English Version
This Site Is Available In English

عدالت ، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند ؟

عدالت ، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند ؟

عدالت یکی از مفاهیم مهم و اساسی در کنگره ۶۰ است؛ مفهومی که تنها به برابر بودن افراد محدود نمی‌شود، بلکه با آموزش، تلاش و عملکرد هر فرد در مسیر زندگی ارتباط دارد. در کنگره، آموزش برای همه افراد به‌صورت یکسان ارائه می‌شود، اما ادامه مسیر و جایگاهی که هر فرد به آن می‌رسد، به میزان پذیرش آموزش‌ها و تلاش خودش بستگی دارد.

در این گفت‌وگو، مسافر سعید از نگاه خود به مفهوم عدالت در کنگره ۶۰، نقش آموزش و تلاش فردی در رسیدن به عدالت و همچنین چگونگی اجرای عدالت در زندگی شخصی می‌گوید و تجربه خود را از تأثیر آموزش‌های کنگره بر رفتار و زندگی‌اش بیان می‌کند.

 

از شما دعوت می‌کنیم این گفت‌وگوی خواندنی را دنبال کنید.

لطفاً خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید:

سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر. آخرین آنتی‌ایکسم قرص متادون بود. روش درمان DST، داروی درمان شربت OT. مدت ده ماه و ده روز با راهنمایی آقا حمید سفر کردم و الان سه سال و چهار ماه است که آزاد و رها هستم.

در ادامه، سفر سیگار داشتم که با راهنمایی آقا علی، مدت ده ماه و هشت روز سفر کردم و الان نه ماه است که آزاد و رها هستم.

 

عدالت در کنگره ۶۰ را چگونه تعریف می‌کنید؟

عدالت در کنگره ۶۰ در بحث آموزش‌های کنگره است. یعنی اگر یک شخص به‌عنوان یک تازه‌وارد وارد کنگره ۶۰ می‌شود، در بدو ورود شرایط برای همه یکسان است و مابقی آن بستگی به تلاش‌هایی دارد که خود فرد در مسیر انجام می‌دهد.

یک نفر هست که بعد از یکی دو سال، با تلاش خودش و آموزش‌هایی که برای همه یکسان است، چه در بحث DST و چه در مسائل دیگر، تلاش می‌کند و می‌شود راهنما یا مرزبان. یک نفر هم هست که می‌آید و بعد از یک سال از کنگره می‌رود. آموزش‌ها یکی است و اجرای عدالت بیشتر به تلاش‌های خودش بستگی دارد.

 

به نظر شما همه آدم‌ها باید با هم برابر باشند؟

نمی‌شود گفت همه انسان‌ها با هم برابرند. کسی که نمره بیست می‌گیرد با کسی که نمره ده می‌گیرد، نمی‌شود گفت این‌ها با هم برابرند.

استاد امین می‌گوید یک نفر در مسابقه دو شرکت می‌کند و روزی نیم ساعت تمرین می‌کند، یک نفر دیگر هم همان مسابقه را دارد و روزی پنج ساعت تمرین می‌کند، ولی آن کسی که روزی نیم ساعت تمرین می‌کند برنده می‌شود. چرا؟ چون شما گذشته آن فرد را ندیدید. شاید او ده سال است به‌صورت مداوم دارد تمرین می‌کند، ولی آن کسی که روزی پنج ساعت تمرین می‌کند، شاید همان یک هفته است که دارد تمرین می‌کند.

اینکه انسان‌ها با هم برابر نیستند، باز هم برمی‌گردد به تلاش و خواست خودشان.

 

در کنگره ۶۰ چه چیزهایی بین افراد برابر است؟

 

قطعاً آموزش‌های کنگره ۶۰. اگر ترسیم کنیم که وقتی یک نفر وارد کنگره ۶۰ می‌شود، راهنمای تازه‌وارد در مورد یک مسئله با او صحبت می‌کند و وقتی وارد لژیون می‌شود، باز راهنمای DST طبق شرایط و مصرف آن شخص، یک پله DST به او می‌دهد و مرزبان و ایجنت قانون را اجرا می‌کنند و همه‌چیز در مسیر خودش هست.

چیزی که بین همه افراد در کنگره برابر است، آموزش‌های کنگره است. حالا ممکن است من آن آموزش را بپذیرم و به درمان برسم، ممکن است یک شخص آموزش را نپذیرد و به درمان نرسد.

 

به نظر شما نقش آموزش و تلاش فردی برای رسیدن به عدالت چیست؟

تلاش فردی به این صورت است که یک نفر، مثلاً با مصرف بالای شیشه و هروئین، تلاش خودش را می‌کند و طبق متد DST جلو می‌رود و باعث می‌شود بعد از ده تا یازده ماه با حال خوب به رهایی برسد.

یکی می‌آید، مثلاً با مصرف روزانه چند گرم تریاک، و شروع می‌کند به ایراد گرفتن: «آقا، من چرا باید فلان ساعت دارویم را بخورم؟» به جای ساعت هفت، من ده صبح می‌خورم. تلاشی نمی‌خواهم بکنم. «چرا من باید سی‌دی بنویسم؟ چرا من باید پارک بیایم؟ و چرا راهنما چیزی که می‌گوید من باید بپذیرم؟»

بعد که تلاشی نکند، از مسیر خارج می‌شود و آموزش را قبول نمی‌کند و در نهایت به نتیجه نمی‌رسد و این عین عدالت است.

 

شما در زندگی خودتان چگونه عدالت را اجرا می‌کنید؟

در بحث اجرای عدالت در زندگی، نمی‌شود من عدالت را در زمان حال اجرایی کنم. من یک زمانی بیش از ده سال در مصرف بودم و سرپیچی داشتم از همه‌چیز.

یک روز یادم است موقع سال تحویل بود. من با جور کردن یک بهانه از خانه زدم بیرون که بروم دنبال مصرف خودم. خب، الان از دید یک انسان سالم که به آن نگاه می‌کنم، خودم خجالت می‌کشم؛ چون آن زمان من در لحظه تحویل سال، خانواده خودم را تنها گذاشتم.

این عدالت را من زمانی می‌توانم اجرا کنم که به آموزش‌هایی که گرفتم و باعث درمان من شده عمل کنم و بپذیرم که مرتکب این اشتباهات شدم و طبق این آموزش‌ها با خانواده‌ام و فرزندم و دوستانم برخورد کنم، چون جامعه باید من را بپذیرد و من پانزده سال این‌ها را پس زدم، وقتی که اعتبار من بخواهد برگردد، من باید یک انسانی بشوم که بتوانم با همه با محبت برخورد کنم.

اما این به این معنی نیست که مثلا من با دوستم تا دو شب وقت بگذرانم. نه، طبق متد کنگره ساعت ده و نیم شب باید بخوابم، ولی آن پرخاشگری که نسبت به دیگران داشتم را ندارم.

در یک شرایطی من می‌آیم خانه و می‌بینم همسرم غذا درست نکرده و من گرسنه‌ام. آیا باید پرخاش کنم و فضا را متشنج کنم؟ اینجا باید برخورد من با خانواده آگاهانه باشد؛ یعنی بپذیرم.

من در گذشته به همسفرم دروغ می‌گفتم، اما اگر شرایط برعکس می‌شد و من آن دروغ‌ها را از همسفرم می‌شنیدم، کاملاً به هم می‌ریختم و زندگی‌مان دچار مشکلات می‌شد؛ در صورتی که ما در زمان مصرف مدام این کار را انجام می‌دادیم.

 

حالا من باید زندگی را از نو بسازم. عدالت این‌جوری در زندگی اجرا می‌شود. هرچند به صددرصد عدالت نمی‌شود رسید، ولی می‌شود جبران خسارت کرد.

 

و کلام آخر:

اصل و اساس زندگی کردن، با آموزش گرفتن است. یعنی من یک آموزشی را می‌گیرم و می‌پذیرم و آن را اجرایی می‌کنم. اگر من بتوانم آموزش‌هایی که در کنگره گرفتم را به اجرا بگذارم، می‌شود همین عدالت که در موردش صحبت شد.

جدای از این عدالت‌ها، باعث می‌شود که حال منِ سعید حتی از قبل از مواد مصرف کردنم هم بهتر بشود؛ از لحاظ انرژی، از لحاظ رفتاری و اخلاقی، اینکه زود عصبانی نشوم.

من قبلاً اگر خواب بودم و یکی بیدارم می‌کرد، عصبی می‌شدم که چرا من را بیدار کردید. ولی الان پیش آمده برایم که یک سطل آب یخ روی من بریزند، پا می‌شوم و می‌خندم. این اثر آموزش‌هایی است که در کنگره گرفتم.

 

از مسافر سعید بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادند و پاسخ‌های ارزشمندشان صمیمانه سپاسگزاریم. برای ایشان آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون در مسیر کنگره ۶۰ را داریم.


نگارش و تنظیم: مسافر مهدی 

عکس و گفتگو: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .