سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر. میخواهم از حس و حال خود در سفرم برایتان بنویسم و اینکه چگونه به کنگره رسیدم. مدتی بود که دیگر مصرف مواد برایم رنجآور و اعتیاد تبدیل به معضل بزرگی در زندگی من شده بود، تا اینکه پیام کنگره را از فردی دریافت نمودم و تصمیم خود را برای به کنگره آمدن گرفتم. روز اول را به یاد میآورم که جلوی ورودی شعبه از فردی پرسیدم که آیا اینجا کنگره 60است؟ گفت: بله خوش آمدید و مرا به راهنمای تازه واردین معرفی کرد.
با صحبتهایی که راهنمای تازه واردین در مورد کنگره و روش درمانش برایم انجام داد دیگر دوست نداشتم از صندلی بلند شوم و در دل خود گفتم که ناصر به هدف زدی و این همان مکانی است که هم خوب میشوی و هم آبرویت حفظ میشود. بعد از سه جلسه راهنمای خود را انتخاب کردم و طبق راهنماییهای ایشان جلو رفته و طبق پروتکل دارو مصرف کردم و تا به اینجای سفر 22 عدد سی دی نوشتهام.
موضوعی دیگر که مرا بیشتر مجذوب کنگره میکند این است که در کنگره هیچیک از افراد حتی در جایگاههایی از قبیل ایجنت، مرزبان و راهنمایان خود را برتر از افراد دیگر نمیدانند و با مهر و محبت فراوان و بدون هیچ چشمداشتی به دیگران خدمت میکنند. حتی یکبار بهصورت پنهانی از فردی پرسیدم که راستش را به من بگو که واقعاً شماها مصرفکننده بودهاید؟ اکنون حضور در کنگره 60برای من از حضور در هر دانشگاهی با ارزشتر است.
درست است که همسرم به دلیل خجالت به کنگره نیامده و سیگار خود را با روش کنگره به درمان نرسانده است و میدانم که کنار گذاشتن یکدفعه سیگار مورد تأیید کنگره نیست، ولی با این حال بسیار خوشحال هستم که با گوش دادن سیدیهای کنگره اکنون بعد از 32سال همسرم مدت 3ماه میشود که به این نتیجه رسیده است که دیگر سیگار نمیکشد. در آخر باید بگویم از اینکه در کنگره 60هستم و یک صندلی برای آموزش گرفتن در اختیار من قرار دارد، خود را انسان خوشبخت و سعادتمندی میدانم. در درجه اول از آقای مهندس دژاکام سپاسگزارم و سپس از راهنمای خود آقای مجتبی بهخاطر زحماتشان تشکر میکنم و بیصبرانه در انتظار روز رهایی هستم.
تایپ و ویرایش: مسافر مهدی (ر) لژیون پنجم
عکس: مسافر حسین لژیون سوم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر مهدی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
119