English Version
This Site Is Available In English

بخشش؛ تمرین عقل سالم در کنگره ۶۰

بخشش؛ تمرین عقل سالم در کنگره ۶۰

گزارش جلسه اول سری هماهنگی لژیون سردار

اولین جلسه از دوره نهم سری جلسات هماهنگی لژیون سردار کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر احمد، نگهبانی مسافر امیر و دبیری همسفر با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من»
روز یک‌شنبه ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ برگزار شد.

تصویر جلسه لژیون سردار - ۱

سخنان استاد:
سلام دوستان، احمد هستم مسافر لژیون سردار.

اول از همه، خیلی سپاسگزارم از همه شما. امروز فرصتی پیش آمد که در خدمت عزیزان باشم و این برای من مایه افتخار است. اولین بار بعد از مدتی طولانی است که در لژیون سردار حضور پیدا می‌کنم و صادقانه احساس می‌کنم که شاکلهٔ اصلی کنگره ۶۰، همین لژیون سردار است. بحث درمان اعتیاد و بقیه موضوعات، همه در اینجا معنا پیدا می‌کنند.

تصویر جلسه لژیون سردار - ۲

حالا اگر اجازه بدهید، برویم سراغ دستور جلسه. اگر جایی اشتباه گفتم یا نکته‌ای را درست نگفتم، به خاطر دوری من از جلسات است. از نگهبان عزیز و امیر آقا هم خیلی ممنونم که لطف کردند و دعوتم کردند. اما این دعوت به این معنا نیست که من بیایم اینجا سخنرانی کنم و دیگران از من استفاده کنند؛ نه، این نیاز خود ماست که بیاییم. از همه خدمتگزاران، مرزبانی‌ها، راهنماها و ایجنت محترم هم تشکر می‌کنم.

موضوع اصلی، وادی ششم و بحث عقل است. این موضوع مستقیم به رفتار ما در لژیون سردار مربوط می‌شود. من می‌خواهم تجربه خودم را خیلی کوتاه بگویم تا فرصت برای شنیدن حرف‌های شما باقی بماند.

در کنگره، جناب مهندس همیشه روی یک کلمه تأکید دارند: بخشش.

اوایل که به لژیون سردار می‌آمدم، با عقل خودم، با حس‌های ناقص و آلوده‌ام، مدام بالا و پایین می‌کردم. برای خودم دلیل می‌تراشیدم که بیایم یا نیایم. اما حقیقت این است که انسان ناچار است آخرین مرحله تصمیم‌گیری را به عقلش واگذار کند.

آقای مهندس یک نکته عالی می‌گویند: هیچ انسانی از نظر عقلی مشکل ندارد. دلیل این که بعضی تصمیم‌های ما ضایعه‌ساز می‌شود، به حس ما برمی‌گردد. حس، اولین نیرویی است که عقل را به کار می‌اندازد. مصرف‌کننده‌ها معمولاً حس‌هایشان آلوده است. یکی از عوارض بیماری، همین آلودگی حس‌هاست. وقتی حس آلوده شد، دستور اشتباه صادر می‌کند و عقل هم برای آن دلیل می‌تراشد.

خداوند یک ابزار کنار انسان گذاشته به اسم توجیه. هر وقت انسان کار اشتباهی بخواهد بکند، برای خودش دلیل می‌آورد، توجیه می‌کند، قانع می‌شود و بعد تصمیم می‌گیرد. موضوع عقل، دقیقاً همین شکل است.

در موضوع سردار هم دقیقاً همین اتفاق می‌افتد. اگر من دلم نخواهد که در لژیون سردار باشم یا مبلغی را بدهم، برای خودم دلیل می‌آورم؛ چه یک ریال باشد، چه صدها میلیارد. خواه‌ناخواه، انسان این‌گونه است. اوایل من هم برای خودم توجیه می‌آوردم: «بذار فعلاً صبر کنم، ان‌شاءالله بعداً...» این یعنی عقلم را به محک می‌کشیدم.

اما بعد از گوش دادن به سی‌دی‌ها، شرکت در جلسات و صحبت‌های آقای مهندس، به این نتیجه رسیدم که باید بخشش را یاد بگیرم. این پول ربطی به اجاره یا زمین ندارد؛ سردار اسمش هرچه باشد، مهم نیست. مهم این است که این پول باید از من خارج شود. وقتی احساس کردم که باید بخشش را بیاموزم، دیگر برای خودم دلیل درست نکردم. گفتم: «خودت را عادت بده که فقط ببخشی.»

بهترین جا برای شروع، همین کنگره است. می‌گویند: «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.» نه اینکه جای دیگر نباید خرج کرد، اما برای آموزش، باید از همینجا شروع کرد.

خدا را گواه می‌گیرم، من چندین سال است که هر ماه برای دو یا سه نفر که دستشان به دهانشان نمی‌رسد، حدود دو میلیون تومان کنار می‌گذارم. سالی می‌شود حدود بیست و چهار میلیون. من آدم دارایی نیستم، زندگی عادی و معمولی دارم. اما این کار را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. بعضی وقت‌ها همسرم گلایه می‌کند که چرا این پول را به جای خرج خانه، به دیگران می‌دهی. اما من این کار را نمی‌توانم قطع کنم. عادت کرده‌ام به بخشش.

از هیچ کس انتظاری ندارم، حتی از خدا. نه اینکه بگویم حتماً هفتاد برابر برمی‌گرداند. نه. من خودم را قانع می‌کنم که این کار را باید بکنم، فقط برای این که عادت کنم. به خصوص تازه‌واردها نباید موضوع بخشش را مستقیم به وادی ششم وصل کنند و عقلانی‌اش کنند. چون حس آلوده جلو می‌آید و نمی‌گذارد عقل درست کار کند. بدون سؤال و جواب، بدون دلیل‌تراشی، فقط انجام بدهید. بعداً خودتان می‌فهمید که چه کار کرده‌اید.

مطمئنم به قول آقای مهندس که وعده خدا دروغ نیست. من کارم را می‌کنم؛ خدا هرچه بخواهد می‌دهد. حداقل آرامش و حال خوش به من دست می‌دهد. شماها هم مطمئناً از من بیشتر در این راه کمک می‌کنید. اما یادمان باشد: کمک به کنگره، کمک به خودمان است. هر کاری برای کنگره می‌کنیم، در واقع برای خودمان می‌کنیم.

اگر کسی برای خاطر راهنما این کار را بکند، یک‌دو بار بیشتر دوام نمی‌آورد. مثل من که سی‌دی نوشتن را برای خاطر راهنما شروع کردم، اما بعد رها کردم. پس برای خودمان این کارها را بکنیم.

شماها از من بیشتر تجربه دارید. مطمئن باشید سودش به خودتان برمی‌گردد، خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنید. ان‌شاءالله که بتوانیم هر روز در مسیر تکامل عقل پیشرفت کنیم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .