جلسه چهاردهم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لواسان به استادی همسفر شادی، نگهبانی راهنما همسفر ملیکا و دبیری همسفر عهدیه با دستور جلسه «عدالت (آیا در کنگره 60 همه با یکدیگر برابرند؟) » روز سهشنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

"آیا همه در کنگره با همدیگر برابرند؟"اول از همه میرسیم به خود واژه "عدالت" من می خواهم دستور جلسه را اول در دو قسمت تقسیم کنم، یک "عدالت" و دیگری "برابری"
خوده واژه عدالت به معنی اعتدال و توازن است. اولین عادل در پهنه گیتی خداوند است انسان خودش ذاتا خواستار عدالت و دوستدار عدالت است و از نابرابری و تبعیض همیشه گریزان است. اما عدالت به چه معناست؟ عدالت به این معناست که همه چیز یکسان در مقابل همه انسان ها تقسیم بشود؟ قطعا نه! عدالت به معنی اینه که هر چیز و هر کس در جایگاه خودش، در جایگاه واقعی خودش، قرار بگیرد.
اگر بخواهم مثال بزنم یک ساختاری مثل کنگره ۶۰ را اگر ما در نظر بگیریم، اگر قرار باشد که یک تازه واردی که وارد کنگره میشود، جایگاهش با کسی که چندین ساله آمده و کلی آموزش گرفته و خدمت کرده یکسان باشد، خب این عدالت نیست. عدالت اونجایی برقرار میشود که منه تازه وارد وقتی از در وارد میشوم یک صندلی به من داده میشود در کنار نفر قبلی، که ممکن است چند سال باشد که آمده باشد و آموزشهای یکسان و کتابهای یکسان و فضای یکسان، فضای آموزشی، فضای ورزشی به طور یکسان برای همه در نظر گرفته بشود و این عین عدالت است.
اما آیا خروجی ما هم یکسان است؟ما همه برابر خروجی داریم؟نه!منه همسفر که میآیم هر هفته سیدی را مینویسم، خدمتگزارم، فرمانبردارم، گوش به فرمان راهنمایم هستم، جلسات عمومی لژیون را شرکت می کنم، جلسات پارک را شرکت میکنم، خدمت میکنم، خدمت مالی میکنم، با پونهای که میآید، یک خط در میان میآید، پارک را نمیآید، جلسه را شرکت نمیکند، یک روز هست، یک روز از زیر مشارکت فرار میکند، قطعا خروجی ما دو تا یکسان نخواهد بود.
اگر قرار باشد مثلا بگویم همه همسفران در فروردین ماه رهایی چهل سیدی دارند، خب منه همسفر میآیم میگویم، من چهل تا سیدی را نوشتم ولی خواهر لژیونی من ممکن است دوازده تا نوشته باشد. این برابری نیست.در جامعه هم ما همین را داریم. در جامعه هم یک سری امکانات یکسان برای همه در نظر گرفته شده آیا همه از این امکانات یکسان استفاده میکنند؟
یک سری فضاهای آموزشی، فضاهای ورزشی، فضاهای تفریحی برای همه در نظر گرفته شده در آموزش و پرورش، کلاسی که در نظر گرفته شده برای بچه ها آیا همه با معدل بیست از آن کلاس بیرون میآیند؟
قطعا اینطور نیست.هر کسی یک برداشت دارد.عدالت این است که این نیمکت برای همه در نظر گرفته، این فضای آموزشی در نظر گرفته شده ولی برابری آن است که هر کسی بر اساس اول "خواستش" بعد "حرکت در جهت خواسته و تلاش" در جهت آن خواستهای که دارد به آن چیزی که می خواهد می رسد و این میشود برابری!در جامعه را هم که گفتم و خداوند هم عدالت را برای بندگانش به یک اندازه برقرار کرده به این منظور که خداوند نعمت هایش را گسترانده در سطح زمین. ما میتوانیم به یک اندازه از این نعمتها استفاده کنیم.منی که دست دارم، منی که پا دارم، با آن ورزشکاری که دست و پا دارد، آیا هر دوی ما عضو تیم ملی میشویم؟نه!آن کسی که میآید در جهت خواستهاش تلاش میکند و قدم برمیدارد قطعا او میرود و به آن مرحلهای که میخواهد میرسد.خداوند در کلام الله مجید میفرماید: "ان اکرمکم عند الله اتقاکم"یعنی آن کسی نزد خداوند گرامی تر است که پرهیزگارتر است.پرهیزگارتر به این معنی که نماز بخواند؟ البته که کار پسندیدهای است. روزه بگیرد؟ قطعا کار خیلی خوبی است. اما فقط به اینجا نیست.
خداوند حق الناس را بر حق خودش ترجیح میدهد. یعنی زمانی که منه پونه بیایم از این نعمتی که خداوند به من داده در جهت دستگیری از بندگان خداوند از آن استفاده کنم قطعا آن اکرمکم است. قطعا آن گرامیتر هستم. چرا؟ چون تقوا پیشه کردم. چه کار کردم؟ آمدم نه تنها نماز را به پا داشتم، روزه را بر پا کردم، زکاتم هم بر پا داشتم، چه زکاتی؟ زکات سلامتی، دست کسی که دست نداره بگیرم. زکات دانشم، اگر چیزی داشتم در مشارکتها وظیفه دارم مشارکت بکنم. آن چیزی که دارم وظیفه دارم به اشتراک بگذارم و از همه مهمتر زکات مالم، زکات مال را پرداختن. کلا بخشش از مال انسان جزو یکی از سخت ترین کارهاست.اتفاقا شاید برای بعضیهایمان اتفاق افتاده باشد، قدیمتر موقعی که میخواستیم بیاییم در لژیون سردار، میگفتند اگر یک تومان بدهی یکصد تومان میگیری. من میخواهم هرکس در دلش از خودش بپرسد.
اگر منه پونه امروز می آیم اینجا کارت می کشم دنبال یکصد تومانم؟ نه! منی که الآن امروز اینجا نشستمهمون اکرمکم ان الله اتقاکم. این صندلی اجر آن صبریست که به من داده شده. صبری که در برابر مسافرم داشتم. صبری که در آن زمان تاریکیها و سختیها داشتم. آن معرفتی که پیشه کردم آمدم رسیدم تا به اینجا و این صندلی این جایزهای است که به من داده شده. حالا اگر خداوند یک جایزه بزرگتر داد، دستش هم درد نکند میپذیرم. ولی تا همین جایش هم ما برد کردیم. ما در کنگره یک مثلثی داریم. این مثلث کنگره میگوید:"عدالت، معرفت، عمل سالم"به نظر منه پونه این مثل را اگر مهندس می خواست به صورت خطی می کشید، می گفت اول باید معرفت داشته باشی، بعد عمل سالم داشته باشی تا به عدالت برسید. ولی به نظر من اینها در چرخشن پشت سر همدیگر میآید تو میتوانی با معرفت به عمل سالم برسی. میتوانی با عمل سالم به عدالت برسی.
به نظر من کلا گزینههایی که آقای مهندس در یک مثلث میگویند، اینها لازم و ملزوم همدیگه هستن و یک جورهایی همدیگر را علت و معلول کامل میکنن همدیگر را.در هر صورت ما یک مثالی در کنگره داریم، همیشه مثال خورشید را میزنیم، میگوییم که خورشید به یکسان برای همه تابیده می شود. آیا همه یک اندازه از آن بهرهمند میشوند؟ یکی پرده خانه را می کشد میگوید رنگ وسایلم میپرد. یکی میرود قدم می زند آفتاب میگیرد که ویتامین دی بگیرم. یکی دیگه میآید باتری می زند انرژی خورشیدی را ذخیره می کند برای خودش! این عدالت برقرار شده است. خورشیدی یکسان تابیده است. آن فضای آموزشی برای همه در مدرسه یکسان هست ولی خروجیها یکسان نیست و این می شود عین عدالت! صحبتم را کوتاه کنم خیلی طولانی نشود. می گوید آدمیان در نام آدمی با یکدیگر برابرند ولی در تقوا و در اعمال و در کردارشان قطعا با همدیگر برابر نیستند.از اینکه به من فرصت خدمت دادید از همه سپاسگزارم!

ویرایش و ارسال: همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
21