پنجمین جلسه از دور بیست و چهارم کارگاههای آموزش عمومی کنگره۶۰ نماینگی باباطاهر همدان با استادی راهنمای محترم مسافر داوود، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (وادی ششم و تاثیر آن روی من) روز يكشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان داود هستم مسافر، خدا را شاکرم که باز نصیبم کرد که در این جایگاه باشم که از شما دوستان آموزش بگیرم و باز تجربه کنم این جایگاه زیبا را، تقدیر و تشکر می کنم از بنیان کنگره۶۰ مهندس و خانواده محترمشان و علی الخصوص دکتر امین بابت این بستری که برای ما مهیا نمودند تا ما از آن اعماق تاریکی به سوی نور حرکت کنیم، تشکر می کنم از نگهبان و دبیر جلسه بابت اینکه استادی جلسه را به من واگذار نمودند و از مرزبان، ایجنت محترم و تمامی خدمتگزاران سپاسگزارم بابت این کارهایی که انجام میدهند، از استاد سفر اولم آقای حسین آقا زارعی که واقعا کار خیلی بزرگی در حق من کردن و تا آخر عمرم مدیون ایشان هستم سپاسگزارم، از استاد ویلیام خودم آقای امرایی عمیقا و از اتمام وجودم سپاسگزارم و در آخر از همسفرانم که بابت تمام همراهی هایی که در این سفر با من انجام دادند.
تبریک می گویم به آقا صابر بابت زدن لژیون چهارم و شروع خدمتشان در این بادی و تبریک می گویم به آقا مسعود بابت رهایی های جدیدشان و به حسین آقا و علی آقا تبریک میگویم بابت رهایی شان مبارکشان باشه، انشاالله که در سفر دوم مستدام بوده و خدمتگزار باشند. تبریک به آقا عبدالله برای رهایی قبل از تعطیلات و آقای نوروزی بابت رهایی اخیرشان.
دستور جلسه وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم، بعد از پنج وادی، وادی ششم آمده آقای زرکش یک مثال قشنگی توی جلسه قبلی که استاد بودند زدند که واقعا من یک دید دیگری نسبت به وادی پیدا کردم، وادی ها رو به دو قسمت تقسیم کرد که گفتند: همه این وادیها (چهارده وادی) مهم هستند، ولی یک سری جاها تو یک سیستم خیلی مهمتر است و بخش محوری و بخش کاربردیتری دارد، مثال قیچی را میزنم که در قیچی لولای وسط آن بحث محوریت دارد، وقتی لولای وسط قیچی اگر بالا پایین باشد همه سیستمهایش به هم می ریزد، وادی ششم دقیقا همان بحث محوریتی که ما باید انجام بدهیم، ما دنبال حرفهای قلمبه سلمبه نیستیم ما وقتی که آمدیم توی کنگره۶۰ یک سری کارهایی که انجام دادیم را میخواهیم بهترش را انجام بدهیم و ما از ضدارزش ها به سمت ارزشها حرکت کنیم.
در وادی پنجم هفت، هشت پله را به ما معرفی می کند، یا این چند تا پله رو باید شما انجام بدهی قناعت، خودداری، پس انداز و مهمترین آن دوری از ضد ارزشها و حرکت به سمت ارزشهاست. همان طور که در دعا هم داریم که خداوندا ما تاریکی ها رو تجربه نمودیم ما را با روشنایی ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم.
من داوود تو اعماق تاریکیها بودم و کاملا آن را تجربه کردم، از خدا می خواهم که نور را به من نشان بدهد، در همین وادی ششم در مورد یک دریچهای صحبت میکند و در مورد روزنهای صحبت می کند، میگوید: همه انسانها دارای روزنه هستند، یکی روزنهاش کوچک است و یکی روزنهاش بزرگ، روزنهای که بزرگ باشد دریافت نور هم از آن روزنه بزرگ است، عقل چه می کند؟ عقل فرمانده است روح شما یک چیزی میگوید و نفس یه چیزی و جن درون یک چیزی. چه کسی آن را اجرا می کند؟ عقل

حالا ما چه اطلاعاتی به آن میدهیم؟ توی جزوه جهان بینی استاد امین می گویند: اولین قوه به کارگیری عقل حس است، ما حالا با حس های درونی کار نداریم، با حس های بیرونی کار داریم، گوش و چشم و چشایی و بینایی و اینها، وقتی ما در کنگره۶۰ می گوییم یک کتاب مهمی داریم، کتاب ۶۰ درجه زیر صفر، که معنی آن این است که کسایی که توی اعتیادند، حسشان بسته شده و یخ زده، نسبت به اطرافیانشان حسشان یخ زده، وقتی که حسی که یخ زده باشد و خوب عمل نکند چه اطلاعات خوبی می خواهد به عقل بدهد که عقل آن را انجام دهد.
ما وقتی وارد کنگره میشویم همین روال نم نم توی جریان قرار گرفتن و توی رودخانه ذوب شده و گرم میشویم و باز میشویم و دریافت میکنیم که کاری که کرده بودیم درست نبود، کاری که داشتیم انجام میدادیم و فکر میکردیم که درست است، درست نبوده و درست چیز دیگری بود. عقل هیچ وقت اشتباه نمی کند، چرا؟ چون که عقل فر ایزدی دارد، چون از جای دیگری است، عقل با مغز یکی نیست، به قول کامپیوتریها مغز مثل سی پی یو کامپیوتر است، شما یک اطلاعاتی میدهید و پردازش میکند، دقیقا عقل اطلاعات را میدهد و مغز پردازش میکند، عقل از کجاست؟ از هستی،
هر چیزی و هر موجودی هر تیکهای که در هستی هست اطلاعات دارد، از سنگ بگیرید تا درخت یا حیوان یا هر چیزی که فکرش را میکنید، یک اطلاعاتی دارد ولی در حد خودش و در حد ظرفیت خودش.
من انسان اشرف مخلوقات هستم، ظرفیتم خیلی بزرگتر از سنگ و درخت و چیزهای دیگر است، اگر من بخواهم به زندگی حیوانی ادامه بدهم چه فرقی با چیزهای دیگر دارم؟ خب خداوند به من عقل داده است، وقتی به من عقل داده یعنی چه؟ یعنی از جایی دیگری آمده، آقای مهندس میگویند: ما نمیدانم عقل چند سال دارد و از چه ساخته شده؟ از گوشت، پوست و استخوان نیست بلکه از جای دیگری است.
ما چیزهای ریز رو انجام میدهیم دقیقا یعنی به فرمان عقل داریم میرسیم، دوری از ضد ارزشها و انجام ارزشها دقیقا یعنی عمل سالم، نه عمل صالح.
عمل سالم میگوید: شما باید سر وقت بیایید سر کار، عمل سالم می گوید: این دنیا تمام دنیا نیست، دنیای دیگری هم هست، بایستید خدمت کنید و حالتون را بهتر کنید، بایستید معرفت و آگاهیتان را بالا ببرید که این زندگی که ما تو بیرون دچار آن هستیم فقط یک بخش از زندگی است.
اگر جمع بندی بخواهم کنم آخر حرفم توی وادی ششم، جن درونمان یک صدایی دارد و روحمان یک صدایی دارد، جن بیشتر بحث ناامیدی است، یعنی وقتی ما میآییم کارهایمان را درست انجام میدهیم نیروهای منفی هم دست بردار نیستند، مثلا کسی منظم در جلسات شرکت میکند تا پنج ماه شش ماه دقیق میآید، سر لژیون شرکت می کند بعد این وسط یک فاصله ای بین خودش می افتد، جن درون همان جا کار خودش را راحت انجام میدهد، میگوید: یک جلسه غیبت اشکال ندارد دو جلسه هم اشکال ندارد، دقیقا اینجا وقتی از فرمان عقل دوری کردیم دقیقا همانجا است که باخته ایم، ممنونم به صحبتهای من توجه کردید.
.jpg)
تایپ: مسافر علی (لژیون هفتم) خدمتگزار سایت
ویرایش، عکس، تنظیم و ارسال؛ مسافر محمدرضا (لژیون سوم) نگهبان سایت باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
75