تیتر وادی میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملا اجرا نمائیم.» عقل یکی از مهمترین وسرنوشت سازترین مسائلی است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما بایستی در تمام مسیر تکاملی خود، به فرمان آن، یعنی فرمان عقل برسیم. عقل از موادی تشکیل شده که ما هنوز ذرهای از آن را نمیدانیم و عقل هر چه باشد از گوشت، پوست و استخوان نیست؛ برای همین موضوع است که فنا ناپذیر است، چون عقل با مرگ هم از بین نمیرود.
قبل از ورود به کنگره با واژههای چون عقل، مغز یا صور پنهان آشنا نبودم و فکر میکردم که عقل، همان مغز است و کسی که مغزش خوب کار میکند یعنی عقلش هم خوب کار میکند.
در سیستم جمعیت احیای انسانی کنگره60، کاری که صورت میگیرد این است که روی تک تک واژهها خیلی توجه میشود و اگر توجه کنیم، اشتباهاتی که از یک انسان سر میزند، بهدلیل آن است که روی خیلی از واژهها خوب تفکر نمیکند.
چرا در وادی ششم گفته میشود حکم عقل؟ وقتی گفته میشود حکم عقل، پس عقل حکم صادر میکند و مانند قاضی عمل میکند. وادی ششم، وادی است که عقل را بهعنوان یک فرمانروا معرفی کرده که باید فرامین را اجرا کند. وقتی تعریف درستی از عقل داشته باشیم، میتوانیم آن را بشناسیم.
مسئلهای که میتواند در سفر اول برای عبوراز گذرگاههای سخت کمک کند، جهانبینی است؛ جهانبینی بر پایه شناخت خود است که اگر خود، صور پنهان و شهر وجودی خود را بیشتر بشناسی به خداوند بیشتر نزدیک میشوی و هر چه قدر این شناخت کمتر باشد، فاصله از خداوند بیشتر میشود. این پرونده تکامل، زمانی خودش را نشان میدهد که سن صور پنهان ما بالا رود؛ سن صور پنهان زمانی بالا میرود که ما بتوانیم خوب را از خوب و بد را از بد تشخیص دهیم که این کار با عقل صورت میگیرد.
در تمامی کارها و تصمیماتمان عقل فرمان خود را صادر میکند ولی شخص به آن توجه نمیکند، چون نيروی قویتری از عقل در درون فرد قرار دارد که نمیگذارد صدای عقل شنیده شود؛ عقل فرمان میدهد ولی اجرا کردن آن بهعهده عقل نخواهد بود.
اطلاعاتی که ما به این فرمانده میدهیم، اهمیت دارد، اگر اطلاعات غلط باشد، فرمان نیز اشتباه خواهد بود. این اطلاعات به دو صورت باسیم و بی سیم که از بیرون و درون است به عقل منتقل میشود. از نظر صور پنهان اگر به جایی رسیده باشیم که تجزیه و تحلیل را انجام دهیم، صدای عقل را میشنویم و اگر این تجزیه و تحلیل را درست انجام ندهیم، صدای عقل را نمیشنویم ولی صدای بلندتری است که بعد از صدای عقل میآید و آن صدای نفس اماره است.
وقتی خواستهای شکل میگیرد، آن خواسته نفس است که نیاز به آگاهی دارد و اگر دانایی درباره آن خواسته نداشته باشیم، ممکن است فرمان دچار مشکل شود. وقتی فردی تجربههای ناخوشایند زیادی انجام داده و بار دگر حاضر به انجام آن تجربهها نیست؛ بدین معناست که فرد، رشد، تصفیه، تزکیه و پالایش در خود انجام داده است.
برداشت من از وادی ششم این است که اگر میخواهم به وضعیت خود سرو سامان دهم؛ باید به سمت فرمان عقل حرکت کنم و برای حرکت در این مسیر احتیاج به یک راهنما دارم، کسیکه بتواند راه را به من نشان دهد. قبل از هر حرکتی اول باید مبدا و مقصد خود را رسم کنم و باید این را هم بدانم که مشخص کردن مبدا، به اندازه مقصد مهم است. فرمان عقل این نیست که بدانم مثلا در آسمانها چه میگذرد؛ فرمان عقل این است که جدیترین کارهایی را که به خود فرمان میدهم را انجام دهم، مانند: کارهای روزمره. کل از جزء تشکیل شده است به همین جهت در کنگره به ما آموزش داده میشود تا در بیرون آن را اجرا کنیم.
منابع: کتاب عشق «چهارده وادی برای رسیدن به خود» از آقای مهندس حسین دژاکام و سخنان دیدهبان مسافر احمد
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمانسامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
7