همسفر فاطمه به همراه مسافر علی با مصرف آنتیایکس شیره و تریاک وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند به مدت ۱۱ ماه و ۷ روز به روش DST و داروی OT با راهنمایی مسافر آرش و همسفر راضیه سفر کردند. اکنون به شکر خدا یک سال است گل رهایی را از دستان مهندس حسین دژاکام دریافت کردند. اینک در باب دستور جلسه (عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره60 با هم برابرند؟) با ایشان گفتوگویی ترتیب دادهایم لطفا با ما همراه باشید.
.jpg)
لطفاً بفرمایید برداشت شما از مفهوم عدالت، قبل از ورود به کنگره۶۰ چه بود و بعد از آشنایی با عدالت در کنگره چه تغییری کرده است؟
قبل از ورود به کنگره۶۰ تصور میکردم عدالت؛ یعنی همه چیز بهطور مساوی بین همه انسانها تقسیم شود؛ اما بعد از ورود به کنگره متوجه شدم که این عدالت حساب نمیشود، در واقع هر کسی بر اساس سعی و تلاشی که میکند از همه چیز برخوردار میشود و بین کسیکه هیچ سعی و تلاشی ندارد با کسیکه دائماً در سعی و تلاش است و خود را در معرض آموزش و خدمت قرار میدهد، تفاوت زیاد است؛ بنابراین بنابر سعی و تلاش هرکسی باید به او جایگاه داده شود.
لطفا"بفرمایید در کنگره۶۰ جایگاههای خدمتی بر اساس چه معیارها و عواملی به افراد سپرده میشود؟
چیزی که من در این مدت از کنگره۶۰ آموختم، این است که هر شخصی میخواهد وارد کنگره۶۰ شود، در هر جایگاه اجتماعی و شخصیتی که هست، باید آن را بیرون از کنگره بگذارد و بعد وارد شود. در ابتدا همه با هم یکسان هستند و چیزی که در اینجا مهم است، آموزش و خدمت کردن است که جایگاه فرد را در کنگره تعیین میکند. هر کسی بر اساس سعی و تلاش خود، برای آنچه که آموزش گرفته و دریافت میکند، میتواند جایگاههای خدمتی مختلف را لمس کند.
لطفاً بفرمایید ما همسفران برای کمک به دیگران باید چه عملکردی داشته باشيم تا تعادل را برقرار کنیم؟ اگر تجربه ای در این زمبیه دارید بیان بفرمایید؟
در کمک کردن به دیگران ما باید حد تعادل را نگه داریم؛ مانند مبحث محبت که مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «محبت، مثل باران است و باید باران به اندازه باشد». وقتی هر محبتی یا هر کمکی به اندازه باشد، میتواند باعث رشد طرف مقابل شود؛ ولی وقتی زیاد از حد باشد باعث تخریب فرد میشود.
من قبلاً فکر میکردم باید مسئولیت کار دیگران را بر عهده بگیرم و به جای آنها کارها را انجام دهم، گمان میکردم این نوعی کمککردن است. در صورتیکه همین امر باعث میشد آنها در جای خود بمانند و من باعث ایجاد تخریب در آنها میشدم یا اینکه آنقدر درگیر دیگران میشدم که خود را فراموش میکردم و در این صورت از حرکت جا میماندم، به همین خاطر در کمک کردن به دیگران هم باید این تعادل حفظ شود؛ یعنی کمک من باید به اندازه باشد تا باعث تخریب طرف مقابل نشود و بتوانم انرژی را برای رشد، پیشرفت، تعالی و آموزش گرفتن خود خرج کنم.
به نظر شما درمان اعتیاد در کنگره۶۰ چقدر در تبدیل شدن یک مسافر به انسانی عادل و متعادل نقش دارد؟ و چگونه فرد را به جایگاهی میرساند که عدالت را در رفتار و تصمیمات خود جاری کند؟
آموزشهای کنگره۶۰ روی مسافران و همسفران تأثیرات عمیقی داشته و همین امر باعث شدهاست، دانایی اعضا بالا برود و فقط در سطح اطلاعات عمومی نباشد. در این مسیر، همه میآموزند که آموزشها را عملی کنند و اینکه سوالات آموزشها مداوم تکرار و بهروز میشود. افرادی که به کنگره۶۰ وصل و در حال آموزش گرفتن هستند، چیزهای جدیدی یاد میگیرند و آنها را در اجتماع و موقعیتهای مختلف به کار برده و عملی میکنند. همین امر باعث میشود در رفتار و کردار هم به تعادل برسند.
در مسافرها ضلع تفکر را بیدار میکند و باعث میشود که تغییرات شگفتانگیزی در آنها رخ دهد؛ اینکه اول از بند اعتیاد رها میشوند و قدرت حکومت عقل خویش را بهدست میگیرند، سپس با آموزشهایی که میبینند میتوانند بندهای دیگری مثل کینه، حسات، دروغ و... برای ایشان باز میشود، این امر در به تعادل رسیدن آنها خیلی مؤثر است که بندهای شخصیتی خود را بتوانند باز کنند و از آنها رها شوند.
لطفاً بفرمایید زمانی که در کنگره۶۰ خدمت نداشتید با زمانی که خدمت گرفتید و به افراد کمک میکردید، چه حس و حال و دریافتهایی داشتید و نسبت به قبل خود چه جایگاهی پیدا کردید؟
در کنگره۶۰ خدمتها بلاعوض است و خیلی از انسانها باید به یک تفکری برسند تا وارد یک خدمت بلاعوض شوند. گرچه ما میدانیم در کنگره نمیتوانیم بگوییم خدمتها بلاعوض است چون قبل از اینکه بخواهیم خدمتی را ارائه دهیم بیشتر از آن را از این مکان دریافت کردیم.
من در واقع نسبت به کنگره احساس دین میکنم و حتماً باید خدمت کنم و خود آن خدمت هم بازگشت دارد. به من آموزش و پاداش میدهد و یک گره وجودی و یا یک مشکلی که برای من سخت بوده است و آن را درون خود نمیدیدم، برای من باز میشود. همچنین به من کمک میکند از این بند تاریکی رها شوم. به نظر من از لحاظ صور پنهان و درون، جایگاه من تغییر کرده است، مثلاً یکی از چیزهایی که درون من تغییر کرد؛ این بود که من خیلی آدم عجولی بودم ولی الان نقطه تحملم بالا رفته و این برای من خیلی باارزش است که به این جایگاه رسیدم. فکر میکنم با لمس همین جایگاههای خدمتی و آموزشهایی که گرفتم، توانستم این تغییر را درون خود ایجاد کنم.
نمونههای زیادی وجود دارد؛ برای مثال از لحاظ بار حافظه، یادگیری، به تعادل رسیدن در خیلی از موارد، دوری از ضدارزشها، رفتن به طرف ارزشها و قیاس، قضاوت و دروغ و... برای من یکسری از این گرهها باز شد و توانست به من کمک کند و به همان نسبت توانستم به تعادل برسم و آن جایگاه خدمتی برای من مفید باشد.
.jpg)
مشارکت در لژیون سردار و بخشش مالی چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟ لطفاً تجربه و دیدگاه خود را نیز در این زمینه بیان کنید.
اوایل فکر میکردم لژیون سردار هم مثل کمکهای مالی است که بیرون از کنگره۶۰ اتفاق میافتد؛ ولی در واقع قبل از اینکه بخواهم کمکی به کنگره کنم، کنگره۶۰ به من کمک کرده بود، خود را مدیون و بدهکار کنگره میدانستم. وقتی که در لژیون سردار مشارکت کردم، واقعاً شرایط مالی خوبی نداشتم؛ ولی از آنجا که باری را بر دوش خود حس میکردم، خودم را موظف میدانستم که عضو لژیون سردار شوم. پس از آن، معجزههایی از لژیون سردار دیدم که هنوز پرداختی کامل نداشتم؛ ولی چندین برابر آن به زندگی من بازگشت. در صورتیکه من هیچ چشمداشتی به بازپرداخت آن نداشتم.
کلام آخر
از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان خیلی تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا آموزش ببینیم. از دکتر امین دژاکام تشکر میکنم بابت سیدیهای خیلی عمیق ایشان که ما را با تاریکیهای درون خود بیشتر آشنا میکند و به ما آموزش میدهند که چگونه از این بندها رها شویم. از راهنما همسفر راضیه سپاسگزارم که ما را همراهی و حمایت میکنند و راه مستقیم را به ما نشان میدهند، از همه عوامل کنگره۶۰ هم در صور آشکار و هم صور پنهان که واقعاً زحمت میکشند و خدمتگزار هستند، تشکر میکنم و امیدوارم من هم بتوانم روزی خدمتگزار شوم و ذرهای از این زحمات را جبران بکنم.
انجام مصاحبه و تایپ: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون یکم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخ بهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
95