دستورجلسه: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم.»
همسفر منیژه:
در وادی ششم، ما با دو نیروی مهم در وجود انسان سروکار داریم که بر رفتار و تصمیمات او تأثیر بسیار میگذارند:
۱) عقل: یکی از مؤلفههای صور پنهان است که نیروی تشخیص حق از باطل، خیر از شر و درست از نادرست است. عقل مانند یک فرمانده دانا و باتجربه است که مسیر درست زندگی را به انسان نشان میدهد؛ اگر انسان از فرمان عقل پیروی کند، از شتابزدگی و تصمیمهای نادرست دور میشود. عقل، انسان را به راستگویی، امانتداری، احترام به دیگران، عدالت، نظم و... فرا میخواند.
۲) نفس اماره: در مقابل عقل است و انسان را به خواستههای نادرست، گناه، خودخواهی و پیروی از هوسها دعوت میکند. اگر انسان از نفس اماره پیروی کند، از صراط مستقیم دور میشود و در عمق تاریکیها و ناامیدیها فرومیرود.
ما برای دستیابی به یک آرامش عمیق در زندگی؛ هم در صور آشکار و هم در صور پنهان نیازمندیم از نفس اماره عبور کرده و به نفس مطمئنه برسیم و فرماندهی را به عقل بسپاریم. وقتی میخواهیم در زندگی حرکتی را انجام دهیم، دو ندا در درون ما وجود دارد؛ یکی ندای عقل و دیگری ندای نفس اماره و اینکه ما بتوانیم به ندای عقل گوش دهیم، بستگی به میزان دانایی، آگاهی و جهانبینی ما دارد. برای اینکه بتوانیم مسیر درست را انتخاب کنیم، باید فرمان عقل را بهکار ببریم و در مرحله بعد به اجرا درآوریم که همان «شو شود» است.
به فرماندهی عقل رسیدن، به وسیله بالا بردن دانایی و آموزشهای کنگره۶۰ امکانپذیر است؛ ولی اگر دانایی ما پایین باشد، عقل تحتتأثیر نیروهای منفی یا خواستههای نامعقول، فرمان درست را صادر نمیکند. ما در کنگره۶۰ با آموزش گرفتن و بالا بردن دانایی، میتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم و در تصمیمگیریها و رفتارهای خود، نه از احساسات زودگذر و خواستههای نامعقول؛ بلکه از عقل و اندیشه پیروی کنیم.

همسفر ستایش:
وادی ششم با این پیام آغاز میشود که: «حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، کاملاً اجرا نماییم.» این وادی به ما میآموزد که عقل، بهترین راهنما برای انتخاب مسیر درست زندگی است؛ اما تنها داشتن عقل کافی نیست، بلکه باید فرمان آن را در عمل اجرا کنیم.
در سیدی «عقل» دکتر امین دژاکام نیز بیان میشود که عقل، زمانی قدرت واقعی خود را نشان میدهد که انسان آموزش ببیند، تجربه کسب کند و با تفکر صحیح تصمیم بگیرد. عقل با دانایی، ارتباط مستقیم دارد و هرچه دانایی انسان افزایش یابد، تصمیمهای او عاقلانهتر خواهد شد. از سوی دیگر، اگر انسان تحت تأثیر خواستههای نفس، احساسات یا هیجانات لحظهای قرار بگیرد، صدای عقل کمرنگ میشود و احتمال اشتباه افزایش مییابد.
برداشت من از این وادی این است که عقل مانند یک فرمانده آگاه است، اما این ما هستیم که باید از فرمان او پیروی کنیم. اگر آموزش ببینیم، تفکر کنیم و تجربههای خود را بهکار بگیریم، بهتدریج دانایی ما رشد میکند و اجرای فرمان عقل آسانتر میشود؛ یعنی همان «شو شود». این وادی به من یادآوری میکند که برای رسیدن به تعادل، آرامش و حال خوش، باید هر روز در مسیر آموزش، تفکر و عمل سالم قدم بردارم و اجازه ندهم که احساسات و خواستههای نامعقول، جای عقل را بگیرند. امیدوارم بتوانم با افزایش دانایی و اجرای فرمان عقل، در مسیر رشد و تغییر، گامهای مؤثرتری بردارم.

همسفر صفا:
حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم. وادی یکم تا چهارم، بر تفکر متمرکز شدهاست و در وادی پنجم، بایستی افکار را از بالقوه به بالفعل درآورد؛ در وادی ششم باید به فرمان عقل برسیم. عقل در حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ است که نشان از قدرت مطلق دارد؛ به عبارت دیگر عقل، فرّ ایزدی دارد. اجرای فرمان عقل، زندگی ما را به سمت صلح و آرامش میبرد؛ اما همیشه اوضاع به نفع ما نیست. گاهی پیش میآید که نفس اماره زمام امور را بهدست میگیرد و فرمانروایی عقل از قدرت، کنار میرود و انسان غرق در تاریکی میشود. ما بایستی آرامآرام از ضدارزشها دوری کنیم و برگردیم و حتماً هم لازم نیست از کارهای بزرگ شروع کرد. بهطور کلی، انسانها بر اساس خواسته درونی، آموزش میگیرند و به اهداف خود میرسند. وقتی فردی وارد کنگره۶۰ میشود، اگر خواستهاش درمان باشد، به درمان میرسد. خواسته در اختیار راهنما نیست، این رهجو است که باید خواسته را در خویش به وجود بیاورد. جهانبینی، یک ابزار است که چیزهایی که برای ما غیرقابلرؤیت بودند را قابلرؤیت مینماید. مهندس حسین دژاکام در کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» به شهر وجودی و مدل قلعه عقل اشاره میکنند که رابطه بین حاکم و اجزای تشکیلدهنده شهر را نشان میدهد.
با وجود اینکه نفس، خواسته دارد؛ اما تا زمانیکه عقل فرمانی صادر نکند، نفس نمیتواند کاری انجام دهد؛ اگر این ویژگی برای عقل وجود نداشت، درمان امکانپذیر نبود. در کنار جهانبینی؛ آموزش، تجربه و تفکر میباشد. تمام مفاهیمی که در هستی وجود دارد، اگر در سطح بینهایت در نظر بگیریم، مثلث ما هیچوقت نمیتواند تمام سطح را بپوشاند. گاهی اطلاعات، جای دانایی را میگیرد و انسان خودش را در هر مسئلهای صاحبنظر میداند و دچار اشتباهات میشود. هر انسانی در درون بسیاری از مسائل و تجربیات غوطهور است و با مشکلات و مسائل زیادی روبهرو است؛ اگر بتواند از همین مشکلات هم جان سالم به در ببرد کافیاست و رستگار میشود و نیازی به تجربه جدید و موارد دیگر نیست. پس در پایان، آن کنیم که فرمان است.
همسفر اعظم:
ما در طول زندگی، همواره برای به دست آوردن آرامش، رسیدن به حال خوب و زندگی بهتر تلاش میکنیم. هرچه عقل کاملتر باشد، انسان در صلح و آرامش است و هرچه عقل کمتر باشد، انسان در رنج و بدبختی است. انسان دارای جسم و نفس است و بسته به مراتب نفس، عقل به تکامل میرسد که جسم با مرگ از بین میرو؛د ولی عقل بعد از مرگ هم به حیات و تکامل خود ادامه میدهد و از بین نمیرود، چون از جنس گوشت و استخوان نیست.
عقل از «عقال» میآید و به طنابی گفته میشود که به دهان شتر میبندند تا افسار او را بهدست بگیرند و او را هدایت کنند. همه موجودات، گیاهان و حیوانات در حد نیاز، دارای قدرت تعقل هستند؛ ولی بزرگترین مرتبه از عقل در اختیار انسان قرار گرفته است تا با آگاهی و آموزش، آن را رشد و تکامل بدهد؛ تا زمانی که میمیرد و دوباره زنده میشود، حیات بهتری پیدا کند و همه اینها در پرتو تکامل عقل اتفاق میافتد.
عقل یک فرمانروای بزرگ و عادل است که فرمان اجرای کارهای معقول را صادر میکند؛ ولی گاهی به دلیل حرکت به سمت تاریکیها، اختیار امور به دست نفسِ امرکننده میافتد و باعث تخریب در شهر وجودی و به تباهی کشیدن آن میشود. در این زمان، نفس سرزنشکننده آرامآرام و بدون جنگ و خونریزی به یاری عقل میآید و زمام امور را از نفس امرکننده میگیرد و به عقل میسپارد. ما در سفر اول همواره تلاش میکنیم اختیار امور را از نفس امرکننده (که خودِ ناآگاه و نادان ما است) بگیریم و به دست نفس سرزنشکننده (که خودِ آگاه و دانای ما است) بسپاریم و از فرمانبرداری به فرماندهی عقل برسیم.
.jpg)
همسفر اعظم:
زمانیکه خداوند انسان را آفرید، او را بر سر دو راهی قرار داد و به او قوه اختیار داد تا با کمک عقل انتخاب کند؛ چه کاری را انجام دهد و چه کاری را انجام ندهد. در وادی پنجم یاد گرفتیم که تفکر به تنهایی کافی نیست، بلکه باید حرکت کرد. دنیای مادی به قدری جذاب است که انسان را مجذوب خود میکند؛ اگر اینجا به فرمان عقل رجوع نکنیم، قطعاً به بیراهه میرویم. در این راستا، باز هم خداوند برای هدایت بشر، پیامبران و راهنمایانی را در بیرون و عقل را در درون قرار داد تا در جاهایی که نمیدانیم، به فرمان عقل عمل کنیم.
کارهایی مثل شهوترانی، مالاندوزی، غیبت، دروغ و... بسیار جاذبه دارد و انسان را به بیراههها سوق میدهد، به طوری که بعضی مواقع حب دنیا نمیگذارد که من اعظم، به همنوع خود که مشکل مالی دارد، کمک کنم و به قولی شیطان، دست مرا میگیرد. اینجا باید به فرمان عقل رجوع کنم و ببینم که عقل من چی میگوید؟ فرمان عقل میگوید: این روزها کم و بیش برای همه هست؛ امروز من مشکل مالی دارم و فردا دیگری، اگر کاری از دستم بر میآید دریغ نکنم و کمک کنم.
برای به فرمان عقل رسیدن هم لازم نیست شقالقمر کنیم؛ بلکه باید از کارهای ساده و پیشپاافتاده شروع کنیم. هر آنچه که خداوند در قرآن گفته و فرمان الهی است، انجام بدهیم و بدانیم که آموزشهای کنگره۶۰ و عمل کردن به آنها فقط مختص کنگره۶۰ نیست. ما باید در زندگی و بیرون از کنگره۶۰ هم آنها را عملی کنیم و مطمئن باشیم به هر میزان که به فرمان عقل گوش دهیم، به همان میزان هم در آرامش و آسایش هستیم.
به قول مهندس حسین دژاکام که فرمودند: «هر کجا عقل نباشد، جان در عذاب است.» یعنی هر چهقدر سختیها و مشکلات در زندگی بیشتر باشد، به همان میزان از فرمان عقل دوری کردهایم. انشاءالله که خداوند ما را در مسیر درست زندگی کردن و اجرای فرامین الهی یاری فرماید.

رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
0