یکی از دستور جلسات هفتگی در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم» است. مثلث درمان اعتیاد از سه ضلع جسم، روان و جهانبینی تشکیل شده است که برای رسیدن به تعادل، هر سه ضلع باید در کنار یکدیگر به تعادل برسند. اعضای کنگره۶۰ برای رسیدن به تعادل در جهانبینی و داشتن یک زندگی سالم، نیازمند آموزشهایی هستند که بخش عمدهای از آنها در وادیها بیان شده است.
وادیها مجموعهای از قوانین درست زندگی کردن را به ما آموزش میدهند. این مسیر از تفکر آغاز میشود و در نهایت به وادی عشق و محبت میرسد. صحبت کردن درباره وادیها و مهمتر از آن، به اجرا درآوردن آموزشهای آنها کار سادهای نیست؛ به همین دلیل هر سال، وادیها بهعنوان دستور جلسات هفتگی مورد بررسی و آموزش قرار میگیرند. پنج وادی را پشت سر گذاشتهایم و اکنون به وادی ششم رسیدهایم؛ وادیای که ما را با یکی از مهمترین مؤلفههای صور پنهان انسان، یعنی عقل، آشنا میکند.
با توجه به آیه «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ» و به فرموده مهندس دژاکام، جسم انسان مانند شهری است که ساکنان بسیاری دارد و هنوز شناخت کامل و جامعی از انسان به دست نیامده است. انسان از اجزای مختلفی تشکیل شده که برخی از آنها در قالب صور آشکار، مانند دست، پا، قلب و مغز، و برخی دیگر در قالب صور پنهان، مانند عقل، نفس، روح و ذهن، قابل بررسی هستند.
در وادی ششم، صحبت از نبردی درونی است؛ نبردی که هر لحظه در وجود انسان بین عقل و نفس جریان دارد. انسان در مسیر تکامل باید به نقطهای برسد که عقل بر خواستههای نامعقول نفس غلبه کند و در نهایت به فرمان عقل یا همان مرحله «شو شود» نزدیک شود.
خداوند دو راهنما برای انسان قرار داده است؛ یکی پیامبران و اولیای الهی که راهنمای بیرونی انسان هستند و دیگری راهنمای درون که از آن با عنوان وجدان یا عقل یاد میشود. هر دو برای هدایت انسان هستند و در نهایت این خود انسان است که با اختیاری که خداوند به او داده، مسیر زندگی و انتخابهای خود را برمیگزیند.
همانطور که در کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» آمده است، عقل در انسان حکم پیامبر درون را دارد و مانند یک میزان و ترازو عمل میکند. عقل به خودی خود اشتباه نمیکند، مگر اینکه اطلاعات نادرست به آن برسد یا نفس بر آن غلبه کند.
در وادی ششم به یکی از اساسیترین مؤلفههای صورپنهان انسان، یعنی عقل، میرسیم؛ مؤلفهای که قرار است با آموزش و عمل، بیشتر با فرمان آن آشنا شویم. اما عقل چیست؟ از چه جنسی است و در کجا قرار دارد؟ اینها پرسشهایی هستند که هنوز پاسخ کامل و قطعی برای آنها نداریم. تنها میدانیم که جایگاه عقل در مغز نیست، بلکه مغز مترجم و بخشی از سیستم عقل است.
زمانی که تفکر میکنیم، باید یک سیستم نظارتی بالاتر وجود داشته باشد که بتواند تشخیص دهد تفکر ما درست است یا غلط و اینکه مسیری که انتخاب کردهایم، در نهایت به عمل سالم منتهی میشود یا خیر. این سیستم، عقل است. در واقع عقل هدایتکننده انسان است و برای تشخیص درست از نادرست، به اطلاعات نیاز دارد. اگر اطلاعات صحیح به عقل داده شود، میتواند تشخیص درستتری داشته باشد و ما را در مسیر رسیدن به سلامت و هدف هدایت کند.
عقل در شهر وجودی انسان، مانند فرمانروایی بزرگ و عادل است و فرامین آن انسان را به سمت راه مستقیم، صلح و آرامش هدایت میکند. نکته مهم این است که عقل نیز با تفکر، تجربه و آموزش صحیح میتواند رشد کند و انسان هرچه بیشتر در صراط مستقیم و به سمت ارزشها حرکت کند، از قوه تعقل بیشتری برخوردار خواهد شد.
اما در مقابل این فرمانروای عادل، نیرویی زیرک و قدرتمند به نام نفس اماره وجود دارد که تلاش میکند انسان را از توجه به فرامین عقل دور کند. به همین دلیل، انسان در درون خود دائماً در حال نبرد است. گاهی یک صدا به انسان میگوید: «ناامید نشو، صبر کن و به تلاشت ادامه بده.» اما صدایی دیگر بلافاصله میگوید: «زندگی سراسر پوچ و بیارزش است.» صدای اول، صدای عقل و صدای دوم، صدای نفس اماره است.
انسانی که در مرتبه نفس اماره قرار دارد، تنها میخواهد به خواسته نامعقول خود برسد و به خوب یا بد بودن آن توجهی ندارد و حتی ممکن است برای رسیدن به خواستههای خود دست به هر کاری بزند. اما در مرتبه نفس سرزنشکننده، فرد پس از رسیدن به خواسته نامعقول خود دچار پشیمانی و عذاب وجدان میشود. اگر انسان با تزکیه و پالایش، بهتدریج خواستههای نامعقول خود را کاهش دهد و از ضدارزشها فاصله بگیرد، به مرحلهای میرسد که به آرامش بیشتری دست پیدا میکند و به فرمان عقل نزدیکتر میشود.
در وادی ششم، هدف ما این است که حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم. برای نزدیک شدن به فرمان عقل، لازم نیست همیشه دست به حرکتهای بزرگ و عجیبوغریب بزنیم؛ بلکه میتوانیم از کارهای بسیار ساده و روزمره شروع کنیم.
اگر عقل به من فرمان میدهد که ظرفهای کثیف را بشویم، اتاقم را مرتب کنم، به بهداشت خود رسیدگی کنم یا کاری را که بر عهده گرفتهام بهموقع انجام دهم، زمانی که بدون بهانهتراشی آن را انجام میدهم، در واقع یک قدم به فرمان عقل نزدیکتر شدهام.
اگر با خود عهد میکنم که اجازه ندهم نماز من قضا شود و توانایی انجام آن را دارم، اما به فرمان عقل عمل میکنم، یک قدم دیگر برداشتهام. اگر تصمیم میگیرم کارهای ضدارزشی مانند تجسس، غیبت و قضاوت بیجا را انجام ندهم و بتوانم به عهدی که با خود بستهام پایبند بمانم، باز هم در مسیر نزدیک شدن به فرمان عقل قرار گرفتهام.
در واقع، فرمان عقل از همین انتخابهای کوچک و روزمره آغاز میشود. زمانی که انسان بتواند در مسائل کوچک، فرمان عقل را اجرا کند، بهتدریج توانایی اجرای فرمانهای بزرگتر را نیز پیدا خواهد کرد. بنابراین، فرمان عقل فقط یک مفهوم ذهنی نیست؛ بلکه باید در رفتار، تصمیمها و زندگی روزمره ما نمود پیدا کند.
وادی ششم به من یادآوری میکند که در وجود من یک فرمانده عادل وجود دارد که میتواند مسیر درست را به من نشان دهد؛ اما برای رسیدن به آرامش و تعادل، تنها شناختن عقل کافی نیست، بلکه باید فرمان آن را اجرا کنم.
اگر بخواهم از فرمان عقل صحبت کنم، باید از خودم شروع کنم؛ از همان جایی که باید بتوانم بر خواستههای نامعقول خود غلبه کنم، به عهدهایم پایبند باشم، از ضدارزشها دوری کنم و کار درست را حتی زمانی که سخت است، انجام دهم.
آموزش، تفکر و تجربه صحیح، اطلاعات لازم را در اختیار عقل قرار میدهد و عمل به فرمان عقل، بهتدریج انسان را به تعادل نزدیک میکند. بنابراین، تأثیر وادی ششم بر من زمانی واقعی خواهد بود که آموزش آن را از کلام به عمل تبدیل کنم. تا زمانی که فرمانبردار عقل نشویم، هرگز قادر نخواهیم شد به فرماندهای لایق تبدیل شویم.
منابع: کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر»، کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود»، فایلهای صوتی مهندس حسین دژاکام
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر نجمه (لژیون نهم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
114