نتیجه آن به حال خوش، آرامش و حس خوب من منتهی شود، میتوانم بفهمم که به صدای عقل نزدیکتر بودهام، گاهی ممکن است با کسی دچار مشکل شویم و صدایی درونمان بگوید: «گوشی را بردار و به او زنگ بزن، بگو چرا این کار را با تو کرد؟ چرا باید با تو اینطور رفتار کند؟»، اگر به این صدا گوش بدهیم و تماس بگیریم، ممکن است بعد از آن حالمان بد شود و آرامشمان را از دست بدهیم؛ آنجاست که متوجه میشویم این صدا، صدای نفس اماره بوده است.
برای خود من هم بارها اتفاق افتاده است، هر وقت کار ضدارزشی انجام میدهم، در نهایت حالم خراب میشود و آرامشم را از دست میدهم، در وادی ششم یاد میگیریم که عقل کل مانند نور خورشید است و ما انسانها مانند خانههایی هستیم که این نور به آنها میتابد، هرچه بیشتر به سمت ارزشها حرکت کنیم، روزنه وجودمان بزرگتر میشود و نور بیشتری وارد زندگیمان میشود و حالمان بهتر خواهد شد؛ اما هرچه به سمت ضد ارزشها برویم، این روزنه کوچکتر میشود و نور کمتری وارد خانه وجودمان خواهد شد و در تاریکی بیشتری قرار میگیریم.
واقعاً زمانی که به صدای عقل گوش میدهیم، حالمان خوب است؛ چون قدرت عقل از قدرت الهی سرچشمه میگیرد، وقتی کاری را انجام میدهیم و میبینیم نتیجه آن آرامش و حال خوش است، میتوانیم بفهمیم که به فرمان عقل نزدیکتر بودهایم.
در کنگره در دعاهایمان میگوییم: خداوندا ما را به فرمان عقل نزدیک گردان، رسیدن به فرمان عقل شاید در ظاهر بسیار بزرگ و پیچیده به نظر برسد؛ اما از کارهای کوچک زندگی شروع میشود، همین که بهموقع بخوابیم، مسواک بزنیم، پسانداز داشته باشیم، غیبت نکنیم، دروغ نگوییم و از انجام ضدارزشها دوری کنیم، در واقع داریم فرمان عقل را تمرین میکنیم.
اگر همین کارهای کوچک را ذرهذره و بهصورت مداوم انجام دهیم، کمکم توانایی اجرای فرمانهای بزرگتر را نیز پیدا خواهیم کرد، من فکر میکنم وادی ششم به من یادآوری میکند که فرمان عقل فقط یک جمله نیست؛ باید آن را در زندگی روزمره اجرا کنم.
تقدیر و تجلیل راهنما تازهواردین همسفر فاطمه

پايان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است تبریک لژیون DST راهنما همسفر فریده


مرزبان کشیک: همسفر معصومه و مسافر سعید
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
178