جمعی از همسفران لژیون اول در مشارکت خود در خصوص دستورجلسه «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم.» اینچنین بیان کردند:
همسفر زهرا؛
عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مسائل در مسیر تکامل انسان است و ما باید در این مسیر تلاش کنیم تا به فرمان عقل برسیم. عقل مانند روزنهای از نور است که هرچه بیشتر در مسیر صراطمستقیم و ارزشها حرکت کنیم، این روزنه بزرگتر میشود و به ما کمک میکند از ضد ارزشها فاصله بگیریم و به بیداری و آگاهی برسیم. در نتیجه میتوانیم با آرامش و صلح بیشتری زندگی کنیم و به جایگاهی برسیم که به قول معروف، «شو شود».
عقل در بدن انسان جایگاه مشخص و فیزیکی ندارد، اما مغز میتواند مترجم خوبی برای دریافت پیامهای عقل باشد. در وجود انسان دو صدا وجود دارد؛ یکی صدای عقل و دیگری صدای نفس است. گاهی صدای نفس اجازه نمیدهد صدای عقل را بشنویم و بسیاری از مشکلات ما زمانی به وجود میآید که به صدای نفس اماره گوش میدهیم. نفس اماره میتواند با القای افکار منفی، ما را ناامید کند، مسیر درست را از ما دور کند و باعث شود هدفمان را گم کنیم.
تنها راه این است که بهتدریج از نفس اماره فاصله بگیریم و با انجام ندادن ضدارزشها، خودمان را به فرمان عقل نزدیک کنیم. باید از کارهای کوچک شروع کنیم و یاد بگیریم فرمانبردار خوبی باشیم. زمانی که اطلاعات درست را در اختیار عقل قرار میدهیم، عقل میتواند بهتر مسیر درست و غلط را تشخیص دهد و تصمیم صحیح را بگیرد. البته تنها شنیدن فرمان عقل کافی نیست؛ مهم این است که بتوانیم آن را در عمل اجرا کنیم.
شنیدن صدای عقل و تشخیص آن از صدای نفس، نیازمند آگاهی و آموزش است و به نظر من کنگره۶۰ یکی از بهترین مکانها برای کسب این آگاهی و آموزش است. در کنگره یاد میگیریم چگونه از ضد ارزشها فاصله بگیریم، اطلاعات درست به عقل بدهیم و بهتدریج فرماندهی عقل را در زندگی خودمان پررنگتر کنیم.
در نهایت، زمانی که بتوانیم حکم عقل را بشنویم و آن را در قالب فرمانده اجرا کنیم، به آرامش و تعادل بیشتری میرسیم و قدمی در مسیر تکامل خود برمیداریم.

همسفر نرگس؛
در این وادی به یکی از اساسیترین مؤلفههای صورپنهان انسان؛ یعنی عقل میرسیم. عقل یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین مسائلی است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما باید در تمام مسیر زندگی و تکامل خود به فرمان عقل برسیم. طبق آموزشهایی که از کنگره دریافت میکنیم، میدانیم که همه موجودات جهان هستی دارای تفکر هستند حتی یک سنگ دارای تفکر و عقل است؛ اما تفکر و اندیشه آنها با تفکر و اندیشه انسان که آغاز و پایانی ندارد متفاوت است.
عقلِ کل مانند خورشیدی است که به تمام هستی میتابد که ما و همه موجودات از آن بهره میگیریم. هرچه ما به طرف ارزشها و روشناییها حرکت کنیم از نور و روشنایی بیشتری بهره میگیریم و هرچه به طرف ضدارزشها، نیروهای منفی یا تاریکیها حرکت کنیم این نور کمتر میشود.
عقل، فرّ ایزدی دارد زیرا به سمت نیروهای مثبت و خوبیها ما را هدایت میکند و اجرای فرمانهای این حاکم بزرگ ما را به صراطمستقیم، رسیدن به صلح و آرامش و به مرحله شو شود نزدیک میکند. حال باید بدانیم که یک نیروی بسیار قوی در مقابل این حاکم بزرگ قرار دارد که آن نفس امرکننده است و با القا افکار منفی سعی میکند ما را ناامید کند و در اثر همین ناامیدی و عدم اعتماد بهنفس باعث میشود به هدف خودمان نرسیم.
تمام مشکلات ما به دلیل پیروی از نفس اماره است، نفس اماره به نوعی نفس حیوانی است. تنها راهی که میتوانیم به آرامش برسیم این است که پیرو خواستههای نفس اماره نباشیم و هرآنچه عقل فرمان میدهد آن را انجام دهیم و اجرا کنیم و برای این کار لازم نیست که دست به کارها و حرکت های بزرگ بزنیم؛ بلکه انجام همین فرمانهای کوچک مانند: در کار دیگران دخالت نکنیم، غیبت نکنیم، هزینه اضافه را حذف کنیم، پسانداز کنیم.
زمانی که این کارها را انجام دهیم آرام آرام میتوانیم فرمانهای بزرگتر را نیز اجرا کنیم. این را هم باید بدانیم تا زمانی که فرمانبردار عقل نشویم به فرمانروای لایق تبدیل نمیشویم. در پایان، از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره از نظر مکانی یک مو فاصله است اما از نظر زمانی هزاران سال طول میکشد.

همسفر مریم؛
مغز ما همان عقل ما نیست. خداوند روح خود را در انسان دمید، اما در حیوان و گیاه چنین چیزی وجود ندارد. اگر نفس من در پایینترین سطح باشد، مانند یک گیاه هستم و اگر در سکون و بیتحرکی بمانم، سقوط میکنم. این موضوع مانند دوچرخهسواری است؛ تا زمانی که رکاب میزنم، حرکت میکنم؛ اما اگر رکاب نزنم، تعادل خود را از دست میدهم و زمین میخورم.
عقل فرمان میدهد؛ اما باید اطلاعات و فرمان درست به آن برسانیم. اگر اطلاعات غلط و نادرست به عقل داده شود، طبیعتاً فرمانی که صادر میکند هم اشتباه خواهد بود. بنابراین زمانی که اطلاعات نادرست به عقل برسد، عملکرد عقل نیز دچار مشکل میشود.
مسافرانی که اطلاعات غلط به عقل خود میرسانند، نمیتوانند به رهایی برسند. نفس اماره یعنی نفس امرکننده؛ نفسی که انسان را به انجام کارهای نادرست دعوت میکند. زمانی که میخواهیم به سمت نفس اماره برویم، وعده، ترس و مشکلات مختلف به سراغ ما میآید.
برای مثال ممکن است نفس اماره به یک مسافر وعده بدهد که اگر به کنگره بروی، دیگر نمیتوانی کار کنی؛ یا ترس ایجاد کند که اگر به کنگره بیایی، آبرویت میرود. حتی ممکن است به او بگوید اگر به کنگره بروی، برایت مشکل ایجاد میشود. زمانی که انسان درگیر نفس اماره است، حتی نمیتواند روی صندلی بنشیند و آموزش بگیرد؛ گویی نیرویی درون او دائماً میگوید بلند شو و برو. همین موضوع میتواند باعث شود سفر خود را خراب کند.
نفس لوامه یعنی نفس سرزنشکننده. زمانی که انسان کاری اشتباه یا گناهی انجام میدهد، بعد از آن دچار پشیمانی میشود و با خود میگوید: چرا این کار را انجام دادم؟ چرا این حرف را زدم؟ این همان مرحلهای است که انسان متوجه اشتباه خود میشود و خودش را مورد سرزنش قرار میدهد.
در پایان، نفس مطمئنه قرار دارد؛ جایی که انسان به اطمینان و آرامش میرسد و میداند کاری که انجام میدهد درست است. بنابراین باید تلاش کنم اطلاعات درست را دریافت کنم، عقل خود را تقویت کنم و اجازه بدهم عقل درست فرمان بدهد و من هم از فرمان عقل پیروی کنم.
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
0