همسفر زینب:
کسانی هستند که برمبنای کلام آسمانی همان کتاب آسمانی حرکت میکنند. انسان هایی هستند که میگویند عقل در مغز وجود دارد .البته مغز فرمانروای کل جسم انسان است،با مرگ عقل از بین نمی رود.ممکنه متوقف بشود انسان برای تشخیص تفکر و کارهای مثبت و منفی نیاز به یک ترازو دارد، که به او بگوید این تفکر درست است یا غلط و این ترازو نامش عقل است.کلمه عقل یک واژه عربی است که به معنی هدایت کننده است و از کلمه عقال گرفته شده است.عقال همان طنابی است که در پره های بینی شتر میگذاشتند و با کشیدن آن شتر را هدایت میکنند وهر کاری را بخواهیم انجام بدهیم باید در سیستم عقل قرار بگیرد و بررسی شود.عقل جزء صور پنهان است.انسان باید در تمام مسیر تکاملی خود به فرمان عقل برسد .فرمان عقل یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین مسائل حیاتی زندگی است وهر چه میزان عقل بیشتر باشد در صلح وآرامش هستیم و اگر این میزان کمترین باشد در بدبختی بیچارگی ...
تمام موجودات عقل و تفکر دارند و میزان آن باهم فرق میکند.. عقل فر ایزدی دارد چون ما را به طرف راه درست هدایت می کند.
عقل و نفس همیشه در مقابل یکدیگر قرار دارند. وما سه نفس داریم که باهم یکی هستند،ولی از نظر آگاهی ودانایی باهم فرق دارند،(نفس اماره، نفس لوامه، نفس مطمئنه)واین نفس است که تعیین موجودیت میکندوخواسته دارد.
همسفر میترا:
وقتی برای اولین بار با وادی ششم آشنا شدم، شاید فکر میکردم عقل یعنی فقط اینکه آدم بتواند خوب و بد را تشخیص بدهد. اما هرچقدر در کنگره آموزش گرفتم متوجه شدم خیلی وقتها مشکل من این نبوده که نمیدانستم چه کاری درست است مشکل این بوده که با وجود اینکه میدانستم باز هم آن کاری را که درست بود انجام نمیدادم.
برای من وادی ششم بیشتر از اینکه فقط درباره عقل باشد درباره عمل کردن به چیزی است که میدانم خیلی وقتها عقل من میگفت صبر کن عجله نکن، جواب نده، ناراحت نشو، قضاوت نکن؛ ولی من به خاطر احساساتم عصبانیت یا ترس راه دیگری را انتخاب میکردم. بعد هم نتیجهاش معمولاً چیزی نبود که خودم میخواستم.
کنگره به من یاد داد قبل از اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم باید روی خودم کار کنم. شاید یکی از مهمترین تأثیرات وادی ششم روی من همین بوده که کمکم یاد گرفتم بین حس و تصمیم درست تفاوت بگذارم. هر چیزی که من احساس میکنم الزاماً حقیقت نیست و هر فکری که به ذهنم میرسد الزاماً نباید تبدیل به عمل شود.
من امروز بیشتر سعی میکنم قبل از تصمیم گرفتن کمی مکث کنم و از خودم بپرسم: اگر الان طبق احساس و خواستهام عمل کنم نتیجهاش چه میشود؟ اگر چند ساعت یا چند روز صبر کنم و بعد تصمیم بگیرم، آیا انتخابم فرق میکند؟
یک چیز دیگر که وادی ششم برای من پررنگ کرد مسئولیتپذیری است. من نمیتوانم همیشه شرایط آدمها یا اتفاقات را مقصر بدانم. ممکن است خیلی چیزها خارج از اختیار من باشد اما انتخاب واکنش من هنوز دست خودم است. اینجا همان جایی است که باید اجازه بدهم عقل فرمان بدهد نه اینکه هر احساسی که قویتر بود فرمانروای وجود من شود.
کنگره برای من فقط جایی برای یاد گرفتن یک سری مطالب نیست جایی است که دارم یاد میگیرم چطور خودم را بهتر بشناسم و کمکم اختیار زندگیام را بیشتر در دست بگیرم.
وادی ششم به من یادآوری میکند که عقل زمانی برای من تبدیل به یک فرمانروای واقعی میشود که فقط صدایش را نشنوم، بلکه به فرمانش عمل کنم. امیدوارم روزی برسد که فاصله بین چیزی که میدانم درست است و کاری که انجام میدهم، خیلی کم شود. به نظر من آن روز، یکی از نشانههای نزدیک شدن من به فرمان عقل است.
نویسنده گان : همسفر زینب و همسفر میترا رهجوی راهنما ساناز لژیون یکم کیش
ویراستاری و ارسال : همسفر بهاره نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر ساناز لژیون یکم کیش
همسفران نمایندگی کیش
- تعداد بازدید از این مطلب :
64