یازدهمین جلسه از دوره هفتادو یکم سری کارگاههای آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابنسینا ، به استادی راهنمای محترم مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر محمد، دبیری موقت مسافر غلامحسن با دستور جلسه "وادی ششم ، حکم عقل را در قالب فرمانده ،کاملا اجرا نمائیم"و در ادامه تولد اولین سال رهایی مسافر حسن درتاریخ شنبه 24 مرداد ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷:۰۰ اغاز به کار نمود.
.jpeg)
سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، مصطفی هستم، یک مسافر.خدای، خود را شاکر و سپاسگزارم که امروز در این جایگاه هستم و از تمامی خدمتگزاران شعبهٔ ، ایجنت محترم ، گروه مرزبانی مسافران و قسمت همسفران تشکر میکنم. همچنین از جناب مهندس و خانوادهٔ محترمشان تشکر میکنم. خب، دربارهٔ دستور جلسه: وادی ششم «حکم عقل را در قالب فرمانروا کاملاً اجرا کنیم.» در جلسات پیش دربارهٔ تفکر صحبت شد. تفکر نیز دو نوع دارد: تفکر مثبت و تفکر منفی. تفکر مثبت مرا به انجام کارهای درست سوق میدهد و باعث میشود کارهای ارزشی انجام دهم؛ تفکر منفی نیز مرا از راه دور میکند و همواره به سمت تاریکی حرکت میدهد. آنچه مرا به سمت تفکر مثبت سوق میدهد، «تعقل» نام دارد و انجام کارهای ارزشی را «کارهای معقول» میگویند، و تفکر منفی، را «تفکر شیطانی» و اعمال ضدّارزشی میگویند. حالا آنچه برای من مشخص میکند که چه کاری خوب و چه کاری بد است، و چه فکری درست و چه فکری نادرست است، نیاز به معیاری دارد؛ ترازویی که راه را به من نشان دهد که چیست درست و چیست غلط. آن ترازو و معیار را «عقل» مینامند. این واژه از کلمهٔ عربی گرفته شده است که پیشتر شتربانان ریسمانی را در بینی شتران خود میکردند و هنگام هدایت به چپ و راست، آن طناب را میکشیدند و شتر را راهنمایی میکردند. دقیقاً عقل نیز همین کار را با من میکند. وقتی کار درست میخواهم انجام دهم، مرا به آن سو حرکت میدهد و هنگامی که میخواهم کار منفی انجام دهم، اگر نفس من در درجهٔ مناسبی باشد و دانایی و اندازه داشته باشم، مرا بازمیدارد. عقل در تکامل، مانند ماشین تابعِ خود است و روح را رهبری میکند. یعنی چه؟ همانگونه که همه میدانیم، نفس یک چیز بیشتر نیست و فقط مراتب آن متفاوت است: نفسِ امّاره، نفسِ لوّامه و نفسِ مطمئنّه. در حقیقت یک نفس در سه مرتبه وجود دارد.نفس همان چیزی است که موجودیّت مرا تعیین میکند؛ یعنی شخصیّت من همان نفس است.

دو ملک در درون انسان وجود دارد: یکی را روح مینامیم و دیگری را جنّ. روح همواره ما را به کارهای خوب و ارزشی سوق میدهد، افکار مثبت و کارهای نیک را در ذهن ما تداعی میکند و راهنماییمان مینماید. در مقابل، جنّ نقطهٔ مقابل روح است و همواره آن را نقض میکند. حالا، «عقل در تکامل مانند ماشین تابع خود است و روح را رهبری میکند» یعنی چه؟ یعنی عقل، روح ما را هدایت میکند؛ یعنی فرمانهایی که عقل به روح میدهد، آن صدا را در من برای کارهای مثبت ایجاد میکند. بله، دقیقاً چنین است. روح ما که افکار و کارهای مثبت را درونمان پدید میآورد، از عقل پیروی میکند؛ یعنی عقل به روح فرمان میدهد و مسیر درست و کارهای ارزشی را نشان میدهد. بخش دوم دستور جلسهٔ ما، تولد حسنآقا است.
حسنآقا یکی از افراد بسیار خوب، ساکت و بسیار منظم است. بهنظر من، او آدمِ کارِ درستی است. این نتیجهٔ زحمات آقا داوود افسری، پهلوان شعبه، راهنمای سفر اول ایشان است. من در اوتی بودم که ایشان به اوتی آمد و خدمت کرد و از آنجا با هم آشنا شدیم. حسنآقا پسر بسیار منظمی است، سیدیهایش را به موقع مینویسد، حرف گوش کن است و همیشه وقتی در لژیون حضور دارد، سایر مسافران سفر اول از او آموزش میگیرند. تولد حسن را به آقا داوود افسری تبریک میگویم و بابت تمام زحماتی که برای حسن عزیز کشیدهاند، سپاسگزارم. در ادامه به راهنمای سیگارحسن اقا ، آقای محمد حیرانی نیز تبریک میگویم و همچنین راهنمای تازه واردین ایشان، اصغر آقا محمودی است که به ایشان هم تبریک میگویم. این عزیزان و حسنآقا را تشویق کنید.

سخنان و آرزوی مسافر حسن:
آرزو میکنم هر عزیزی که به عنوان تازه وارد میاد اینجا، در این مسیر بهشتی باقی بماند و به رهایی و حال خوب برسد. سلام، دوستان حسن هستم، یک مسافر. ابتدا از تمامی خدمتگزاران این شعبه سپاسگزارم که باعث شدند من در این جایگاه حضور پیدا کنم تا بتوانم در این روز عزیز، اولین سال روز تولد خود را جشن بگیرم. همچنین مراتب قدردانی خود را به ویژه از جناب آقای مهندس و خانوادهٔ محترم ایشان ابراز میدارم که با لطف و عنایت خود، چنین بستری فراهم آوردند تا ما در این جایگاه حضور یابیم و به درمان و رهایی دست یابیم.پیش از هر سخنی، لازم میدانم از استاد عزیز و بزرگوارم، جناب آقای داوود افسری، تشکر ویژه کنم؛ چراکه ایشان حق پدری بر گردن این بندهٔ حقیر دارند. زحمات و تلاشهای ایشان واقعاً ستودنی است. امیدوارم در طول عمرم بتوانم گوشهای از زحمات ایشان را جبران کنم، زیرا ایشان در حق من بسیار محبت داشتند و با تلاش خود، آرامش و امیدی را که در زندگی از دست داده بودم، به من بازگرداندند. نیز سپاسگزارم از آقای حیرانی که راهنمای سیگار من بودند و مسیر زندگیام را در کنگره دگرگون کردند. همچنین از آقا مصطفی عزیز، راهنمای گرامیام، قدردانی میکنم که حدود هشت تا نه ماه در خدمتشان بودم و از آموزشهای ارزشمندشان بهره بردم. ایشان زحمات فراوانی متحمل شدند و باعث شدند که در مسیر کنگره، حتی به اندازهٔ گوشهای از این راه، بتوانم خدمتگزار باشم و یاریرسان دیگران شوم. از دوستان خوبم وسایر همراهانی که مرا یاری کردند، سپاسگزارم. از آقا فرهاد کریمی نیز که در قسمت خرداد، آموزشهای فنی خوبی به من دادند و باعث شدند مهارتهای بیشتری بیاموزم، صمیمانه تشکر میکنم. حقیقتاً خود را وظیفه شناس میدانم که پس از درمان رهایی، کمترین کاری که از من برمیآید، خدمت به کنگره باشد. از دوست عزیزم که سبب ورود من به کنگره شدند، بینهایت سپاسگزارم. در پایان، از همهٔ شما که به سخنانم گوش دادید و مرا تشویق کردید، صمیمانه سپاسگزارم.
نشان اولین سال رهایی مسافر حسن:

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
131