English Version
This Site Is Available In English

سنجش، ارزیابی و عمل

سنجش، ارزیابی و عمل

مقدمه

در مسیر شناخت هستی و رسیدن به کمال، انسان با دو پارامتر اساسی روبرو است: «عقل» و «نفس». برای درک بهتر ساختار وجودی، کنگره ۶۰ هستی انسان را به دو بخش تقسیم می‌کند: صور آشکار و صور پنهان. صور آشکار شامل اجزایی است که با چشم دیده می‌شوند،مانند: دست، پا، قلب و مغز؛ اما صور پنهان، همان لایه‌های درونی و غیرمحسوس هستند که از روح، نفس، ذهن و عقل تشکیل شده‌اند. در این میان، عقل یکی از مرموزترین و مهم‌ترین اجزای صور پنهان است؛ قدر مسلم نیست که جنس آن چیست یا دقیقاً در کجای وجود قرار دارد، اما اثر و حضور آن در تمام ابعاد زندگی ما مشهود است.

عقل و مغز؛ ابزار و فرمانده

بسیار پیش می‌آید که تصور کنیم جایگاه عقل در مغز است، اما در واقعیت، مغز تنها ابزاری در دست عقل و مترجم یا اپراتوری است که رابط میان عقل با صور پنهان و آشکار را برقرار می‌کند. عقل، نیرویی با «فر ایزدی» و شکوه الهی است. هرچه انسان به قدرت الهی نزدیک‌تر شود، قوه تعقل او نیرومندتر و حضورش در جهان پررنگ‌تر می‌شود، و برعکس، دوری از صراط مستقیم، قوه تشخیص او را ضعیف می‌سازد. 

کار اصلی عقل، سنجش، ارزیابی و عمل به عنوان یک «میزان و ترازو» است تا میان خواسته‌های درست و نادرست تمایز قائل شود. خواسته‌هایی که از عقل عبور کرده و مورد تایید او قرار می‌گیرند، «خواسته‌های معقول» نامیده می‌شوند. عقل در واقع کلید قفل‌های بسته است؛ نیرویی که با آن می‌توان خیر و صلاح را تشخیص داد.

 عقل در مقیاس هستی: از عالم اصغر تا عالم اکبر.

در نگاه حکیمانه، جهان به دو بخش تقسیم می‌شود: «عالم اکبر» که همان هستی بزرگ است، و «عالم اصغر» که خود انسان است. عقل، حاکم و فرمانروای عالم اصغر است. از نظر لغوی، عقل به معنای هدایت‌کننده، مهارکننده و کنترل‌کننده است. از آنجا که خداوند عین علم است و علم او با ذاتش متحد است، منشأ عقل نیز همان علم الهی است. 

نظم و اداره جهان بر پایه عقل است؛ اگر عقل در هستی نبود،آشوب و ظلمت مطلق حاکم بود. انسان نیز دارای دو راهنما است: یک راهنمای بیرونی (پیامبران و اولیا) و یک راهنمای درون (عقل) عقل به خودی خود اشتباه نمی‌کند، مگر آنکه اطلاعات غلط از طریق حس‌های منفی یا نیروهای بازدارنده به آن برسد. خداوند با بخشیدن قوه تعقل و اختیار، انسان را در دو راهی «خوب و بد» قرار داده است تا مسیر خود را با آگاهی انتخاب کند.

 تقابل عقل و نفس: 

در وادی ششم «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم». فرمانبرداری از عقل، به معنای اجرای خواسته‌های واقعی و درست اوست. در مقابل، بسیاری از ما به جای عقل، فرمانبردار حس‌های منفی و افکار نفسانی هستیم. هرچه سطح دانایی پایین باشد، نافرمانی از عقل و فرمانبرداری از نفس بیشتر می‌شود. 

در این مسیر، هدف نهایی رسیدن به مرتبه «نفس مطمئنه» است؛ مرحله‌ای که پس از تصفیه و تهذیب، غرایض سرکش مهار شده و فرد دیگر خود را مالک هیچ خیر یا شری نمی‌داند و دنیا را زندگی‌ گذرا می‌بیند. برای رسیدن به این جایگاه، باید از مثلث «جهالت، تفکر غلط و حس منفی» عبور کرد. باید یاد گرفت که هرگز تنها با احساس حرکت نکنیم؛ چرا که عشق و ایمان باید همواره در توازن با هم باشند تا مسیر «احیا» و تحرک واقعی آغاز شود.

عقل، پدیده‌ای فنا ناپذیر است که با مرگ از بین نمی‌رود. همان‌طور که اعداد پایان‌ناپذیرند، عقل نیز در ابدیت جریان دارد. اگر انسان بتواند در این دنیا با اعمال خود، عقل را از «خاک به زر» تبدیل کند، در جهان‌های بعدی نیز این عقل همراه او خواهد بود. 

پس از مرگ، جسم نابود می‌شود اما نفس و اجزای صور پنهان توسط فرشتگان به دنیای دیگر منتقل می‌گردند. در آنجا، آنچه در این دنیا با فکر و عقل ساخته‌ایم، به صورت تصاویر مجازی با ما همراه خواهد بود. رسیدن به «فرمان عقل» یعنی پایبندی به عهد و قول؛ یعنی انجام آنچه از خود خواسته‌ایم و رسیدن به مقصود در موعد مقرر.

 نتیجه‌گیری

تجربه حضور در کنگره ۶۰ و دریافت آموزش‌های آن، تحولی بنیادین در نگاه انسان ایجاد می‌کند. بسیاری از ما، پیش از آگاهی، خود را «عقل کل» می‌پنداریم، در حالی که از قوانین واقعی زندگی و تفاوت میان عقل و نفس بی‌خبریم.

آموزش‌های درست، ما را از تاریکی‌های جهل به سوی نور دانایی هدایت می‌کنند و یاد می‌دهند که زندگی واقعی، نه در دنبال کردن افکار گذرا، بلکه در فرمانبرداری از عقل و رسیدن به شکوفایی

صور پنهان است.

نویسنده:همسفر فاطمه(خ)رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .