جلسه دوم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی عطار نیشابوری به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
انشاالله که به همه شما تعطیلات خوش گذشته باشد و بهترین استفاده را از این تعطیلات برده باشید. در مورد دستور جلسه: عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟ اول که همه ما وارد کنگره میشویم با هم برابر هستیم؛ اما بعد مشخص میشود که آیا من میخواهم عدالت برای من برقرار شود یا نه؟ اگر من خواسته باشم، مسلماً عدالت برای من برقرار میشود و اگر نخواسته باشم، برای من برقرار نمیشود و فقط با دیگران برابر میشوم، فقط به کنگره میآیم و از صندلی، کولر و لامپ استفاده میکنم، عدالت برای من اجرا نمیشود. عدالت یعنی چه؟ یعنی اینکه هر چیزی سر جای خودش باشد. بعضی افراد ناراحت هستند و میگویند چرا من؟ چرا همه بدبختیها برای من است؟ چرا همه مشکلات برای من است؟ چرا برای من زهرا نباشد؟ اگر این را بپذیرم که هر کاری من انجام میدهم، عین عدالت است. همین طور که آقای مهندس میفرمایند: در هر جایگاهی که هستید، عین عدالت است؛ اگر سختی میکشید، خوشی دارید و در هر جایی که هستید، این عین عدالت است.
بعضی افراد ناراحت میشوند و میگویند: چرا من؟ مگر ما چکار کردهایم که باید این همه سختی ببینیم؟ بعضی سختیها آزمون است. بعضی سختیها حق ما است، یعنی حق من است که آن سختی را به جان بخرم، من باید در سختی باشم؛ ولی بعضی مواقع آن سختی برای من آزمایش است. خدا میخواهد ببیند که من چهقدر صبر دارم، نقطه تحمل من چهقدر است. آیا من میتوانم از آن مشکلات به نحو احسن خودم را به تکامل برسانم، یا نه فقط غر میزنم و ناشکری میکنم.
افرادی شاید تازه از مسافرت آمدند، خسته بودند، در جلسه شرکت کردند و به آرامش درونی رسیدند؛ پس این عین عدالت است که به آرامش برسند؛ اما شاید افرادی بودند که کاری هم نداشتند؛ ولی در جلسه شرکت نکردند؛ پس نباید گله کنند که چرا من؟ چرا تو نه؟ وقتی راهنما حرفی میزند؛ اما به حرف او گوش نمیدهی مسلما به آرامش نمیرسی. راهنما کلی سختی، پستی و بلندی را گذرانده تا آقای مهندس اجازه دادهاند، شال راهنمایی را دور گردن بیندازند تا امروز چراغ راه رهجو باشد.
وقتی رهجو نمیخواهد که عدالت برای او برقرار شود نباید ناراحت شود، وقتی که فایل صوتی نمینویسید و مشارکت نمیکنید، چگونه توقع دارید که حال شما خوب باشد و به آرامش برسید. آیا کسی که راست میگوید با کسی که دروغ میگوید برابر است. بینا با نابینا برابر است، چیزی که بینا میبیند، نابینا نمیبیند، تصاویر زیبا را نمیبیند، مسلما یکی نیست. من باید اعمالم و حرفم یکی باشد، فقط نباید طوطیوار باشد، فقط حرفهای قشنگی بزنم و به هیچکدام عمل نکنم، بعد بگویم چرا من ناراحت هستم؟ چرا این همه مشکل دارم؟ چرا حال من خوب نیست؟ چون آموزش گرفتهام و اجرایی نکردهام.
تصویری دیدم خیلی قشنگ بود، چند تا جعبه زیر پای همه بود، قد یک نفر بلند بود و از دیوار میتوانست همه چیز را ببیند، یک نفر کمی میدید، یک نفر اصلا نمی دید، میخواستند برابری کنند، جعبهها را زیر پای همه گذاشتند باز هم قد کسی که قد کوتاه بود نمیدید، اینجا آمدند برابری را برای هر سه نفر انجام دادند؛ ولی عدالت چیست؟ قد کسیکه از همه کوتاهتر بود دو جعبه زیر پایش گذاشت و به اندازه کسی که قدش بلند بود دید، این عدالت میشود. من باید خودم تلاش کنم، تا آن طرف دیوار را ببینم.
بعضی مسافران درست سفر نمیکنند و آقای مهندس در راز بزرگ میفرمایند: اگر من بدنم را کامل بشناسم و به آن احترام بگذارم، از نیروهای درونی درست بهرهمند میشوم؛ ولی وقتی من بدنم را نمیشناسم و چون نیروهای درونم خوب کار نکردهاند آنها را نمیشناسم و نیروهای درونم از من حکمرانی نمیکنند و هر کار دوست دارند انجام میدهند؛ چون خودم به همین منوال جلو رفتهام. من باید حرفی را که راهنما میگوید گوش کنم؛ چون برای تکامل و آرامش من میگوید و خودش این راه را رفته و به آن آرامش نسبی رسیده است.
من تا شش ماه فقط در لژیون گریه میکردم میگفتم چرا من؟ میگفت چرا تو نه؟ چون تو همیشه انگشت اشاره را سمت مسافرت گرفتهای و نمیبینی که سه تا انگشت دیگر سمت خودت هست، مشکل از خودت هست، پس خودت را درست کن. اینجا اگر من خودم را درست کنم عدالت برقرار میشود. چگونه؟ با اجرایی کردن وادی اول و با تفکر کردن؛ اگر درست فکر کنم نصف راه را رفتهام.
ما به مسافرت رفتیم، تفکر نکردیم و اذیت شدیم؛ اما در راه برگشت تفکر کردیم، اذیت نشدیم و سختی نکشیدیم. تفکر خیلی مهم است که درست فکر کنم و به آن عمل کنم؛ اگر فکر کنم و عمل نکنم فایده ندارد و اجرایی نمیشود. ما باید به پیشکسوتها احترام بگذاریم واقعا برای ما قوت قلب هستند؛ چون آنها بودند که عدالت را برقرار کردند و ما توانستیم زیر این سقف باشیم. من همیشه از همسفر لیلا و همسفر نرگس تشکر میکنم. پس همیشه به خدمتگزاران احترام بگذاریم تا عدالت برقرار شود.

مرزبانان کشیک: مسافر محمد و همسفر سمیه
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر صفیه (لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
40