English Version
This Site Is Available In English

حرکت کامل در جهت پهلوانی

حرکت کامل در جهت پهلوانی

جلسه چهارم از دور شانزدهم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شمس با استادی دنور  همسفر نفیسه، نگهبانی پهلوان همسفر زهرا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» روز سه‌شنبه ۲۰مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
من صحبت‌هایم را با یک آیه از کلام الله شروع می‌کنم، «إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم»؛ یعنی: خداوند هم مشخص می‌کند تمام بندگان در مقابل او یکسان نیستند. عدالت به معنی برابری و مساوات نیست.

کسی که در حال حاضر کنگره می‌آید و یا حداقل مدت زیادی است که به کنگره می‌آید این را متوجه شده که ما فقط الان نبوده و نیستیم، ما فقط آن بازه زمانی تولد تا مرگ را نگاه می‌کردیم که این مثل یک صفحه از کتاب طولانی داستان زندگی ما است که از روز ازل شروع شده، تا اکنون بوده و پس از مرگ هم خواهد بود؛ یعنی یک داستان بسیار طولانی است که فقط یک صفحه‌اش را در نظر می‌گرفتیم که حالا خوشبختانه نسبت به آن علم بیشتری پیدا کرده‌ایم؛ پس همه چیز بر مبنای عدالت است و عدالت هم همان‌طور که گفتیم مساوات نیست این است که هر چیز و هر کس در جایگاه خودش قرار گرفته باشد.

در جهان هستی، از کوچکترین چیزی که شما حساب بکنید تا بزرگترین همه بر مبنای عدالت در جایگاه خودشان قرار دارند. ما یک جاهایی علمش را نداریم و واقعا متوجه نیستیم. این کُلّیتی راجع به عدالت بود. درباره عدالت در کنگره۶۰ آقای مهندس می‌فرمایند: عدالت دو بخش است: بخش اول زمانی است که در بدو ورود وارد کنگره می‌شویم و در آن لحظه همه با هم برابر هستند. همه با نام کوچک صدا می‌شوند، در خارج از کنگره هر شغل، مدارج و مدارک تحصیلی و منصب اجتماعی که داشته باشیم فرقی نمی‌کند، وقتی می‌آیم و وارد کنگره می‌شویم همه با هم برابر هستیم. می‌آییم، روی صندلی مشابه می‌نشینیم، مشاور تازه‌واردین به ما مشاوره می‌دهد، چای برای ما می‌آورند و همه از خدمات یکسان در بدو ورود برخوردار هستیم و  استفاده می‌کنیم.

بخش دوم مجدد این سوال مطرح می‌شود که آیا در ادامه هم همه اعضا کنگره با هم برابر هستند؟ که می‌گویند نه! آیا بینایان با نابینایان برابر هستند؟ دانایان با نادانان برابر هستند؟ آنهایی که خدمت می‌کنند و آن‌هایی که فساد می‌کنند با هم برابر هستند؟ آن سفر اولی که می‌آید و سفرش را درست انجام می‌دهد، سی‌دی می‌نویسد، گوش به فرمان است و به جایگاه‌های بالاتر احترام می‌گذارد با کسی که می‌آید اینجا و معرکه می‌گیرد، یکی به دو می‌کند، تکالیفش را درست انجام نمی‌دهد، سر ساعت حضور ندارد و… این‌ها با هم برابر نیستند. در ادامه هم یک سفر اولی با یک سفر دومی که سفرش را به خوبی انجام داده؛ حتی سفر دومی‌ها هم با هم برابر نیستند.

سفر دومی که می‌آید خدمت می‌کند، همه جا حضور دارد، همه جا چشم می‌گوید؛ حتی یک صندلی و یک لیوانی می‌بیند از سر راه برمی‌دارد، مدام در حال تکاپو و خدمت کردن است از کوچکترین خدمت‌ها گرفته تا خدمت‌های بالاتر، هیچ‌وقت نه نمی‌گوید، با آن سفر دومی که فقط می‌آید و می‌رود و به قول آقای مهندس آن هم حکم مصرف‌کننده را دارد، هیچ تولیدی ندارد و فقط می‌آید و یک خرج هم روی دست کنگره می‌گذارد. پس هیچ‌وقت کسانی که خدمت می‌کنند با کسانی که خدمت نمی‌کنند با هم برابر نیستند. این دو آیتم به عنوان میزان معرفی می‌شود که مشخص کننده جایگاه افراد در اینکه با هم برابر نیستند، می‌باشد.

یکی خدمت‌کردن است و دیگری معرفت. همان معرفتی که در ادامه هم به عمل سالم منجر می‌شود. در مسیر کسب معرفت  همه چیز برای ما آماده است. من نفیسه می‌آیم سی‌دی‌ها را استفاده می‌کنم، صحبت‌های استاد را گوش می‌کنم، کارگاه‌ها و از مشارکت‌های بقیه استفاده می‌کنم و به میزان معرفت و دانایی خودم اضافه می‌کنم، آن موقع است که می‌توانم عمل سالم را از عمل نیک تشخیص دهم. نه صرفاً بیایم و بروم و هیچ کاری نکنم. در این صورت هیچ‌وقت به معرفت من اضافه نمی‌شود؛ پس تعیین‌کننده‌ها: خدمت کردن، تولید کردن و مصرف‌کننده نبودن، همه تعیین‌کننده‌های جایگاه ما هستند و مطمئناً در ادامه مشخص خواهد شد.

همانطور که استاد امین می‌گفتند دیده‌بان‌ها چرا دیده‌بان شدند؟ چون دیگران را به خودشان ارجح دانستند. این یکی از مشخصه‌های آن‌ها است که باعث شده به عنوان دیده‌بان انتخاب شوند ضمن اینکه همیشه چشم گفته‌اند. یک روز آقای مهندس به چهار نفر از اعضای کنگره که در شعبه آکادمی لژیون داشتند و در حال حاضر دیده‌بان هستند فرمودند که باید تا آخر شهریور لژیونتان بسته شود، بروید جای دیگری تا من به شما خدمت بدهم. ایشان می‌گفتند قبل از اینکه شهریور تمام شود هر ۴نفر لژیون‌هایشان را تحویل داده بودند و اصلاً سوال نکردند چرا و فقط چشم گفتند. به آقای حکیمی که جایی ایجنت بودند گفتند از امروز به جای این شعبه شعبه‌ای دیگر باید بروید، گفتند چشم و اصلاً چرا نداشتند.

این‌ افراد کسانی هستند که به جایی رسیده‌اند و دیده‌بان شده‌اند، نه من نفیسه که مثلاً امروز خانوم طاهره به من بگویند جایگاهت را باید تحویل بدهی بگویم چرا؟ چرا من باید تحویل بدهم؟ ایشون اگر گفتند حتماً چیزی می‌دانستند؛ چون جایگاه بالاتر من هستند و من باید در مقابل بگویم چشم. حالا در لژیون سردار هم خدمت مالی عنوان می‌شود. خدمت مالی از ارزش خیلی بالایی برخوردار است. من ۶ میلیون می‌دهم و وارد لژیون سردار می‌شوم. این مجوز بنده است برای ورود به لژیون سردار یا به قول جناب آقای مهندس دارم برادری خودم را با واریز این ۶ میلیون ثابت می‌کنم. حالا در ادامه باید چه بکنم؟

لژیون سردار هم یک سیستم است که برای رسیدن به اهداف خودش دو هدف را دنبال می‌کند: یکی «حفظ و بقا خودش» و دیگری «رشد و توسعه خودش». ما وظیفه داریم به عنوان اعضای لژیون سردار برای رشد و توسعه و حفظ و بقای این لژیون تمام خودمان را بگذاریم. من اگر ۶ میلیون تومان پرداخت کردم و وارد شدم باز هم تلاش کنم. من از اولین روزی که وارد لژیون سردار شدم هر پهلوانی را که می‌دیدم، مثلاً سال گذشته خانم نگهبان را دیدم که شال پهلوانی به گردن دارند کیف کردم و از خداوند خواستم و گفتم خداوندا می‌شود که من هم این جایگاه را تجربه کنم و لذتش را ببرم؟ اگر از اعماق وجودتان بخواهید هیچ چیزی محال نیست.

گام‌هایتان را با توجه به مثلث خواست آقای مهندس که شامل «خواست کامل»، «حس کامل» و «حرکت کامل» می‌باشد، استوار بردارید. حرکت کامل را جناب آقای مهندس شخصاً به ما می‌آموزد؛ یعنی به من نفیسه آموخت که پس‌انداز کنم. خدای من شاهد است که من با آن پس‌اندازهای کوچک توانستم بروم و اجازه پهلوانی را بگیرم. این را می‌گویم که شما هم همین کار را کنید و مطمئن باشید که می‌توانید. اگر پس‌انداز نمی‌کردم واقعا نمی‌توانستم.

من در ابتدای ماه وقتی پولی به دستم می‌آید نمی‌گویم بگذار همه مخارج را حساب کنم و هر آنچه که باقی ماند برای سردار می‌گذارم، اولش سهم لژیون سردار را کنار گذاشتم، سردار بسیار ارزشمند است. قطعاً تا انتهای ماه بنده تحت فشار خواهم بود؛ اما لذت می‌برم که توانستم این مدیریت را روی پولم داشته باشم و کمتر خرج کنم. یک سری خرج‌ها خیلی واجب نیست و می‌توانیم از آنها صرف نظر کنیم تا به اهدافمان برسیم. این شرایط و این فرصت شاید هیچ زمان دیگری نصیبمان نشود امیدوارم که همه ما قدرشناس باشیم و قدر بدانیم.


تایپ: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون یکم)
عکس: همسفر شراره رهجوی راهنما همسفر بهناز (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .