جلسه دوازدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی اردستان با استادی مسافر مهرداد، نگهبانی مسافر محسن، دبیری مسافر ابراهیم و خزانهداری مسافر محمد با دستور جلسه «وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانروای عادل کاملاً اجرا نماییم» روز یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴٠۵ ساعت ۱۵:۴۵ دقیقه آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهرداد هستم، یک مسافر. خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که امروز به من فرصت داد تا در کنگره کنار هم باشیم و زیر این سقف آموزش بگیریم. دستور جلسه وادی میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.» حالا میخواهیم ببینیم اصلاً عقل و حکم آن چیست؟
همانطور که همه میدانیم، عقل جزئی از صور پنهان انسان است و توسط حس، پیامهایی به آن میرسد. من همیشه عقل را با مغز اشتباه میگرفتم و فکر میکردم عقل همان مغز است؛ ولی متوجه شدم عقل یک جزء پنهان است و ربطی به مغز ندارد؛ مغز یک پردازشگر برای عقل است.
حالا در وادی اول میخوانیم که عقل، مثل یک ماشین، تابع خودش است. یعنی چه؟ ما میخواهیم مکانیزم ماشین را بدانیم. مکانیزم ماشین چگونه است؟ اولین بار، باتری به استارت نیرو میدهد. وقتی استارت زده میشود، ماشین روشن میشود و موتور به حرکت درمیآید، میللنگ میچرخد و در آخر، دوباره برق دینام توسط حرکت موتور تولید میشود و برق را به باتری میدهد و باتری شارژ میشود.
عقل هم همین کار را میکند. با آن پردازشها و گیرندههایی که دارد، حسهایی را که برایش پیام میفرستیم، دریافت و پردازش میکند. عقل تکاملپذیر است و روزبهروز به سمت تکامل میرود.
نسبت به آن حسها و فرمانهایی که ما به آن میدهیم، برای ما حکم صادر میکند. اگر حس ما خراب باشد و اطلاعات نامناسبی به عقل بدهیم، عقل هم یک پردازشهایی انجام میدهد و همان اطلاعاتی را که ما به آن میدهیم، برای ما پردازش میکند و جواب میدهد.
حالا همیشه فکر میکنیم حکم عقل یک چیز خیلی بزرگ است. اما چطور میتوانیم به حکم عقل برسیم؟
در وادی پنجم یاد میگیریم که ما چهار وادی داریم که به ما تفکر را آموزش میدهد. چهار وادی به ما میگوید تفکر کنیم و یاد میگیریم چطور تفکر کنیم. در وادی پنجم باید حرکت کنیم و برای حرکت، چند پارامتر را باید انجام بدهیم که، به قول معروف، حسهایمان درست شود و به فرمان عقل برسیم.
یکی از آن هفت پارامتر، دوری از ضدارزشهاست و چند مورد دیگر که پشت سر هم چیده شدهاند. چرا باید آن هفت پارامتر را انجام بدهیم؟ چون حسهای ما مسموم میشود و نیاز به تزکیه و پالایش داریم.
وقتی من آن هفت پارامتری را که در وادی پنجم گفته شده انجام بدهم، حسم سالم میشود. وقتی حسم سالم شد، پیامهای درست را به عقل میدهد و عقل من هم درست فرمان میدهد.
حالا فکر میکنیم مثلاً میخواهیم یک کار شاق انجام بدهیم؛ در حالی که فرمان عقل فقط برای کارهای شاق و بزرگ نیست؛ بلکه در مسائل کوچک هم وجود دارد.

مثلاً حکم عقل به من میگوید: شب ساعت ۱۰ بخواب. چرا؟ این فرمان از کجا آمده؟ طبق آن اطلاعات و مطالعاتی که خودش داشته، تجربههایی که از دیگران گرفته و کتابهایی که خوانده، به من میگوید ساعت ۱۰ باید بخوابی و ساعت ۶ صبح هم بیدار شوی.
چرا؟ چون باید از آن انرژی که از کائنات به تو میرسد استفاده کنی و آن چاکراها انرژی را دریافت کنند. اگر در طول این ساعت نخوابی، فردا را از دست میدهی و انرژی آن را نداری. شاید انرژی در بدن ذخیره داشته باشی؛ ولی چیزی به عنوان انرژی کائنات در تو نیست. یا مثلاً همین که صبح بلند میشوی، باید ورزش کنی.
وقتی ما اینها را انجام بدهیم، وقتی عقل به من میگوید شب ساعت ده بخواب و من پیامش را گوش میدهم، یک پیام درست به من میدهد. اکثر ما، به قول معروف، خیلی از پیامها را دریافت میکنیم. من یاد گرفتهام که ۹۰ درصد پیامهایی که به ما میرسد را میدانیم.
مثلاً میدانم نباید دروغ بگویم؛ ولی دروغ میگویم. عقل میگوید غیبت نکن؛ ولی من انجام میدهم. اگر بیایم و متوجه شوم که تکامل یکشبه اتفاق نمیافتد، کار انقلابی هم نمیتوانم انجام بدهم.
مثل همان درمان اعتیاد است؛ ذرهذره باید به فرمان عقل نزدیک بشویم. همان چیزی که در دعایمان میخوانیم: «خدایا، ما را به فرمان عقل نزدیک گردان.»
وقتی از کارهای کوچک شروع میکنیم و عقل میبیند من فرمانش را انجام دادم، فردا دو فرمان درست به من میدهد و روزبهروز فرمانهای درست بیشتر میشود.
مثل همان مثال سیستم هستی که میگوید: تو یک قدم در راه من بردار تا من هم نهایتاً به سوی تو بیست گام بیایم و همینطور، به قول ما، تصاعدی بالا میرود. هرچه من بیشتر به فرمانش گوش بدهم، بیشتر فرمان درست به من میدهد.
وقتی میخواهیم به فرمان عقل برسیم، باید حسهایمان را درست کنیم. وقتی حس درست بشود، ما میتوانیم به فرمان عقل نزدیک بشویم و روزبهروز کارهایمان بهتر بشود.
حالا من از کجا بفهمم به فرمان عقل نزدیک شدهام یا نشدهام؟ بعضیها فکر میکنند یک نفر اگر کتاب خوانده، مثلاً هفتاد سال عبادت کرده یا از لحاظ اطلاعاتی پُر است، حتماً به فرمان عقل نزدیک شده است؛ در حالی که اینطور نیست.
خیلیها اصلاً سواد زیادی ندارند، ولی به فرمان عقل نزدیک شدهاند. چطور میتوانیم این را بفهمیم؟ وقتی در جامعه، خانواده و در یک محله زندگی میکنیم، آیا به دیگران و خودمان از لحاظ مالی، رفتاری و فکری آرامش میدهیم؟ آیا دیگران در کنار ما آرامش و آسایش دارند؟
وقتی در یک جمع میرویم، آیا بقیه خوشحال میشوند و میگویند: «چه خوب که فلانی آمد» یا میگویند: «وای، دوباره فلانی آمد»؟ آیا سر یک مسئله کوچک میخواهیم یک جمع را به هم بریزیم؟
وقتی میبینیم در مسیر واقعاً اینگونه هستیم، داریم درست زندگی میکنیم، دیگران راحت زندگی میکنند، ما از وجود دیگران خوشحالیم و دیگران هم از وجود ما خوشحال هستند، آنجاست که متوجه میشویم کمکم به فرمان عقل نزدیک میشویم.
ممنونم که با سکوت زیبایتان به حرفهای من گوش دادید.
تایپیست: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس و ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
6