گرایش جوانان و بهویژه قشر دانشجو به مصرف مواد مخدر طی سالهای اخیر، زنگ خطر بزرگی را برای مسئولان و خانوادهها به صدا درآورده است. زنگ خطری که لزوم اتخاذ راهکارهای درست در راه مبارزهی اصولی با این معضل را بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار میدهد.
در کنار فعالیت نهادهای رسمی و دولتی در راستای مبارزه با مواد مخدر، افراد و گروههایی در عرصهی جامعهی مدنی ایران با انگیزههای انسانی و با ماهیتی غیرانتفاعی تلاش بسیاری را برای حل بحران مواد مخدر و بهویژه کمک برای ترک اعتیاد و بازیابی معتادان و بازگرداندن آنها به زندگی عادی میکنند. جمعیت احیای انسانی کنگرهی ۶۰ یکی از این گروهها است. این سازمان مردمنهاد که مسئول و مؤسس آن «حسین دژاکام» است، در شهریور سال ۱۳۷۸ تأسیس شد.
کنگرهی ۶۰ اکنون به یکی از بزرگترین سازمانهای مردمنهاد در ایران مبدل شده است که هزاران مصرفکننده را از دام اعتیاد رها کرده و شرایط و آموزشهای لازم برای بازگشت آنها به جامعه بهعنوان فردی عادی را فراهم کرده است. این سازمان شعبههای فراوانی در تهران و سراسر ایران دارد. شعبهی اصلی آن که در اصطلاح به آن «آکادمی» گفته میشود در ابتدای خیابان سهروردی تهران قرار دارد. هماکنون نزدیک به ۸۰۰ نفر بهطور داوطلبانه در این سازمان مردمنهاد فعالیت میکنند و همهی حمایتهای مالی آن نیز توسط مردم صورت میگیرد.
درمان در کنگرهی ۶۰ بهصورت تدریجی و مرحلهبهمرحله و با کاهش پلهای میزان مصرف صورت میگیرد و تمامی این مراحل بهصورت رایگان انجام میگیرد.
گروه پژوهشهای خبری ایرنا با هدف بررسی فعالیتهای گروههای جامعهی مدنی برای مبارزه با اعتیاد و بهطور مشخص کنگرهی ۶۰ با حسین دژاکام مؤسس و مسئول این کنگره به گفتوگو نشست و نظر وی را دربارهی شیوع اعتیاد، دلایل و روشهای مبارزه با این پدیدهی خانمانسوز، جویا شد.
حسین دژاکام متولد ۲۵ آبان ۱۳۲۸ و فارغالتحصیل رشتهی مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت است. تحقیقهای چندسالهی او در خصوص تولید چشمهای الکترونیک بهمنظور حفظ سلامت و جان کارگران و کاربردهای دیگر صنعتی که به همراه جمعی دیگر از متخصصان در سال ۱۳۵۹ آغاز شد پس از سه سال به نتیجه رسید و به تولید و طراحی چشمهای الکترونیک برای نخستین بار در ایران و تأسیس کارخانهی چشمهای الکترونیک در منطقهی ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان منجر شد.
حسین دژاکام خود از سال ۱۳۵۸ مصرف دایمی مواد مخدر را آغاز کرد؛ مصرفی که برای ۱۲ سال او را درگیر کرد و تلاشهای متعدد برای ترک آن به جایی نرسید. او خود علت برگشت به مواد را احیا نشدن سیستمهای تخریبشده در اثر مصرف مواد، بهکار نیفتادن غدد شبهافیونی و از تعادل خارج شدن سیستمهای بدن عنوان میکند.
دژاکام که به حوزههای عرفان، خودشناسی، روانشناسی، تاریخ و فلسفه نیز علاقهمند بود، مطالعات آزاد خود در این زمینه را از ابتدای دههی پنجاه آغاز و در پی آن کاوش در زمینهی عرفان و خودشناسی را بهطور جدی از دههی ۱۳۶۰ دنبال کرد که بیشتر انگیزهی آن دانستن و یافتن راهی برای خروج از تاریکی و اعتیاد بود.
تجربهی سالها مصرف مواد مخدر و مطالعات دژاکام در نهایت به ترک اعتیاد او در سال ۱۳۷۶ و ابداع روشی منجر شد که نتیجهی سالها تحقیق و کشف صورتمسئلهی اعتیاد بود. نتیجهی تحقیق وی در کتاب «عبور از منطقهی ۶۰ درجه زیر صفر» و مقالات «سمزدایی»، «صورت مسئلهی اعتیاد»، «آنچه خانوادهها باید بدانند» به چاپ رسیده است.
او که پس از ترک تصمیم گرفته بود تجربهها و آموختههای خود را در اختیار سایر مصرفکنندگان و خانوادههای آنان قرار دهد در ۳۱ شهریور ۱۳۷۸ جمعیت احیای انسانی کنگرهی ۶۰ را با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر تأسیس کرد.
دژاکام در گفتوگو با ایرنا مهمترین علت تمایل جوانان به اعتیاد را نبود سرگرمی و فعالیتهای درخور آنها عنوان کرد. بهگفتهی او نخستین قدم در راه سیاستگذاری برای ترک اعتیاد، رسیدن به این باور است که مشکل اعتیاد در کشور ما بسیار جدی و بحرانی است؛ تا حدی که ما هرگز قادر به حذف آن نخواهیم بود و با برداشتن گامها و اتخاذ تصمیمهای درست تنها میتوانیم آن را کنترل کنیم و سپس به کاهش تدریجی آن امیدوار باشیم.
دژاکام ضمن اشاره به اینکه همهی سازمانهای کشور میتوانند در کنترل معضل اعتیاد مؤثر باشند، از سیاستگذاریهای موجود انتقاد کرد و گفت: وقتی جوانان ما تفریح و سرگرمی مناسب بهخصوص در دانشگاهها ندارند و آموزشهای مناسب در این حوزه را نیز ندیدهاند، چگونه میتوان به رفع اعتیاد آنان امیدوار بود؟
لزوم اختصاص سازمانی با مدیریت قدرتمند و شبانهروزی که بتواند همهی وقت خود را به این مسئله اختصاص دهد یکی دیگر از نکاتی بود که دژاکام به آن اشاره کرد. بهگفتهی او اینکه وزیر کشور مسئول ستاد مبارزه با مواد مخدر است از این نظر که به این ستاد قدرت و اختیار لازم برای تصمیمگیریهای حساس داده میشود مفید و قابلدرک است ولی در کنار آن، وزیر کشور فعالیتهای بسیاری دارد که رسیدگی به ستاد مبارزه با مواد مخدر را در اولویتهای چندم قرار میدهد.
او همچنین به رشد سریع و نگرانکنندهی اعتیاد و در عین حال عقبماندگی منابع مبارزه با آن در کشور و بهویژه سازمانهای مربوط اشاره کرد و گفت این منابع باید بهروز شوند تا پاسخگوی میزان بحرانی اعتیاد در کشور باشند.
مؤسس جمعیت کنگرهی ۶۰ در سخنان خود به بسیاری از روشهای مرسوم ترک اعتیاد نیز اشاره کرد و روشهایی را که ترک اعتیاد در آنها تنها با هدف پاکیزگی جسم صورت میگیرد شکستخورده توصیف کرد. بهگفتهی او ترک تنها در صورتی دایمی میشود که جسم و روح و روان را با هم هدفگیری کند و مصرفکننده بعد از ترک جسمی به تعادل روحی نیز برسد.
در ادامه متن کامل گفتوگوی گروه پژوهشهای خبری ایرنا با حسین دژاکام مسئول و مؤسس جمعیت احیای انسانی کنگرهی ۶۰ آمده است.
ایرنا: آقای دژاکام چه تعداد از افرادی که برای ترک اعتیادشان به کنگرهی ۶۰ مراجعه میکنند جوانان و بهویژه جوانانی هستند که در خوابگاهها معتاد شدهاند؟
دژاکام: در بین افرادی که به کنگرهی ۶۰ مراجعه میکنند جوانان زیادی وجود دارند. بسیاری از آنها در خوابگاه یا حتی سالها پیش از آن به مصرف مواد روی آوردهاند. ولی نه من و نه هیچکس دیگری نمیتواند ادعا کند که آمار درستی از تعداد جوانانی که در خوابگاههای دانشجویی معتاد شدهاند وجود دارد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید خود من هم حدود ۳۰ سال پیش در خانهی دانشجویی درگیر اعتیاد شدم.
ایرنا: در آن زمان چه چیزی بیش از همه شما را به سمت مصرف مواد مخدر و در نهایت اعتیاد کشاند؟
دژاکام: گرایش به اعتیاد دلایل بسیار زیاد و متنوعی دارد؛ ولی دلیل اعتیاد من بسیار بیاهمیت بود. من بیش از همه از روی کنجکاوی و برای حضور در جمع دوستان به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کردم.
ایرنا: فکر میکنید در زمان حاضر نیز همین دلیل جوانان را به سمت مواد مخدر میکشاند؟
دژاکام: به اعتقاد من اکنون اصلیترین دلیل، نبودن مکانی برای گذران ساعات فراغت است. ما باید این پرسش را از خود بپرسیم که اوقات فراغت یک دانشجو چگونه باید سپری شود؟ آیا همهی دانشجویان باید این زمان را صرف فعالیتهای مذهبی، مطالعه و مرور درسهای خود کنند؟ قدیمیها میگفتند که اگر نفس را سر کار نگذاری، تو را سر کار میگذارد. پس مهمترین مسئله، فراهم کردن شرایط لازم برای اوقات فراغت دانشجویان است و در این راه باید سلیقههای مختلف نیز مورد توجه قرار بگیرند. بیشتر از دانشجویان انتظار میرود که سالم زندگی کنند، درس بخوانند و فارغالتحصیل شوند؛ ولی هیچکس توجه چندانی به تفریحها و اوقات فراغت آنها نمیشود.
ایرنا: آقای دژاکام برخی گزارشها و مشاهدهها حکایت از آن دارد که مصرف مواد مخدر در میان دانشجویان خوابگاهی به شدت بالا رفته است و نگرانکنندهتر اینکه بسیاری از دانشجویان، مصرف مواد را نوعی «فاز» که محدود به دورهای خاص است و از آن عبور خواهند کرد توصیف میکنند. شما خطر این مصرف دورهای را چقدر جدی میدانید؟
دژاکام: قدیمیها میگفتند یک بز گَر، گلهای را آلوده میکند. کافی است در یک خوابگاه دانشجویی یک نفر مصرفکننده باشد. بدون شک خواسته یا ناخواسته بقیه را به سمت خود جذب میکند. متأسفانه مطلبی که مسئولان هرگز توجهی به آن نکردهاند این است که مواد مخدر جذابیتهای فراوانی دارند. بسیاری تصور میکنند جوانان مواد مخدر را بدون هیچ دلیلی و تنها برای گذران وقت مصرف میکنند. در حالی که جذابیتهای وسوسهانگیز این مواد هستند که بسیاری از آنها را به سمت مواد میکشانند.
ایرنا: دربارهی این جذابیتها بیشتر توضیح دهید.
دژاکام: نتایج یک بررسی نشان میدهد که مردم بین پلهای روگذر و زیرگذر، تمایل بیشتری به استفاده از گزینهی دوم دارند. دلیل آن این است که آنها اول احساس سقوط آسان از سرازیری و سپس سختی سربالایی را تجربه میکنند. جذابیتهای اعتیاد نیز چنین حسی را در انسان ایجاد میکند. یکی از جذابیتهای این مواد که امروزه بهبهانهی بسیاری از دانشجویان در توجیه مصرف مواد مخدر تبدیل شده است، خاصیت «زورافزایی» (دوپینگ) این مواد است. این خاصیت علاوه بر قدرت بخشیدن به افراد حتی ممکن است منبع الهام و انگیزهی آنها باشد. آنها میتوانند با مصرف مواد، ساعتها در پشت رایانهی خود فعالیت کنند، اعتماد به نفس خود در برخورد با افراد و جنس مخالف را افزایش دهند، ساعتها بیدار بمانند و برای امتحانهای خود مطالعه کنند، داستان بنویسند، تمرین موسیقی کنند و دهها فعالیت دیگر. در چنین شرایطی آنها خیلی سخت به بلایی که تجربهی این جذابیتها در آینده بر سر آنها خواهد آورد فکر میکنند. شیطان همیشه به زیباترین شکل ممکن دام خود را برای انسان پهن میکند و وارد افکار و اندیشهی او میشود و زیبایی او انسان را مفتون میکند. مواد مخدر نیز در ابتدا با زیبایی مسحورکنندهی خود انسان را میفریبد.
ایرنا: این جذابیتها به تنهایی برای گرایش به مواد مخدر کافی است؟
دژاکام: نه به تنهایی. مسئلهای که من همواره به آن اشاره کردهام این است که اعتیاد مانند دانه برای رشد نیاز به بستر مناسب دارد. بستری که در حال حاضر نه تنها در دانشگاه و خوابگاه، بلکه در سطح کشور به بهترین و آسانترین شکل ممکن فراهم شده است. ما باید برای کمک به جوانان خود فکر درستی بکنیم و راهحلهای درستی اتخاذ کنیم.
ایرنا: چه کسانی باید این کار را بکنند؟
دژاکام: همه و در صدر آنها وزارت ورزش و جوانان، شهرداری و صدا و سیما. وزارت ورزش تنها وظیفهی قهرمانسازی و ارسال ورزشکاران ما به رقابتهای خارجی در یک ورزش تخصصی را ندارد. بزرگترین وظیفهی این وزارتخانه افزایش و فراهم کردن ورزش همگانی است. در حال حاضر چنین چیزی در کشور وجود ندارد. قیمت ورودی ورزشگاهها برای بیشتر جوانان ما خیلی گران است. همهی زمینهای ورزشی به بخش خصوصی واگذار شدهاند و پولی هستند. برای انجام ارزانترین و فراگیرترین ورزشهای کشور نظیر فوتبال، فوتسال و والیبال باید حداقل ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان هزینه کرد. شهرداری نیز در این حوزه بسیار کمکاری میکند. این نظریه که تنها سازمان فعال در مبارزه با مواد مخدر باید نیروی انتظامی، پلیس مبارزه با مواد مخدر و قوهی قضائیه باشد بسیار غلط است. این سازمانها باید زمانی که معضل اعتیاد از اندازهای خاص عبور کرد با آن مبارزه کنند.
در حالی که وزارت ورزش و جوانان باید از فراهم شدن بستری که جوانان را به اعتیاد سوق میدهد ممانعت کنند، متأسفانه این وزارتخانه طی سالهای گذشته به هیچ وجه راهکارهای مناسبی در خصوص افزایش ورزش همگانی در حوزهی جوانان که بدون شک در کاستن از آمار معتادان نقش خواهد داشت، اتخاذ نکرده است. شهرداریها نیز در این خصوص به شدت کمکاری کردهاند.
ایرنا: نقش دانشگاهها را در این خصوص چقدر پررنگ میدانید؟
دژاکام: برای بررسی نقش آنها باید چند پرسش ساده را از مسئولان دانشگاه پرسید. آیا آنها استخر، سالنهای ورزشی، پیست اتومبیلرانی و باشگاه اسبسواری رایگان یا کمخرج برای دختران و پسران دانشجو فراهم کردهاند؟ آیا تعداد، تنوع و هزینهی اردوهای تفریحی به میزانی است که همهی دانشجویان بتوانند از آنها استفاده بکنند؟ آیا صبحانه، ناهار و شامی که ما به دانشجو و بهخصوص دانشجوی خوابگاهی میدهیم از کیفیت و حجم مناسب برخوردار است؟ آیا هزینهی تحصیل در دانشگاهها متناسب با تورم جامعه و به میزانی است که هیچ دانشجویی به دلایل اقتصادی تحصیل را رها نکند؟ اگر ما از جذابیتهای اعتیاد سخن میگوییم پس باید جذابیتهایی فراتر از نرمش، دویدن دور زمین و بازی شطرنج را به دانشجویانمان عرضه کنیم. باید امکان تحصیل، ورزش و تغذیهی رایگان برای همه افراد را فراهم کنیم.
ایرنا: در این صورت میتوان اعتیاد را در کشور ریشهکن کرد؟
دژاکام: هرگز. در این شرایط نباید به نابودی کامل و ریشهکن کردن اعتیاد فکر کرد. نابودی اعتیاد نه یک تصور خوشبینانه بلکه یک توهم است. ما در شرایط کنونی با تصمیمها و راهکارهای درست تنها میتوانیم اعتیاد را مهار کنیم.
ایرنا: یعنی با وجود همه تلاشها در این حوزه ما هنوز به مرحلهی مهار نیز نرسیدهایم؟
دژاکام: خیر. مهار اعتیاد به این معنی است که اگر به عنوان مثال ما ۲ هزار معتاد داشته باشیم، بتوانیم این آمار را در همین حد حفظ کنیم. ولی در شرایط کنونی ما نه تنها آمار معتادان را کنترل نکردهایم بلکه توانایی جلوگیری از افزایش آن را نیز نداریم. لازم است که نهادهای مربوط تصمیمهای درستی را در این خصوص بگیرند.
ایرنا: از کجا میتوان این اصلاحات را شروع کرد؟
دژاکام: از الگوهای سازمانی مبارزه با مواد مخدر. منظور من از این حرف به هیچ وجه کم کردن ارزش تلاشهای صورتگرفته در این خصوص نیست؛ ولی چرا باید ما وزیر کشور را به دبیری ستاد مبارزه با مواد مخدر که قطب اول مبارزه با اعتیاد در کشور است انتخاب کنیم؟ وزیر کشور یکی از پرمشغلهترین افراد ممکلت است. او باید بیشتر وقت خود را به بررسی مسائل وزارت کشور بپردازد. در حالی که ستاد مبارزه با مواد مخدر خود سازمانی بسیار بزرگ و پیچیده و نیازمند صرف زمان و انرژی صد در صدی است. همچنین، ریاست ستاد مبارزه با مواد مخدر را رئیسجمهور بر عهده دارد.
مشغله و فعالیتهای رئیسجمهور، هرگز امکان حضور و نظارت مستقیم بر فعالیتهای ستاد را به او نمیدهد. البته هیچکس منکر تلاشهای دلسوزانهی وزیر کشور در این حوزه نیست؛ ولی مبارزه با مواد مخدر مستلزم فعالیت ۲۴ ساعتهی فردی به عنوان رئیس این حوزه است. وزیر کشور باید هر چند وقت یکبار، برنامهی گستردهی خود در وزارت کشور را خالی کند تا وقتی برای حضوری کوتاه در ستاد مبارزه با مواد مخدر بیابد. نکتهی جالب اینکه در بسیاری موارد این مشغله موجب میشود که وزیر بهجای خود قائممقامی تعیین میکند که او نیز بهطور معمول نمیتواند بهصورت کامل در اختیار ستاد باشد.
ریشهی اصلی انتخاب رئیسجمهور به عنوان رئیس و وزیر کشور به عنوان دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر، در افزایش قدرت و اختیار و در نتیجه اعمال نفوذ است. در شهرستانها نیز به همین دلیل، استاندارها مسئول ستادهای مبارزه با مواد مخدر هستند. ولی این قدرت و نفوذ تحت تأثیر حضور نیافتن و نظارت کامل و ۲۴ ساعتهی این افراد بیاثر خواهد شد. من خود مسئولیت ادارهی یک سازمان مردمنهاد کوچک را بر عهده دارم. ولی از صبح زود تا غروب و حتی بیشتر سر کار هستم و ممکن است در این بین باز هم وقت کافی برای برخی کارها نداشته باشم.
ایرنا: نقش تجربه را در فعالیت موفقیتآمیز این افراد چقدر میدانید؟
دژاکام: خیلی زیاد. افرادی که به این پست میرسند بهطور معمول تجربهای در حوزهی مواد مخدر ندارند و تجربهی آنها مدیریتی است. مشکل دیگر انتخاب وزیر کشور به دبیری این ستاد این است که در پایان دورهی چهارسالهی ریاستجمهوری، دبیر ستاد تغییر خواهد کرد و اتفاقها و سیاستگذاریهای مثبتی که در این چهار سال در ستاد رخ داده است به نقطهی صفر باز خواهد گشت؛ یعنی حتی اگر در این چهار سال فردی تجربهی کافی برای چنین کاری را کسب کرده است باید جای خود را به دیگری بدهد. دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز باید فردی باشد که افزون بر دارا بودن اختیارهای کافی، بتواند همهی وقت خود را در این ستاد صرف کند.
از سال ۱۳۸۱ تا کنون ما نزدیک به هفت دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر داشتهایم. این تخصص نباید با تغییر دولت تغییر کند. همهی این افراد و سازمانها صادقانه در راه مبارزه با مواد مخدر تلاش میکنند؛ ولی در صورتی که میخواهیم نتیجهای مطلوب از این مبارزه کسب کنیم باید در ساختار کنونی تجدید نظر کنیم.
ایرنا: آقای مهندس میتوانید تعدادی از مصداقهای این اصلاح الگو را برای ما نام ببرید.
دژاکام: یکی از مصداقهای آن نکتهای است که پیشتر در خصوص اوقات فراغت و سرگرمی جوانان و مردم به آن اشاره کردم. نکتهی مهم دیگر اینکه منابع و کتابهایی که در زمان حاضر در وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی و کشور برای مبارزه با مواد مخدر مورد استفاده قرار میگیرد باید بهروز شوند. این منابع با سرعتی که مواد مخدر در حال رشد و بروز هستند بهروز نمیشوند. ما باید آموزش دانشگاهی در خصوص اعتیاد را وارد فاز جدیدی کنیم و حتی رشتههای تخصصی نظیر روانشناسی، مشاوره و پزشکی اعتیاد راهاندازی کنیم. ما امروزه در همهی حوزهها یک پزشک متخصص داریم و دلیل آن وجود بیماران و افرادی است که از این مشکلها رنج میبرند. با این توجیه ما باید برای میلیونها انسانی که از مشکل اعتیاد رنج میبرند و همچنین برای کمک به افرادی که ممکن است تحت تأثیر این معتادان قرار بگیرند، رشتههای تخصصی داشته باشیم. طبق آمار دولت ما اکنون ۲ میلیون مصرفکنندهی مواد مخدر داریم که میگویند یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر از آنها دایمی و ۷۰۰ هزار نفر تفننی هستند.
ایرنا: به نظر شما این آمار درست است؟
دژاکام: اجازه دهید من پاسخ شما را با یک مثال بدهم. از شخصی پرسیدند چند سال داری و او پاسخ داد ۶۰ سال. ۱۰ سال بعد هم که این سوال را از او پرسیدند جواب مشابهی داد. وقتی دلیل این پاسخ را از او پرسیدند گفت: حرف مرد یکی است! ما نیز نزدیک به ۱۰ سال است که حرفمان یکی است و میگوییم تعداد معتادان ما ۲ میلیون نفر است. حتی اگر این تعداد رشد نکرده باشد که بدون شک کرده است، من به شما اطمینان میدهم آن ۷۰۰ هزار مصرفکننده که آنها را مصرفکنندهی تفننی میخوانند اکنون به معتاد دایمی تبدیل شدهاند. این را نیز باید بگویم که تقسیمبندی معتادان به دایمی و تفننی بهصورت کامل غلط است.
ایرنا: یعنی شما کسانی را که میزان مصرف کم یا گاهبهگاه دارند را نیز معتاد دایمی میخوانید؟
دژاکام: آیا شما چاقوکشی تفننی دارید؟ دزدی تفننی دارید؟ قتل، خلاف و فساد تفننی دارید؟ ما در مقولهی اعتیاد چیزی به نام تفنن نداریم. من نام این افراد را نامزد اعتیاد گذاشتهام و این نامزدها بدون شک معتاد خواهند شد؛ چرا که عقد آنها از نخستین مرتبهی مصرف خوانده شده است. همهی کسانی که مصرف تفریحی داشتهاند معتاد شدهاند. افرادی که ۲۰ سال مصرف مواد مخدر خود را به بهانهی تفنن توجیه میکنند، تنها خود را فریب میدهند. پس ما در درجهی نخست احتیاج به برنامهریزی دقیق و درست در راستای مهار و کنترل تعداد معتادان خود داریم. اگر موفق شویم این کار را بکنیم بزرگترین موفقیت را کسب کردهایم.
ایرنا: همزمان چه راهکارهای دیگری را میتوان پی گرفت؟
دژاکام: حمایت از سازمانهای مردمنهاد یکی دیگر از عوامل مهمی است که در این راه اثربخش خواهد بود. این سازمانها باید توسعه پیدا کنند و فعالیتشان در سطح کشور گسترده شود. زمانی که یک یا ۱۰ نفر در یک تصادف رانندگی مجروح میشوند آمبولانسها توانایی رسیدگی و انتقال آنها را خواهند داشت. این در حالی است که اگر تعداد مجروحان به بیش از ۵۰ نفر برسد، انتقال آنها بسیار دشوار خواهد بود. حالا تصور کنید تعداد این مجروحان به ۲ میلیون نفر برسد؛ آیا میتوان به راحتی به آنها کمک کرد؟ سازمانهای مردمنهاد حکم ماشینهای شخصی را دارند که میتوانند عدهی زیادی از مجروحان را منتقل کرده و جان آنها را نجات دهند. اعتیاد در تمام دنیا به مرحلهای رسیده است که دولتها به تنهایی قادر به کنترل و رسیدگی به مشکلات آن نیستند. پس مردم و سازمانهای مردمنهاد باید به یاری دولت بیایند. در این میان دولت نیز باید با حمایت از آنها، راه فعالیت این سازمانها را هموار کند.
ایرنا: منظور شما بیشتر حمایت مادی است یا معنوی؟
دژاکام: من به هیچ وجه حمایت مالی در این حوزه را تأیید نمیکنم. این سازمانها میآیند که به دولت کمک کنند نه اینکه خود باری بر دوش دولت باشند. منظور من از حمایت، اعطای مجوز و اجازهی فعالیت در این حوزه است. البته در برخی موارد دولت میتواند مکانی را برای آغاز فعالیت در اختیار این سازمانها قرار دهد. ولی به نظر من نباید بودجهای از جانب دولت به این سازمانها برسد؛ چرا که در آن صورت هدف اصلی چنین سازمانهایی تغییر خواهد کرد.
ایرنا: آیا چنین حمایتی از کنگرهی ۶۰ به عنوان شناختهشدهترین سازمان مردمنهاد در راه مبارزه با مواد مخدر شده است؟
دژاکام: ما هیچ وقت به دنبال حمایت مالی نبودهایم و خوشبختانه حمایت معنوی نیز از ما صورت گرفته است. همانطور که من پیشتر گفتم با حمایت مالی در این حوزه مخالفم.
ایرنا: در شرایط کنونی فکر نمیکنید مبارزه با اعتیاد نیاز به حمایت مالی بیشتری دارد؟
دژاکام: نه. ممکن است بسیاری با این حرف من مخالف باشند ولی من ضرر حمایت مالی را بیش از فایدهی آن میدانم. شرایط کنونی اعتیاد در کشور با صرف پول بیشتر بهبود نخواهد یافت. بهجای حمایت مالی، دولت و سایر نهادها میتوانند با در اختیار گذاشتن مکانی برای آغاز فعالیت نظیر حسینیهها با اعتیاد مبارزه کنند. چه اشکالی دارد مکانهایی نظیر حسینیهها که درِ آنها تا عاشورای سال بعد بسته میشود در اختیار سازمانهای مردمنهاد قرار گیرند تا ملاقاتهای آنها با افرادی که تصمیم گرفتهاند خود را از دام اعتیاد رها کنند در آنها انجام شوند؟ چه اشکالی دارد که مهدیهی تهران، مساجد و مکانهایی از این دست در روزهایی خاص به این هدف اختصاص پیدا کنند؟ چرا شبها درِ مسجد که خانهی خداست را به روی معتادان بیپناهی که در سرمای خیابان رها شدهاند باز نمیکنیم. اگر نگران هستیم که آنها لوازم مسجد را بدزدند شبها فرش مسجد را جمع کنیم و در آن زیلو بیندازیم. حتی ممکن است پذیرایی مسجد از این افراد به این گونه راهگشای هدایت این افراد باشد. ما ادعا میکنیم که معتاد یک بیمار است. ولی آیا با معتادان مانند بیماران رفتار میکنیم؟
ایرنا: شما به بسته بودن درِ مساجد و حسینیهها در شب اشاره کردید. فکر نمیکنید نبود زندگی شبانه در کشور، علاوه بر بیتوجهی به تغییر عادتهای نسل جوان، عاملی در جهت پناه بردن آنها به جمعهایی است که ممکن است آنها را به سمت اعتیاد سوق دهد؟
دژاکام: بدون شک همینطور است. ممکن است یک جوان ساعت ۱۲ شب دچار بیخوابی شود و نیاز داشته باشد از خانه خارج شود. در این ساعت از شب، درِ همهی استخرها، سالنها و باشگاهها و حتی کافهها و رستورانها بسته است؛ حتی اگر هم باز باشد استفاده از آنها هزینهی بالایی دارد. ولی این جوان با پرداخت تنها پنج هزار تومان میتواند مقداری کراک تهیه کند و تنهایی شبانهی خود را پر کند.
ایرنا: از کجا و چگونه باید مبارزه با اعتیاد را آغاز کرد؟
دژاکام: در وهلهی نخست، نباید مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد محدود به حمایت مالی شود. سازمان ما هماکنون نزدیک به ۴۰ شعبه در سراسر ایران دارد که ۸۰۰ کارمند در آنها بهصورت داوطلبانه فعالیت میکنند. پس مشکل ما مشکل مالی نیست. ما باید این تصور را که معتادان جامعه همگی فقیر و کارتنخواب هستند ریشهکن کنیم. به اعتقاد من شاید یک یا دو درصد از معتادان کارتنخواب باشند و درصد باقیمانده خانوادهدار و دارای زندگی عادی و فعال در جامعه هستند. ما در همهی صنفها و طبقات اجتماعی جامعه مصرفکنندهی مواد مخدر داریم. پس میتوان گفت که سرمایه، علم، هنر و قدرت بزرگی میان این افراد وجود دارد. در صورتی که مردم حس کنند سازمانهای مردمنهاد بدون چشمداشت و از راه درست به این افراد کمک کنند، به راحتی به چنین سازمانهایی اعتماد میکنند و حتی برای فعالیت در آنها داوطلب میشوند.
افزون بر این، همهی سازمانها و نهادهای کشور باید به این باور برسند که تکتک آنها میتوانند در راه مبارزه با اعتیاد مؤثر باشند. هیچ سازمانی وجود ندارد که نتواند در این راه نقشی ایفا کند. همهی وزارتخانهها، بسیج، سپاه، راهنمایی و رانندگی، حوزهی علمیه، وزارت علوم و ... همگی میتوانند کمک کنند. نکتهی دیگری که در راه مبارزه با مواد مخدر و بهخصوص روشهای ترک اعتیاد باید مورد توجه قرار بگیرد این است که بدانیم کنار گذاشتن مصرف مواد مخدر با درمان اعتیاد بهصورت کامل متفاوت است. ما در مرحلهی نخست ترک، در مرحلهی دوم درمان و در مرحلهی نهایی رسیدن به تعادل را داریم که در صورت تحقق نیافتن آن، امکان بازگشت به اعتیاد حتمی خواهد بود. درمان حداقل یک سال به طول میانجامد و در نهایت با به تعادل رسیدن فرد به اتمام میرسد.
ایرنا: با توجه به صحبتهای شما، بدون شک افرادی در میان جامعهی هنری، موسیقی، ورزش و حتی سیاست وجود دارند که در گذشته و حتی اکنون مصرفکنندهی مواد مخدر بودهاند. تصور میکنید حضور این افراد شناختهشده در جمع کسانی که تصمیم به ترک اعتیاد گرفتهاند مؤثر خواهد بود؟ آیا جامعه آنها را طرد خواهد کرد؟
دژاکام: به عقیدهی من جامعه نه تنها این افراد را طرد نخواهد کرد بلکه پذیرای آنها نیز خواهد بود. البته این در صورتی است که این افراد صادقانه مسئلهی اعتیاد خود را مطرح و از روش درمانی درستی که به دستیابی آنها به تعادلی که پیشتر به آن اشاره کردم منجر میشود، استفاده کنند. ما باید ترس یک معتاد از جامعه را از بین ببریم. فرهنگسازی در این خصوص باید با کمک همهی افراد و نهادها آغاز شود. زمانی که من برای نظام وظیفه، ارتش، قاضی دادگاه، دانشگاه، ادارههای مختلف یا هر فرد و سازمان دیگری نامهای برای معرفی فردی که در حال سپری کردن دوران ترک اعتیاد است مینویسم، همهی این افراد همکاری لازم را با فرد معتاد میکنند. ممکن است اندکی زمان ببرد ولی همه به فردی که تصمیم برای ترک گرفته است، کمک میکنند و مشوق او هستند. پس جامعه، مشوق و پذیرای افراد شناختهشده نیز خواهد بود.
مردم صداقت را دوست دارند و در صورت صادق بودن این افراد، مردم بدون شک آنها را با آغوش باز خواهند پذیرفت. خودِ من نمونهی یکی از این افراد هستم. زمانی که من مصرفکننده بودم همهی اطرافیان من از این موضوع باخبر بودند ولی چیزی را به روی من نمیآوردند. چون من مرتب این قضیه را انکار میکردم و آنها تصور میکردند دیگر نمیتوان به من کمک کرد. ولی زمانی که من در تلویزیون حاضر شدم و اعلام کردم که مصرفکننده بودهام و اکنون ترک کردهام همه از من حمایت کردند. خبرهای متفاوت از اعتیاد چهرههای شناختهشده نیز به گوش مردم میرسد و انکار این قضیه از سوی آنها مردم را آزرده و بیاعتماد خواهد کرد. ولی در صورتی که آنها وارد سیستم شوند و به عنوان مصرفکنندهای که تصمیم به ترک گرفته تقاضای کمک کنند، مردم آنها را خواهند پذیرفت.
ایرنا: جامعه تا چه حد پذیرای معتادانی که شما به آنها برای درمان کمک کردهاید بوده است؟
دژاکام: خیلی زیاد. این افراد بعد از ترک و درمان به خوبی از سوی خانواده و دوستان پذیرفته میشوند؛ چون آنها به این باور میرسند که درمان این افراد قطعی است و تحول آنها را به چشم میبینند. حتی در برخی موارد فردی که درمان شده است به من مراجعه میکند و تردید خود را در خصوص طرح سابقهی اعتیاد با خانوادهی دختری که تصمیم دارند با او ازدواج کنند، مطرح میکنند. من همیشه آنها را تشویق به صداقت میکنم و در همهی مواردی که از آنها خبر دارم و به چشم دیدهام، خانوادهی همسر آنها بعد از تحقیقات کامل و مراجعه به کنگره و صحبت با سایر افراد حاضر در اینجا با ازدواج فرزندشان با این افراد موافقت میکنند. فرزندان خیلی از این افراد اکنون به همراه پدرانشان در جشنها و مراسم کنگرهی ۶۰ شرکت میکنند.
ایرنا: پس فرهنگسازی در این خصوص زمانبر ولی ممکن است.
دژاکام: بدون شک همینطور است. جنگ بدون کشته و خونریزی بیمعنی است. ولی تهوّر و شجاعت همهی محاسبات را به گونهای دیگر رقم خواهد زد. اقدام یک چهرهی شناختهشده در اذعان به اعتیاد و درخواست کمک برای ترک آن عین تهوّر است و مردم از این اقدام شجاعانه استقبال خواهند کرد. البته این افراد باید منتظر رهایی تیرهای فراوان به سوی آنها از سوی برخی نیز باشند. ولی جامعه و مردم از آنها و اقدام شجاعانه و صادقانهی آنها استقبال خواهند کرد.
ایرنا: چرا برنامههایی که به بازگشت این افراد به زندگی اختصاص دارد بسیار کم در سطح جامعه و بهخصوص در صدا و سیما برگزار میشوند؟
دژاکام: متأسفانه زمانی که القاعده اقدام به یک حملهی تروریستی میکند و چهار نفر را میکشد، این خبر به تیتر نخست خبرهای ما تبدیل میشود. ولی خبر بازگشت چهار معتاد به زندگی و تولد دوبارهی آنها از ارزش مشابهی برخوردار نیست. حتی برنامههای محدود تلویزیون با موضوع اعتیاد نیز از جدول پخش منظمی برخوردار نیستند. ما سازمانی هستیم که هزاران معتاد را درمان و به آغوش جامعه بازگرداندهایم، ولی هنگام مصاحبه این افراد در رادیو و تلویزیون از آنها خواسته میشود نامی از کنگرهی ۶۰ یا من نبرند. نه من نه هیچیک از افرادی که در اینجا فعالیت میکنند در فکر تشویق و دریافت جایزه نیستند ولی چرا نباید از چهرهها و نهادهایی که در این راه ثمربخش بودهاند، تجلیل شود؟ این فضا و ساختن یک تابوی بزرگ از اعتیاد سبب میشود که در برخی موارد حتی چهرههای شناختهشده نیز تصور کنند ورود به برنامهی ترک، آبروی آنها و خانوادهشان را از بین خواهد برد.
ایرنا: صدا و سیما چقدر توانسته است در آموزش، پیشگیری یا تشویق افراد به ترک مؤثر باشد؟
دژاکام: همانطور که پیشتر گفتم برنامههای آسیبشناسانهی تلویزیون در حوزهی اعتیاد بسیار محدود هستند. تنها برنامهای که اکنون در این حوزه وجود دارد «شروع خوب» شبکهی ۳ است که آن هم برنامهی پخش مشخصی ندارد. ما باید برنامهای در این خصوص در همهی کانالها داشته باشیم و پخش آنها در بهترین و پربینندهترین ساعت شب صورت بگیرد.
صدا و سیما به اندازهی کافی از تبلیغات و پخش برنامههای مختلف کسب درآمد میکند. چرا نباید بودجهی خوبی برای برنامهسازی در حوزهی اعتیاد اختصاص پیدا کند؟ سریالهایی که به این موضوع میپردازند نیز به شدت کلیشهای هستند و تیم کارگردانی آنها علاقه دارند تصویری به بیننده ارائه کنند که در آن افراد معتاد و چندشآور و بیخانمان در بیغولهها مشغول جان دادن هستند و از کردهی خود پشیمان شدهاند. مردم این تصاویر را بارها دیدهاند و برایشان جنبهی تکرار پیدا کرده است. آنها با ارائهی چنین تصویری از اعتیاد، سعی در پیشگیری از آن دارند؛ در حالی که این تولیدها تنها حال مردم را خراب و آنها را بیانگیزه خواهد کرد.
ما باید در کنار برنامههای آموزشی برنامههایی مفرح و شاد و مناسب حال جامعه تولید کنیم که به آنها انگیزه و شادی بدهد و در معتادان القای انرژی کند تا برای ورود به کارزار جنگ علیه اعتیاد تهییج شوند. باید به این افراد پیام بدهیم که تو قابلیت و توانایی درمان و رهایی از اعتیاد را داری؛ نه اینکه تو بدبخت و مجرم هستی و اشتباه تو در مصرف مواد مخدر جبرانناپذیر و عاقبت آن تباهی خواهد بود. مهم این نیست که ما برنامههای متعددی در این حوزه داشته باشیم. مهم این است که در این برنامهها حرف حساب در قالبی درست زده شود.
تنها در این صورت است که این برنامهها مخاطب درستی خواهند داشت. حرف درست باید از حلقوم درست زده شود. همه نمیتوانند در حوزهی اعتیاد صاحبنظر باشند. باید از نظرهای کارشناسی درست و افرادی که تجربهی زیادی در این حوزه دارند در برنامهسازی در زمینهی اعتیاد استفاده کنیم. همچنین مصاحبه و انتشار زندگینامهی ورزشکاران و افرادی که از دام اعتیاد رها شدهاند نباید محدود به وبلاگهای کنگرهی ۶۰ باشد. باید از این افراد مثل یک قهرمان تجلیل شود.
ایرنا: راه مبارزهی قطعی با اعتیاد را از کجا میتوان آغاز کرد؟
دژاکام: شروع قطعی مبارزه زمانی رخ خواهد بود که سازمانهایی که مبارزه با مواد مخدر جزو شرح وظایف آنهاست، این مسئله را جدی بگیرند. باید همهی سازمانها فعالیتی آشکار و هماهنگ با یکدیگر را در این راه آغاز کنند و مدیران آنها دلسوزانه و شبانهروزی در این خصوص فعالیت کنند. چون ممکن است در آینده، فرزندان خود آنها گرفتار این معضل شوند. الگوهای مبارزه با مواد مخدر باید اصلاح و بهروز شوند. مواد مخدر میتواند همهی مناسبات کشور را تحتالشعاع قرار دهد؛ پس نباید آن را در اولویتهای فرعی نسبت به سایر امور قرار داد. در صورتی که وزارت کشور نمیتواند زمان لازم برای رسیدگی به این بحران در حال رشد را صرف کند چه اشکالی دارد که ستاد مبارزه با مواد مخدر را به یک وزارتخانه تبدیل کنیم و برای آن وزیر تعیین شود؟ علاوه بر این باید از نگاه کارشناسی و تخصصی در این حوزه استفاده بیشتری شود.
ایرنا: خانوادهها چگونه میتوانند در این راه کمک کنند؟
دژاکام: خانوادهها باید در این خصوص آموزش ببینند؛ در غیر این صورت نمیتوانند به فرزندان خود کمکی بکنند. شما برای فراگیری زبانهای خارجی، موسیقی و هر هنر و مهارت دیگری باید زمان و هزینهی زیادی را صرف کنید؛ پس چرا عدهای تصور میکنند که مبارزه با مواد مخدر با ارائهی راهکاری شفاهی و ساده ممکن خواهد شد؟ در بیشتر موارد، رفتار خانوادهها با فرزندان مصرفکنندهشان نظیر برخورد افرادی است که شعلهی آتشی کوچک را با بیل و کلنگ خاموش میکنند و این ناشی از آموزش ندادن صحیح و بهروز است.
ایرنا: به نظر شما این آموزش باید به دانشآموزان در مدارس نیز داده شود؟
دژاکام: بچههای این نسل چیزهایی میدانند که حتی والدین از آنها بیخبر هستند. این آگاهی نه تنها به اعتیاد بلکه به همهی حوزهها نظیر مسائل جنسی و ... نیز مربوط میشود. ولی میتوان با آموزشهای صحیح از خطرهایی که این آگاهی و اطلاعات میتواند برای آنها در پی داشته باشد، پیشگیری کرد. ما از اعتیاد یک تابو ساختهایم و دوست داریم وجود آن را تکذیب کنیم. کشور ما نیز مانند همهی جوامع با این معضل روبرو است. در صورت پذیرش این واقعیت و آغاز آموزشهای صحیح میتوانیم از کشیده شدن بسیاری از جوانان به دام اعتیاد جلوگیری کنیم. وقتی از آگاهی و دسترسی دانشآموزان نسبت به مواد مخدر آگاه هستیم چرا نباید در کتابهای درسی، فصلی با عنوان پیشگیری از اعتیاد که در آن انواع مواد مخدر و تأثیرات مصرف آنها، روش معتاد شدن و فیزیولوژی اعتیاد ذکر شده است، داشته باشیم؟
ایرنا: آقای دژاکام اگر سخنی در پایان دارید بفرمایید.
دژاکام: سخن در این خصوص بسیار زیاد است. هر یک از ما به عنوان یک فرد باید معضل اعتیاد را جدی بگیریم تا در بُعد سازمانی نیز بتوانیم برخوردی جدی با این مسئله داشته باشیم. افرادی که درگیر اعتیاد هستند نیز نباید فراموش کنند که نخستین گام در راه مبارزه با این معضل صداقت است. آنها باید صادقانه گام در این راه بگذارند و در عین حال حمایت کافی از سوی مسئولان و سازمانها نیز باید از آنها صورت بگیرد.
گزارش و گفتوگو از: عطیه میرقراهچولو
منبع: خبرگزاری ایرنا
28 بهمن 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
8