English Version
This Site Is Available In English

عقل مثل روزنه است

عقل مثل روزنه است

جلسه هشتم از دوره سی‌ویکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اروند آبادان به استادی راهنما همسفر الهام، نگهبانی همسفر صدیقه و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملاٌ اجرا نماییم.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز «وادی ششم (حکم عقل را در فالب فرمانده کاملاٌ اجر نماییم.) و تأثیر آن روی من» است. پنج وادی اول در مورد تفکر و نوع تفکر صحبت می‌کند؛ این‌که ما تفکر مثبت و منفی داریم؛ تفکر مثبت باعث ایجاد یک ساختار محکم و درست شده و تفکر منفی باعث ایجاد یک ساختار سست و متزلزل می‌شود و نتیجه‌ آن مشکلاتی است که در اثر انتخاب‌های نادرست برایمان به وجود می‌آید. در اینجا چیزی که مهم است برای سنجش آن فکر و کارهایی انجام می‌دهیم که چه کاری درست و چه کاری نادرست است، چه انتخابی درست و چه تفکری درست یا نادرست است، نیاز به یک ترازو یا میزان داریم که این موضوع را مشخص کند. وادی ششم، وادی عقل، این را کاملاً برای ما توضیح داده می‌شود.

به نظرم هدف دریافت هر کدام از آموزش‌هایی که ما در کنگره می‌گیریم؛ باید مشخص شود. چرا دارم در مورد عقل آموزش می‌گیرم؟ و چرا در مورد نفس آموزش دریافت می‌کنم و بقیه آموزش‌ها؟ همه انسان‌ها از شروع روزشان از خواب بلند می‌شوند، کار می‌کنند، درس می‌خوانند و تلاش می‌کنند؛ هدف همه انسان‌ها مشترک است و آن هدف، رسیدن به آرامش و آسایش نسبی در زندگی است؛ یعنی به یک جایی برسیم که کمتر برای خودمان و دیگران مشکل به وجود آوریم، انتخاب‌هایمان درست باشد و کمتر خود را وارد چالش کنیم، این میسر نمی‌شود مگر این‌که ما علم زندگی را یاد بگیریم و علم زندگی را یاد نمی‌گیریم مگر این‌که در مسیر آموزش قرار بگیریم.

بیرون از کنگره ممکن است به هر شکلی و به هر روشی علم کنگره آموزش داده شود؛ اما در کنگره با کلی تفکر به ساده‌ترین روش و شیواترین بیان، تکرار و تمرین داریم و وادی‌های کتاب عشق که آقای مهندس برای ما تنظیم کرده‌اند و جزوه‌ها و کتاب‌هایی که در اختیار ما گذاشته‌اند، علم زندگی را کم‌کم در ما نهادینه می‌کند. اینجاست که وقتی ما این را بفهمیم، دیگر با تمام وجود در دریافت آموزش‌ها پیش‌قدم می‌شویم و ارزش تک‌تک این آموزش‌ها را متوجه می‌شویم و نتیجه همه این‌ها در کنار درمان اعتیاد همان آرامشی است که در زندگی همه ما به دنبال آن هستیم. در قله همه آموزش‌ها می‌توانیم فرمان عقل را در نظر بگیریم. نهایتاً هر کاری می‌خواهیم انجام دهیم؛ باید در شرایطی باشیم که فرمان من فرمانی باشد که من را به آرامش برساند.

یک عقل کل داریم که خداوند است و خداوند عقل را به تمام موجودات هستی داده است؛ از سنگی که به نظر ما می‌آید عقل ندارد یا جامدات و درختی که خودش را به سمت نور کج می‌کند؛ چون عقلش فرمان می‌دهد که به سمت نور برود و می‌گوید: باید نور به تو بتابد تا بتوانی رشد کنی. از حیواناتی که دنبال غذا و سرپناه هستند و عقلشان به آن‌ها می‌گوید: برای بقا نیاز به غذا و سرپناه دارید و در انسان‌ها نیز که بالاتر از همه موجودات هستند، عقل قرار داده شده است. در کنگره این را زیاد شنیده‌ایم که می‌گویند: عقل مثل روزنه است. من بیشتر مواقع برای این‌که خیلی از مفاهیم را دریافت کنم، به صورت تمثیل آن‌ها را برای خودم متصور می‌شوم و عقل را به این صورت تصور می‌کنم؛ یک خانه که پنجره بزرگی دارد، چه قدر می‌تواند نور خورشید را دریافت کند و یک خانه که پنجره کوچک و یک روزنه کوچک دارد، چه قدر می‌تواند نور خورشید را دریافت کند و چه قدر از نور خورشید بهره‌مند می‌شود؟ عقل هم به همین صورت است؛ عقل برای همه انسان‌ها و موجودات وجود دارد؛ ولی بزرگی و کوچکی آن روزنه را من تعیین می‌کنم. من تعیین می‌کنم که با اعمالم، چه قدر آن روزنه بزرگ باشد که من از نور عقل بهره‌مند شوم و فرمان عقل در شهر وجودی من حکم‌فرما شود یا آن روزنه، روزنه کوچکی باشد که من از فرمان عقل کمتری برخوردار باشم.

هر کدام از این‌ها ما را به یک سمتی می‌برد؛ آنجایی که سمت کارهای درست می‌رویم نه کارهای خیلی بزرگ؛ ما را به سمت فرمان عقل هدایت می‌کند. از همان حرکت کردن صبح، وقتی که حواسم به حرف زدنم و تفکراتم است قضاوت نمی‌کنم، تهمت نمی‌زنم، دروغ نمی‌گویم، غیبت و بدگویی نمی‌کنم و تمام کارهای دیگر که در ادامه انجام می‌شود، همه این‌ها یعنی من دارم یک قدم در مسیر نور حرکت می‌کنم و خودم را در حیطه نیروهای الهی قرار می‌دهم؛ چون ما می‌گوییم: عقل، فر ایزدی دارد؛ یعنی قدرت خودش را از قدرت خداوند می‌گیرد؛ هر چه قدر به آن نزدیک‌تر شویم، خودمان را به نیروهای الهی نزدیک‌تر می‌کنیم؛ هر چه قدر در مسیر درست برویم، حس‌های ما حس‌های بهتری می‌شود؛ چون کارهای ارزشی انجام می‌دهیم و از ضدارزش‌ها دوری می‌کنیم؛ چون تنها راه این‌که ما حس‌های خودمان را درست کنیم، تزکیه و پالایش است. هیچ دارو یا قرصی نیست که ما بخوریم و از فردا حس‌های ما حس‌های خوبی شوند یا یک چله بگیرم، چند روز بگذرد و از آن به بعد من انسانی شوم که همه حس‌هایم حس‌های خوبی شوند نه تنها راه این است که من حس‌های خوبی داشته باشم؛ یعنی افکار منفی نداشته باشم، نسبت به انسان‌های دیگر حسادت نکنم، دشمنی و نفرت نداشته باشم، نسبت به خودم هم حس خوبی داشته باشم تزکیه و پالایش است. رفتن سمت ارزش‌ها و دوری از ضدارزش‌ها، همه این‌ها باعث می‌شود زمانی‌که عقل من می‌خواهد فرمانی را صادر کند، فرمان درست صادر شود.

در نقطه مقابل هر چه قدر سمت ضدارزش‌ها بروم، سمت همین کارهای کوچک که به نظرم نمی‌آید؛ غیبت کنم، به نظرم نمی‌آید، دچار عذاب وجدان نمی‌شوم، دروغ می‌گویم، دچار عذاب وجدان نمی‌شوم و از کنارش می‌گذرم. همین کارهای کوچک ضدارزشی باعث می‌شود که افکار منفی، مثل حسادت، کینه و ... سمت من بیاید و باعث می‌شود آن روزنه کوچک و کوچک‌تر شود و فرمان عقل، چون اطلاعات درستی به من از طریق حس نمی‌رسد، فرمان نادرستی نباشد و آنجاست که نگاه می‌کنم و می‌بینم هر روز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنم. وقتی بنشینم و فکر کنم می‌بینم اکثر مشکلاتم در اثر انتخاب‌های خودم بوده؛ انتخاب‌هایی که ناشی از حس‌های خرابی بوده که فرمان عقلم برای من صادر کرده است.

عقل مثل قاضی است؛ قاضی یک نفر را می‌فرستد و می‌گوید: برو و یک سری اطلاعات جمع کن و برای من بیاور تا من بر اساس آن اطلاعات بتوانم حکم صادر کنم، اگر اطلاعات غلط به قاضی برسد، حکمی که صادر می‌شود، حکم اشتباهی است. عقل هم به همین صورت عمل می‌کند، اگر اطلاعات غلط به آن برسد، در زمان عصبانیت، در زمان خشم و ناراحتی که سرشار از کینه و نفرت هستم فرمانی که صادر می‌شود درست نیست؛ چون اطلاعات درست به آن نمی‌رسد. هیچ‌وقت جنایت‌ها و کشت و کشتارها که انجام می‌شود در زمان آرامش نبوده است؛ فردی که آرامش خوبی دارد، خوش و خندان است و جنایت می‌کند؟ نه. همیشه زمانی است که سرتاسر خشم، نفرت و حسادت است.

کارهای نادرست می‌گوید: عقلم به من فرمان داده که این کار را انجام دهم؛ اما عقل فرمان اشتباه داده، چون اطلاعات اشتباه به آن رسیده است. رسیدن به فرمان عقل هم نیاز به آگاهی دارد و آگاهی‌اش در سایه آموزش‌هایی است که دریافت می‌کنیم؛ همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند: «فرمان عقل از کارهای کوچک شروع می‌شود؛ از همان ظرف شستن، از همان جایی که خودم را موظف می‌کنم فردا کار دارم و ۶ صبح باید بلند شوم که بتوانم به کارهایم برسم.» آنجایی که با خودت عهد می‌بندی و به آن تعهد خودت عمل می‌کنی و ۶ صبح بلند می‌شوی تا به کارهایت برسی، یعنی یک قدم در مسیر فرمان عقل پیش می‌روی. آنجایی که با خودم عهد می‌بندم بعد از وعده غذایی حتماً ظرف‌ها را بشویم که روی هم تلمبار نشود، کار ساده‌ای است؛ اما انجام دادن آن یعنی به تعهدی که به خودم بسته‌ام، پایبندم و این می‌شود یک قدم در مسیر فرمان عقل پیش رفتن.

همه این‌ها را که کنار همدیگر بگذاریم، در زندگی‌مان به یک نظمی می‌رسیم که آن نظم همان آرامش می‌شود، اگر نگاه کنید یک سری افراد شاید زندگی معمولی دارند؛ اما می‌بینید سر ساعت می‌خوابند، سر ساعت بیدار می‌شوند، همیشه ظاهرشان مرتب است، برای مهمانی‌ها سر تایم می‌رسند، اگر با آن‌ها قرار بگذاری، سر وقت می‌رسند و آرامش در چهره‌شان مشخص است. آن‌ها شاید بدون این‌که خودشان بدانند دارند به فرمان عقل عمل می‌کنند؛ در حقیقت همان کارهای کوچک که درونشان به آن‌ها فرمان می‌دهد و همین باعث نظم در زندگی‌شان می‌شود. در نهایت کودکانشان را که می‌بینی، درس‌خوان، آرام و شیطنت‌های ناهنجار ندارند؛ این‌ها همه در سایه نظم و فرمان عقل است.

مرزبانان‌ کشیک: همسفر فرحناز و مسافر محمد
تایپیست: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون‌هفتم)
عکاس: همسفر شکریه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون‌یازدهم)
ارسال: مرزبان‌ خبری همسفر‌ فرحناز
همسفران‌ نمایندگی‌ اروند آبادان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .