جلسه پنجم از دوره سوم سری کارگاه آموزشی خصوصی همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی همسفر فرزاد، نگهبانی؛ همسفر مهدی و دبیری همسفر محمدحسین با دستور جلسه: "وادی ششم و تاثیر آن روی من" روز شنبه ۲۴ مرداد ماه۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
موضوعی که امروز میخواهم درباره آن صحبت کنم، وادی ششم و اجرای حکم عقل در قالب فرمانده است.
ابتدا باید از خودمان بپرسیم: عقل چیست و چه وظیفهای دارد؟
عقل باید ما را به سمت خوبیها هدایت کند. همانطور که آقای مهندس در بخش اول وادی ششم میفرمایند، «روح از عقل دستور میگیرد، سپس به نفس و در نهایت عقل بررسی میکند.» بنابراین، اگر عقل سالم و بیدار باشد، مسیر زندگی ما نیز به سمت ارزشها و خوبیها هدایت خواهد شد.
اما سؤال اینجاست که آیا ما واقعاً از فرمان عقل پیروی میکنیم؟
فرمان عقل همیشه مسائل بزرگ و عجیب نیست. گاهی در سادهترین کارهای روزمره خودش را نشان میدهد؛ مثلاً به ما میگوید: «بلند شو، سطل زباله را بیرون بگذار»، «بلند شو و به حمام برو» یا «این کار کوچک را همین حالا انجام بده.»
اگر این فرمانهای ساده را اجرا کنیم، یعنی تا حدی از عقل فرمان میبریم؛ اما اگر مدام آنها را به تعویق بیندازیم، یعنی هنوز بیشتر از نفس اماره دستور میگیریم تا از عقل.
من خودم سالها همینطور بودم. هر وقت عقل به من میگفت کاری را انجام بده، جوابم این بود: «حالا بعداً انجامش میدهم.» همه چیز را به تعویق میانداختم.
اما از زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم و از آموزشهای آقای مهندس بهره بردم، متوجه شدم که همین کارهای کوچک، پایه و اساس فرمانبرداری از عقل هستند. وقتی یک فرمان کوچک را بهدرستی اجرا میکنیم، برای انجام فرمانهای بزرگتر نیز آمادگی پیدا میکنیم؛ اما اگر از انجام سادهترین فرمانها عاجز باشیم، طبیعتاً در برابر مسئولیتهای بزرگتر نیز ناتوان خواهیم بود.
نکته جالبی که آقای مهندس در یکی از سیدیها بیان میکنند این است که فرمان عقل برای هر فرد متناسب با جایگاه او متفاوت است. برای من ممکن است فرمان عقل این باشد که یک کار ساده و روزمره را بهموقع انجام دهم؛ اما برای آقای مهندس، فرمان عقل میتواند ارائه یک روش درمانی یا خدمت بزرگی به انسانها باشد. پس هرکس متناسب با ظرفیت و مسئولیت خود، فرمان عقل را دریافت میکند.
نکته دیگری که دوست دارم به آن اشاره کنم، رفتار ما در داخل و خارج از کنگره است.
بعضی از افراد تا زمانی که داخل فضای کنگره هستند، بسیار منظم، آرام و ارزشمدار رفتار میکنند؛ اما به محض اینکه از کنگره خارج میشوند، آن حال و هوا را از دست میدهند و رفتارشان کاملاً تغییر میکند.
چند روز پیش در فضای مجازی دیدم یکی از بچهها مطالبی سرشار از ناامیدی منتشر کرده بود. با خودم گفتم چطور ممکن است کسی که در کنگره از امید، حرکت و آموزش صحبت میکند، بیرون از کنگره اینقدر ناامید باشد؟
آقای مهندس بارها فرمودهاند که کنگره هدف نیست؛ بلکه راه و مسیری است که به ما نشان میدهد چگونه زندگی کنیم. هنر واقعی این است که آموزههای کنگره را در بیرون از کنگره نیز اجرا کنیم و آنها را وارد زندگی روزمره خودمان کنیم.
من هم ادعا نمیکنم که صددرصد موفق بودهام؛ اما تلاش میکنم هر روز در این مسیر یک قدم جلوتر بروم.
گاهی میبینیم فردی رهایی خود را گرفته است، اما هنوز برخی رفتارها و تصمیمهایش نشان میدهد که به مرحله فرمانبرداری کامل از عقل، آنگونه که آقای مهندس میفرمایند، نرسیده است. بنابراین، رهایی پایان راه نیست؛ بلکه آغاز مسیر رشد و عمل به فرمان عقل است.
از اینکه با سکوت زیباتون به سخنان گوش فرا دادید بسیار متشکرم.

عکس: همسفر مهدی لژیون سوم
ویرایش، ارسال: همسفر فرزاد لژیون دوم
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
66