English Version
This Site Is Available In English

ممکن است ماه ها یا سال ها طول بکشد تا جوانه ها را ببینیم

ممکن است ماه ها یا سال ها طول بکشد تا جوانه ها را ببینیم

دکتر امین در این سی‌دی بیان کردند که ما چگونه می‌توانیم به حال خوش برسیم؟ برای رسیدن به حال خوش باید مراحلی را طی کنیم که این مراحل قانون خودش را دارد. اگر بخواهیم به حال خوش برسیم، اکنون که شروع کنیم شاید شش ماه، یک سال یا سه سال بعد این اتفاق برایمان رخ دهد. همه چیز بستگی به وضعیتمان دارد که در چه جایگاهی باشیم و چه مقدار برای رسیدن به حال خوش تلاش کنیم. امکان دارد چند سال یا چند ماه طول بکشد تا جوانه‌های آن را ببینیم. به عنوان مثال: مسافری که خواهان رهایی باشد اگر در پروسه درمان قرار بگیرد، به موقع در جلسات حضور داشته باشد، روی برنامه و گوش به فرمان راهنما باشد قطعاً در طی ده ماه درمان می‌شود، به حال خوش می‌رسد و جوانه‌های آن را می‌بیند؛ جوانه شامل حال خوش، رهایی و آرامش در کنار خانواده است.

انسان برای سقوط کردن باید این اندیشه درونش شکل بگیرد که نسبت به دیگران برتری دارد. البته این آغاز نافرمانی است. زمانی‌که انسان این عقیده را داشته باشد که نسبت به همه موجودات هستی برتری دارد، آغاز مطرود شدنش است. اگر انسان بخواهد در تاریکی حرکت کند، سه راه برایش وجود دارد. راه اول: خواسته نامعقول را اجرا کند. راه دوم: خواسته معقول را اجرا کند. راه سوم: اصلاً خواسته معقول را نبیند. اگر یکی از این سه مورد رخ دهد، شخص به سوی تاریکی حرکت می‌کند. در کلام الله این مطلب وجود دارد و در مورد شیطان صحبت می‌کند. در سوره ناس و دیگر سوره‌ها کلمه وسوسه وجود دارد. وسوسه به چه معنا می‌باشد؟ کسانی که در بیرون از کنگره‌۶۰ مواد مخدر را ترک می‌کنند، از کلمه وسوسه استفاده می‌نمایند؛ اما در کنگره‌۶۰  مسافران و همسفران از این واژه استفاده نمی‌کنند. چرا؟ زیرا شخصی که در کنگره۶۰ به درمان واقعی می‌رسد و روی جهان‌بینی خود کار می‌کند، برایش چیزی به عنوان وسوسه معنایی ندارد.

در کنگره۶۰ به وسوسه، نیاز شخص می‌گویند. اگر زمان را به تأخیر اندازیم آن مسئله یا نیاز از بین می‌رود؛ اما اگر در مسئله نیاز زمان را اعمال کنیم از بین نخواهد رفت مانند تشنگی. کسی که تشنه باشد اگر حتی حواسش را هم پرت کنیم، دوباره یک ساعت بعد آب می‌خواهد. این تفاوت وسوسه و نیاز است. گاهی اوقات خواسته معقولی دارم و می‌خواهم آن را انجام بدهم؛ اما ممکن است این خواسته معقول از ذهنم خارج شود. اگر برخی مطالب را از یاد نبرم، برخی مطالب را به یاد نخواهم آورد. انسان‌ برای وارد شدن به تاریکی باید یک سری شرایط را در خودش به‌وجود آورد. یک پتانسیل‌ و اتفاقاتی درونش رخ بدهد تا برای سقوط کردن آماده شود. باید برای ورود به تاریکی وسوسه وجود داشته باشد که اگر آن را انجام ندهیم، هیچ چیز از تعادل خارج نمی‌شود.

دستوراتی که به ما داده می‌شود، به عنوان مثال: غیبت نکن، طعنه نزن و ... به این دلیل است که وقتی من کارهای ضدارزش انجام می‌دهم، باید یک سری مطالب بسیار مهم در ذهنم باشد و به آن‌ها توجه داشته باشم تا از مرحله پرت بشوم و فراموش کنم. برای اینکه شخص دچار طغیان شود، لازم است که مفاهیم را درک نکند. اگر انسان فکر کند که با یک بار خواندن قضیه را کاملاً یاد گرفته است، سخت در اشتباه است. یک بار خواندن در حد اطلاعات است و در تکرارهای بعدی معنی آن برای شخص باز می‌شود. اگر مسافرم وارد کنگره۶۰ شده است و به درمان و رهایی نمی‌رسد، من به عنوان همسفر نباید روی او زوم کنم تا از آموزش‌ها عقب نمانم. باید بر روی خودم کار کنم و آموزش‌ها را در زندگی کاربردی نمایم. من به غیر از همسفر بودن جایگاه‌های دیگری نیز دارم و نباید ذهنم را درگیر مسافرم کنم. باید تاریکی‌های درونم را پیدا کنم و سعی در برطرف کردن آنها داشته باشم.


منبع : سی دی مثلث تاریکی ( دکتر امین دژاکام )
نویسنده : همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سارا ( لژیون دوم )
ویرایش : همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره ( لژیون اول ) دبیر دوم سایت
ارسال : همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهره ( لژیون اول ) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی صالحی۲ 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .