مشارکت مکتوب همسفر هاجر
«حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم». عقل به معنی هوش و اطلاعات نیست، عقل نیرویی است که خوب، بد، درست، نادرست، راه سالم و ناسالم را تشخیص میدهد. مثلاً فردی میداند که یک رفتار به ضرر او است؛ اما انجام میدهد. اینجا مشکل ندانستن نیست؛ بلکه عمل نکردن به حکم و فرمان عقل است.
در وجود انسان یک سری خواستهها وجود دارد؛ بعضی منطقی و معقول، تعدادی نامعقول از روی عجله، ترس، لذت و یا ناامیدی است. اگر هر خواستهای را بدون فکر اجرا کنیم زندگی ما دچار بینظمی میشود. در وادی ششم میگوید: باید اجازه بدهیم عقل فرمان بدهد و سایر نیروها از آن پیروی کنند. در یک شهر اگر چند نفر همزمان فرمانروایی کنند، نظمی وجود ندارد؛ اما اگر یک فرمانروای شایسته وجود داشته باشد همه چیز در مسیر درست قرار میگیرد.
عقل با آموزش، تجربه و عمل کردن قوی میشود. اگر انسان تصمیمهای درست بگیرد، نتیجه آن را میبیند؛ ولی اگر تحت فرمان خواستههای لحظهای باشد، قدرت تشخیص و تصمیمگیری برای او سخت و دشوار میشود.
در کنگره۶۰ این وادی فقط یک مطلب نیست؛ بلکه میتوان آن را در نظم، حضور به موقع، اجرای آموزشها، رعایت حرمتها و انجام مسئولیتها به صورت عملی تجربه کرد. هر بار که انسان با وجود میل به انجام یک کار نادرست، فرمان عقل را اجرا میکند، در واقع قدمی در جهت تکامل خود برداشته است.
وادی ششم به من یاد میدهد که دانستن راه درست کافی نیست؛ باید آن را اجرا کنم. ممکن است عقل من بگوید صبر کنم، نظم داشته باشم، به تعهداتم عمل کنم و از کارهای نادرست دوری کنم، ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که این دانستن به عمل تبدیل شود. در واقع هر بار که بین خواسته لحظهای و فرمان عقل، فرمان عقل را انتخاب میکنم یک قدم به سمت آرامش، تعادل و رهایی نزدیکتر میشوم.
عقل با آموزش و کسب دانایی قویتر میشود، اینکه بگویم عاقلانه رفتار میکنم کافی نیست؛ بلکه باید آموزش بگیرم و دانایی خودم را بالا ببرم و آن را در عمل به کار بگیرم؛ باید فرمانروای واقعی زندگی خودم باشم؛ یعنی اختیار انتخاب داشته باشم و مسئولیت انتخابهایم را بپذیرم تا بتوانم عقل را جایگزین عجله، ترس و خواستههای زودگذر کنم که به تعادل واقعی برسم.
وادی ششم یکی از وادیهای بسیار مهم در مسیر درمان است؛ چون به ما میآموزد که باید حکم عقل را در قالب فرمانروا اجرا کنیم. انسان همیشه با خواستههای مختلفی روبهرو است، اگر بدون فکر و بر اساس احساسات و خواستههای لحظهای تصمیم بگیرد ممکن است دوباره دچار اشتباه شود.
مشارکت مکتوب همسفر اکرم
من از این وادی یاد گرفتم، هر چیزی صور آشکار و صور پنهان دارد که عقل، جزئی از صور پنهان است. عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین وجود انسان است که هرگز آغاز و پایانی ندارد و این ما هستیم که باید در مسیر تکامل خود به فرمان عقل برسیم. ما همگی با داشتن عقل، فرق بین خیلی چیزها، مثل خوب، بد، ظلمت، نور، راستی، دروغ و... را میتوانیم تشخیص دهیم، نکته همینجا است که ما باید به فرمان عقل گوش دهیم، این همان فرمانبرداری است که ما را از ظلمت و تاریکی به طرف نور رهنمون میسازد.
ما اگر به فرمان عقل بتوانیم برسیم، به قول آقای مهندس: «میتوانیم به «کُنفیکون» برسیم و یا همان شو، شود» که این مرحله، خیلی سخت، مشکل و زمانبر است، ما باید با حوصله، صبر و زمان دادن به انجام کارهای خود، به این مرحله خود را نزدیک کنیم؛ زیرا انسان در زندگی خواستههایی دارد که بعضی از این خواستهها معقول و بعضی دیگر غیرمعقول است و اگر انسان از روی ترس، ناامیدی، عجله، حتی لذت، به خواستههای غیرمعقول پاسخ دهد، هرگز به موفقیت و یا به فرمان عقل پاسخ درست نداده است.
ما با آموزشهای کنگره۶۰، پس از گذراندن ۴ وادی اول که مرحلهبهمرحله تفکر کردن را به ما یاد میدهد و وادی پنجم که باید تفکر را به مرحله اجرا بگذاریم، در وادی ششم برای به اجرا گذاشتن آن ۵ وادی، عقل را به کار بگیریم و از او در انجام کارهای خود کمک بگیریم تا بتوانیم در زندگی به آرامش دست پیدا کنیم.
مشارکت مکتوب همسفر قدسی
وادی ششم به ما میگوید: حکم عقل را در قالب یک فرمانده باید بپذیریم و اجرا کنیم. شاید اکثر ما قبل از ورود به کنگره و استفاده از آموزشهای کنگره چیزی در مورد شهر وجودی انسان، صور آشکار و پنهان نمیدانستیم؛ ولی بعد از مدتی یاد گرفتیم که صور آشکار اشکالی هستند که با چشم قابل دیدن است و صور پنهان اشکالی که ما قادر به دیدن آنها نیستیم مانند: عقل، نفس و یا حس که شناخت آنها مهم و ضروری است.
قبلاً فکر میکردم عقل همان مغز است در صورتیکه حالا متوجه شدم مغز جزء صور آشکار است که با مرگ و نابود شدن جسم از بین میرود. مغز قسمتی است که اعضا و جوارح بدن را با غدد و اعصاب مختلف کنترل میکند؛ ولی عقل جز صور پنهان است و با مرگ از بین نمیرود و هرچه انسان دانایی خود را افزایش دهد به فرمان عقل نزدیکتر می شود.
ما در جهان اضداد زندگی میکنیم که برای شناخت هر چیزی باید ضد آن را بشناسیم، مثلاً وقتی میگوییم روز است شب نیست پس برای شناخت عقل باید ضد آن که جهل است بشناسیم. وقتی در جهل باشیم هیچ فرمانی از عقل صادر نمیشود و هر چه هست از نفس ما است.
جهالت با ندانستن فرق دارد. جهل دانستههای غلط ذهن ما است، در واقع ندانستن بهتر از جهالت است؛ چون وقتی قبول داریم چیزی را نمیدانیم برای یادگیری اقدام میکنیم؛ ولی وقتی جهالت داریم بر اساس دانستههای اشتباه حرکت میکنیم و دچار مشکلات زیادی میشویم.
وقتی میخواهیم کاری را انجام دهیم یا دستور از نفس اماره و ضدارزشی صادر میشود یا از طرف عقل و نیروهای الهی، ما برای تشخیص خوب و بد، درست یا نادرست بودن عمل خود؛ باید ارزشها و ضد ارزشها را بشناسیم. برای تشخیص ارزش و ضد ارزش باید از کتاب خداوند و پیامبران که برای راهنمایی ما آمدهاند کمک بگیریم یا از پیامبر درونی که همان عقل است اطاعت کنیم؛ باید خود را به فرمان عقل نزدیک کنیم تا از آسیبها در امان باشیم. البته گاهی اوقات هم به خاطر اطلاعات غلطی که ما از قبل در اختیار مغز قرار میدهیم ممکن است عقل ما را اشتباه راهنمایی کند.
عقل در واقع همان تفکر ما است که هر چه دانایی خود را با آموزش افزایش دهیم و دانایی خود را با تلاش و حرکت به دانایی مؤثر تبدیل کنیم بیشتر به فرمان عقل نزدیک میشویم و میتوانیم به معرفت و عمل سالم دست پیدا کنیم که این عین عدالت است.
گاهی اوقات ممکن است که خودم نخواهم از جهل خارج شوم؛ چون فکر میکنم انجام کارهای جاهلانه نوعی زرنگی میباشد در صورتیکه کارهایی مثل دروغ گفتن، سخنچینی، منیت و قضاوت در اصل به خود شخص آسیب وارد میکند و خیلی وقتها صدایی از درون به ما میگوید که این کارها اشتباه است، این صدای عقل است که ممکن است به خاطر جهل زیاد آن را نشنویم.
باید در کارها به فرمان عقل یا همان شو شود نزدیک شویم که این را میتوان از همان کارهای ساده و کوچک شروع کرد، مثل حمام رفتن، شستن به موقع ظرفها، بیرون بردن زبالهها یا نوشتن سیدی، اگر ما بتوانیم این کارهای کوچک را به موقع انجام دهیم کمکم میتوانیم کارهای بزرگتر را هم انجام دهیم. موقع انجام کارها تنها با اطاعت از عقل و دستورات عقل میتوانیم موفق شویم و بر نیروهای منفی و بازدارنده پیروز شویم.
نیروهای منفی و بازدارنده ممکن است به زیباترین شکل تلاش کنند که ما را از انجام کارهای درست باز دارند؛ چون این کارها طبق فرمان عقل میباشد؛ یعنی ما میخواهیم کاری را انجام دهیم و همان لحظه میشود یا خواستهای که داریم انجام میشود؛ ولی نیروهای بازدارنده به هر نحوی میخواهند جلوی ما را بگیرند تا این کار انجام نشود.
مصرفکنندهای که برای درمان وارد کنگره میشود برای رسیدن به رهایی باید از دستورات راهنما پیروی کند تا موفق شود؛ ولی نیروهای بازدارنده مرتب سر راه او سدی ایجاد میکنند تا او را از رسیدن به هدفش دور کنند؛ ولی اگر فرد به فرمان عقل نزدیک شود دیگر هیچ چیزی مانع او نیست. برای انجام کارها همیشه نبردی بین عقل و نفس وجود دارد. برای پیروزی عقل باید با آموزش گرفتن سطح دانایی خود را بالا ببریم تا بتوانیم بر نفس و خواستههای شیطانی پیروز شویم و به صلح و آرامش واقعی دست پیدا کنیم.
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
80