English Version
This Site Is Available In English

در سفر اول فرمان عقل، منظم بودن است

در سفر اول فرمان عقل، منظم بودن است

هشتمین جلسه از دوره دوم کارگاه های آموزش عمومی کنگره60، ویژه مسافران و همسفران با استادی مسافر محترم میلاد، نگهبانی مسافر حبیب و دبیری مسافر غلامحسین؛ با دستور جلسه : {"وادی ششم و تاثیر آن روی من"}  روز شنبه 24 مرداد ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

از نگهبان جلسه سپاسگزارم که به من فرصت دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم، از راهنمای محترم آقا مرتضی تشکر میکنم که من را قابل دانستند تا دراین جایگاه قرار بگیرم.

دستور جلسه امروز وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم. این وادی را قبلا چندین بار مطالعه کرده بودم اما برداشت زیادی از آن نداشتم. وقتی انسان می خواهد یک مرتبه کار بزرگی انجام دهد، ممکن است امکان پذیر نباشد، اما  کنگره60 می گوید: برای یک سفر اولی، حکم عقل این است که صبح زود بیدارشوی و داروی خود را استفاده کنی و از کارهای کوچک شروع کنی. انسان گاهی از خودش توقع های اضافی دارد و ممکن است در ادامه سرخورده شود؛ من هم دچار این موضوع می شدم و به ناامیدی می رسیدم. اما کنگره به من یاد داد ابتدا باید کارهای کوچک تر را انجام دهی. آقا مرتضی همیشه به ما این موضوع را گوشزد می کرد.

وقتی جلوتر آمدیم ایشان به ما اموزش داد که اگر می خواهی حالت خوب شود، وقتی فرمان عقلت می گوید بلند شو یک کاری را انجام بده، نگو پنج دقیقه دیگر می روم انجام می دهم، همان لحظه برو انجام بده، و ذره ذره به انجام کارهای بزرگ تر می رسید.

من شخصا تصور می کردم کارم خیلی درست است و مشکل خاصی ندارم، اما یک مشکلی برایم پیش آمد که وقتی بیشتر به آن فکر کردم یاد نمایشنامه ادموند و هلیا افتادم؛ زمانی که جن و روح شروع می کنند به القا کردن به انسان و هر کدام حرف های خودشان را به انسان می گویند. در این بین گیر کرده بودم و یک درگیری در ذهن من ایجاد شده بود و تا سه روز در همین حالت بودم.
به فرمان عقل رسیدن کار سختی است و من تصور می کردم پنجاه درصد راه را رفتم، ولی الان فهمیدم اینطور نیست و شاید یک درصد راه را رفته باشم. چون باید روی خودم کار کنم و بتوانم حس هایم را درست کنم. در کنگره، رسیدن به فرمان عقل راحت تر است، زیرا آگاهی و آموزش وجود دارد.

در زمان اعتیاد به واسطه مصرف مواد، فرمان عقل در من ضعیف شده بود و اعتماد به نفس خود را از دست داده بودم، اما در کنگره یاد گرفتم آن کاری که عقل فرمان می دهد را همان لحظه اجرا کنم. برای من در سفر اول فرمان عقل، منظم بودن است، برای یک مرزبان هم این است که کارهایش را سر موقع انجام دهد و پشت گوش نیندازد.

وقتی کارها را به تعویق می اندازم، کارها سنگین تر می شود و مشکل تر می شود و نمی توانم آن را انجام دهم. قبلا در مرزبانی هرکاری می خواستم انجام دهم می گفتم حالا دو سه روز دیگه انجام می دهم، که در آخر یک روز آقا مرتضی به من گفت: برو فعلا نمی خواد بیای اینجا، برو یه مدتی استراحت کن تا قدر اینجا را بدانی، اما خدارا شکر همین امر باعث بیداری من شد. ممنون از اینکه به صحبت های من گوش دادید.

رهایی مسافر ولی الله از دام نیکوتین با راهنمایی راهنمای محترم مسافر حمید

 

عکاس: مسافر فرهاد
تایپ: مسافر ابوالفضل
بارگذاری: همسفر مرتضی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .