English Version
This Site Is Available In English

دانایی تفکر و تجربه در عملکرد عقل نقش دارند

دانایی تفکر و تجربه در عملکرد عقل نقش دارند

در وادی ششم می‌خوانیم: «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم».

وقتی برای اولین بار با این وادی آشنا شدم، فکر می‌کردم عقل یعنی اینکه انسان خوب و بد را تشخیص بدهد؛ اما هرچه بیشتر به این وادی فکر کردم، متوجه شدم مسئله فقط تشخیص نیست. مسئله اصلی این است که وقتی عقل من چیزی را درست تشخیص داد، من واقعاً از فرمانش پیروی می‌کنم یا نه؟ گاهی انسان خیلی خوب می‌داند چه کاری درست است؛ ولی به دلیل خواسته‌های نفس، ترس، خشم و ناراحتی یا وابستگی، برخلاف تشخیص عقلش عمل می‌کند.

برای خود من، این موضوع خیلی قابل لمس است. من در خیلی از مسائل زندگی خصوصاً در روابط و احساساتم، بارها به این نتیجه رسیده‌ام که باید آرام‌تر باشم، قبل از واکنش فکر کنم، ارزش خودم را به رفتار دیگران گره نزنم و برای خودم حد و مرز داشته باشم؛ اما همیشه چیزی که می‌دانم، همان چیزی نیست که اجرا می‌کنم.

گاهی یک اتفاق یا یک حرف، احساسات شدیدی در من ایجاد می‌کند و آن لحظه، احساساتم آن‌قدر پررنگ می‌شود که صدای عقل را کمتر می‌شنوم. ممکن است ساعت‌ها یک اتفاق را در ذهنم مرور کنم، خودم را سرزنش کنم یا دنبال این باشم که چرا فلان شخص این حرف را به من زد و چه معنایی درباره من دارد، در حالی که اگر بخواهم از وادی ششم استفاده کنم باید بتوانم یک قدم عقب‌تر بایستم و از خودم بپرسم حالا کار درست برای من چیست؟

برای من، فرمان عقل همیشه به معنای کاری که در همان لحظه دلم می‌خواهد انجام بدهم نیست؛ اتفاقاً گاهی فرمان عقل کاری است که انجام دادنش برایم سخت است؛ مثلاً وقتی ناراحت هستم شاید دلم بخواهد سریع جواب بدهم، توضیح بدهم و ثابت کنم حق با من است یا از طرف مقابل تأیید بگیرم؛ اما عقل ممکن است بگوید: فعلاً صبر کن، اول آرام شو، بعد تصمیم بگیر.

وقتی از حرف کسی احساس تحقیر می‌کنم، ممکن است تمام ذهنم درگیر این شود که ثابت کنم آن صفت درباره من درست نیست؛ ولی عقل می‌تواند به من بگوید: ارزش تو با یک جمله از طرف یک انسان دیگر تعیین نمی‌شود، اول خودت را از این قضاوت جدا کن و بعد ببین واقعاً چه چیزی درست است.

من فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین چیزهایی که وادی ششم به من یاد می‌دهد، تفاوت بین «احساس» و «فرمان» است. احساس من واقعی است و باید آن را ببینم؛ اما هر احساسی الزاماً فرمانده من نیست. ممکن است ناراحت باشم؛ اما لازم نیست از ناراحتی تصمیم بگیرم. ممکن است بترسم؛ اما لازم نیست از ترس انتخاب کنم. ممکن است دلم توجه و محبت بخواهد؛ اما لازم نیست برای گرفتن آن، از ارزش‌ها و خواسته‌های منطقی خودم عبور کنم.

از طرف دیگر، فهمیدم برای اینکه عقل من فرمان درست بدهد، باید دانایی خودم را بالا ببرم؛ چون اگر اطلاعات و برداشت‌های من اشتباه باشد، ممکن است چیزی را عقلانی تصور کنم که در واقع فقط واکنش احساسات یا خواسته‌های نفس باشد. در آموزش‌های وادی ششم هم روی این موضوع تأکید شده که دانایی، تفکر و تجربه در درست شدن تشخیص و عملکرد عقل نقش دارند.

تأثیر وادی ششم روی من این بود که بیشتر از قبل به این فکر کنم که چه چیزی درست است، نه فقط اینکه چه چیزی الان دلم می‌خواهد. من هنوز به فرمان عقل نرسیده‌ام و شاید رسیدن به آن یک مسیر طولانی باشد؛ اما می‌توانم از کارهای کوچک شروع کنم. از اینکه وقتی عصبانی هستم فوراً واکنش نشان ندهم، وقتی ناراحت می‌شوم خودم را تخریب نکنم. وقتی چیزی را نمی‌دانم به جای حدس زدن آموزش بگیرم و وقتی عقل تشخیص داد کاری به صلاح من نیست، شجاعت اجرای آن را داشته باشم.

برای من، وادی ششم یعنی اینکه کم‌کم فرماندهی شهر وجودی خودم را دوباره پیدا کنم. فرمانده‌ای که قرار نیست احساساتم را سرکوب کند؛ بلکه قرار است به من کمک کند احساساتم را بشناسم و در نهایت تصمیم درست را بگیرم. شاید مهم‌ترین چیزی که این وادی به من یاد داده، این باشد که «دانستن» کافی نیست باید بتوانم دانسته‌ی درستم را به عمل تبدیل کنم. به امید روزی که نه فقط عقلِ درست را بشناسم، بلکه بتوانم حکم عقل را در زندگی‌ام اجرا کنم.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون سوم)
رابط‌خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .