تقابل میان عقل و نفس اماره، نبردی بزرگ و انکارناپذیر است که تقریباً تمام انسانها هر روز، هر ساعت و حتی هر لحظه درگیر آن هستند؛ مگر اینکه انسان به نفس مطمئنه دست یافته باشد.
بدیهی است که نفس اماره از ابتدا در خلقت انسان وجود داشته است و برخلاف تصور عموم مردم، پدیدهای شوم، شیطانی یا اضافی نیست؛ بلکه یکی از الزامات وجودی انسان است. به عبارت دیگر، میتوان نفس را همان غریزه حیوانی در نظر گرفت که انسان را برمیانگیزد تا برای رفع نیازهای خود، از جمله خورد و خوراک و خواب و غیره تلاش کند.
به زبان سادهتر، میتوان نفس اماره را به یک دوست دلسوز اما نادان تشبیه کرد. فکر میکنم بر هیچکس پوشیده نیست که یک دوست نادان، به بهانهٔ دلسوزی، میتواند چه زیانهای بزرگی به انسان برساند. این دوست نادان، یعنی نفس اماره، میکوشد به ما سود برساند و ما را راضی و خوشنود نگه دارد؛ اما تصمیماتی که میگیرد و پیشنهادهایی که در گوش ما نجوا میکند، فاقد تفکر، عقلانیت و دوراندیشی است.
اینجاست که عقل وظیفه دارد وارد بازی شود. عقل در اینجا حکم همان دوست دانا و خردمندی را دارد که محتاط است و شاید کمی خشک، کسلکننده و حتی «بچهمثبت» به نظر برسد. وظیفه عقل این است که دستورات نفس اماره را بررسی و ارزیابی کند تا به ما بگوید آیا این تصمیم درست است یا غلط، خیر میرساند یا شر، و سود آن بیشتر است یا ضررش.
حالا نوبت خود انسان است که تصمیم بگیرد به حرف کدامیک گوش دهد. البته عملکرد عقل نیز به این بستگی دارد که ما چقدر به آن اجازه حضور و دخالت در تصمیمگیریهایمان بدهیم و تا چه اندازه به آن توجه کنیم.
ناگفته نماند که نفس اماره بهشدت سلطهجو است و بسیار میکوشد تا ما را قانع کند. به هر حال، این خود انسان است که انتخاب میکند با طناب آن به چاه برود یا اینکه پیش از انجام هر کاری، ابتدا آن را با عقل خود ارزیابی کند.
در کنار این دو، پدیده دیگری نیز در انسان وجود دارد که آن را «نفس لوامه» مینامند؛ همان عاملی که باعث میشود پس از تسلیم شدن در برابر نفس اماره و انجام دادن دستورات نادرست و بیخردانه آن، احساس اندوه و پشیمانی کنیم؛ همان حسی که بیشتر اوقات از آن با عنوان «وجداندرد» یاد میکنیم.
نفس لوامه، اگرچه گاهی شبیه «نوشداروی پس از مرگ سهراب» به نظر میرسد، اما آنقدرها هم بیفایده نیست. نفس لوامه باعث پشیمانی از اشتباه میشود؛ پشیمانی از اشتباه باعث تفکر میشود و تفکر نیز در نهایت به شکلگیری تجربه میانجامد.
انسان نیز بهصورت ذاتی از تجربههای تلخ دوری میکند؛ مگر اینکه دوباره نفس اماره، عقل و هوش آدمی را تحت تأثیر قرار دهد و چرخهای تکراری ایجاد کند. در این صورت، هیچکس جز خود انسان قادر به شکستن این چرخه نیست.
بنابراین، با اینکه نفس اماره شر مطلق نیست، نباید از آن انتظار خیر داشت. در احادیث و روایات نیز به انسان سفارش شده است که نفس اماره را به بند بکشد، نه اینکه آن را سر ببرد. این یعنی باید پیش از انجام دادن دستورات نفس اماره، آنها را با عقل خویش بسنجیم و سپس درباره انجام دادن یا انجام ندادن آنها تصمیم بگیریم.
نویسنده: همسفر فاطمه، رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر کوثر، رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
55