همسفر زینب در برداشت از سیدی احساس همسفر بیان کرد:
حس، ارتباطی بین دل و دیده است. اگر حس نبود، هیچ درکی از جهان اطراف نداشتیم و گویی در تاریکی مطلق زندگی میکردیم. همه انسانها، حیوانات و حتی همه ذرات تنها بودند. اینکه ذرات طلا گرد هم میآیند و طلا ساخته میشود، به خاطر همان حسی است که بین ذرات طلا وجود دارد.
آقای مهندس در سیدی احساس همسفر میفرمایند: ما انسانها همه مسافر هستیم؛ در سفری از تولد تا مرگ و یا از ازل تا ابد. انسانها در طول این سفر، همسفرانی را برای خود انتخاب میکنند یا با آنها همراه میشوند؛ مانند مادر، پدر، همسر، فرزند و یا هر کسی که انسان دوستش دارد؛ در کنگره۶۰ نیز این موضوع وجود دارد و ما در کنگره سفری از ظلمت به نور داریم.
وقتی وارد کنگره شدم، احساس میکردم محکوم هستم و باید در کنار مسافرم برای جبران خطای او همراهش باشم. آنجا بود که به من گفتند با حس خود راهنمایت را انتخاب کن و من از همان روزهای اول ورود به کنگره، با حسم ارتباط گرفتم. من یک همسفر ناآگاه بودم که دانشی نداشتم و با حسی بد وارد کنگره شده بودم؛ اما زمان گذشت و آموزش دیدم. میدیدم هرچه دانش و آگاهی من نسبت به علم اعتیاد بیشتر میشود، احساس محکوم شدنم در قبال مسافرم نیز کمتر میشود.
گمان میکردم به عنوان یک همسفر باید هزاران کار انجام دهم تا مسافرم درمان شود؛ اما در سیدی، آقای مهندس به ما آموختند که بهترین کار این است که اصلاً کاری نکنیم؛ من باید آگاهی کسب میکردم، علم اعتیاد را میآموختم و درک میکردم که یک فرد مصرفکننده، همانگونه که در کتاب ۶۰ درجه نوشته شده است، از کجا به کجا سفر میکند و چه رنجهایی را تحمل میکند. آقای مهندس میفرمایند یک همسفر تازه، بعد از یکی دو سال یاد میگیرد چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد.
باید هر دانشی را که دارم، چه دکتری، دانشمندی، عالمی یا هر عنوان دیگری، پشت در بگذارم و فقط یاد بگیرم تا بتوانم مسافرم را به سلامت در سفرش همراهی کنم. اگر هم همسفری نداری، ناراحت نباش؛ زیرا وقتی وارد کنگره شدی، دیگر تنها نیستی و حتی هملژیونی تو میتواند همسفرت باشد. در کنگره فقط با نامت شناخته میشوی و عناوین و القاب کنار گذاشته میشوند. این به معنای واقعی عدالت است؛ هیچ چیز جز خود تو، تو را به برتری نمیرساند.
سیدی احساس همسفر میگوید ما همسفر خود را بر اساس احساسمان انتخاب میکنیم و بر مبنای همین احساس، او را یاری میکنیم یا نمیکنیم. آموزشها مرا از احساس محکوم شدن نجات داد و اکنون خودم را انتخابشده میدانم تا یاد بگیرم و احساسم را قویتر و محکمتر کنم؛ تا هم در دوران زندگی و هم در کنگره ۶۰، یک همسفر خوب باشم.
منبع: سیدی احساس همسفر
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر نیلوفر (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر نیره رهجوی راهنما همسفر نیلوفر (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نسترن رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) دبیر سایت
نمایندگی همسفران صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
22