جلسه دهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی اندیشه با استادی راهنما همسفر سمانه، نگهبانی راهنما همسفر فرشته و دبیری راهنما همسفر فاطمه با دستورجلسه: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ باهم برابرند؟» روز سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
بسمالله الرحمن الرحیم
اول از نگهبان محترم، سرکار خانم فرشته، تشکر میکنم که من را برای این جایگاه انتخاب کردند. خیلی خوشحالم که امروز این روزی نصیبم شد که بتوانم این جایگاه را تجربه کنم. همچنین از گروه مرزبانی و ایجنت محترم برای مدیریت و اداره این جلسه که در شعبه اندیشه برگزار میشود، تشکر میکنم. خدا قوت ویژه هم خدمت دبیر و خزانهدار عزیز، امیدوارم برکت خدماتشان همواره در زندگیشان جاری و ساری باشد.
در آغاز از خانواده مهندس و خود آقای مهندس تشکر میکنم که به من اجازه دادند همچنان در حال خدمت باشم و بتوانم امسال نیز خدمت کنم و عضو لژیون سردار باشم و بتوانم پرداختی، هرچند مختصر، داشته باشم و این حسوحال خوب را تجربه کنم.
در مورد دستور جلسه: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند یا خیر؟» سؤالی است که از من رهجو، از من راهنما و از هر عضوی که در کنگره هست، پرسیده شده است. قطعاً پیدا کردن جواب برای این سؤال، موضوع بسیار مهمی است که جزو دستور جلسات قرار گرفته است.
اگر به لوگوی کنگره۶۰ که روی دیوار نصب شده نگاه کنیم، سه ضلع دارد که یکی از اضلاع آن عدالت است. پس اینجا به من نشان میدهد که عدالت یک مؤلفه بسیار مهم در کنگره و یکی از اضلاع مثلثی است که کنگره بر آن نهادینه شده است: عدالت، عمل سالم و معرفت.
حالا میخواهم این لوگو را با این دستور جلسه باز کنم و توضیح مختصری بدهم. معرفتی که من در کنگره کسب میکنم، همان آموزشهایی است که بدو ورود، جزوات، کتابها، منابع آموزشی و مهمتر از همه جهانبینی به من داده میشود تا آنها را بخوانم و آموزش بگیرم. برای چه؟ برای اینکه شناخت پیدا کنم. شناخت همان معرفتی است که قرار است در مسیری که انتخاب میکنم به دست بیاورم و یکی از اضلاع مثلث است.
جهانبینی کنگره به من چه یاد داد؟ خیلی از سؤالهایی که در ذهن من بود و جوابی برایشان نداشتم، پیش آمد و آنها را جواب داد. علت اینکه من همیشه پریشانم و حال خوبی ندارم، این است که بیشتر سؤالهایی که در ذهن من به وجود میآید، بدون پاسخ میماند؛ اما کنگره مرا از آن آشفتگی و حال خراب خارج میکند و به سؤالات ذهن من پاسخ میدهد.
روز شنبه هم گفتم: چرا خداوند خیلی از آدمها را در رنج و سختی قرار میدهد و خیلی از انسانها را در راحتی؟ چرا خیلی از آدمها از لحاظ مادی وضعیت خوبی دارند و خیلیها نه؟ یا چرا وقتی از مکانی رد میشدم و یک فرد نابینای مادرزاد را میدیدم، حالم بد میشد و میگفتم چرا باید اینگونه باشد؟
در کنگره جواب این سؤالم را گرفتم؛ اینکه خیلی از ما مثلث زندگی را داریم: تقدیر، فرمان و همان انتخابهای ما. تقدیر یعنی فرمان الهی و خواست. در کنگره این جوابی که گرفتم، مرا به آرامش رساند و دیگر مرا در مقابل عدل خدا قرار نداد، تا بخواهم با خدای خودم بجنگم.
جهانبینی چه کاری با من میکند که به آرامش میرسم؟ مرا به دانایی میرساند. داناییام رشد میکند، قوه تشخیصم بالا میرود و خیلی راحت میتوانم عمل سالم انجام بدهم که میشود ضلع بعدی یعنی عمل سالم. هرچقدر شناخت من بیشتر شود، هرچقدر داناییام رشد کند و قوه تشخیصم بالاتر برود، راحتتر میتوانم عمل سالم انجام بدهم.
شاید کارهایی که مثلاً بیست سال پیش، قبل از اینکه به کنگره بیایم، برایم خیلی سخت بود، مثلاً پشت سر کسی حرف نزنم، دروغ نگویم، غیبت نکنم، ناسزا نگویم و کسی را سرزنش نکنم. انجام ندادن این کارها برایم سخت بود و به من فشار میآمد؛ اما دانایی، جهانبینی و معرفت کنگره این انرژی و شناخت را به من داد که بتوانم عمل سالم را راحتتر انجام بدهم.
حالا ضلع بعدی که همان دستور جلسه ماست، عدالت است. عدالت یعنی برابری و یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد. در کلامالله هم آمده است که خداوند از بندگانش میپرسد: «آیا دانا و نادان با هم برابرند؟» من خیلی درباره این دستور جلسه قبلاً فکر میکردم، ولی خدا را شکر با سیدیها به جواب رسیدم نه، برابر نیستند.
در خود کلامالله، انسانها به دو گروه تقسیم میشوند: یک عده انسانهایی هستند که رها میشوند و یک عده آدمهایی که هدایت میشوند. پس از طرف خداوند هم آدمها با هم برابر نیستند؛ چون اگر همه با هم برابر بودند، یک عده رهاشدگان نبودند و یک عده هدایتیافتگان.
عدالت در کنگره برای یک سفر اولی و کسی که در جایگاه بالاتر قرار گرفته، از نظر من کاملاً در حال اجراست. کسی که تازه وارد کنگره میشود، حتی بین دو رهجو هم اگر در نظر بگیریم، کسی که بهموقع میرود و میآید و فرمانبردار راهنمایش است و از گروه مرزبانی فرمانبرداری میکند، با کسی که سر وقت نمیآید و نمیرود، متفاوت است و یکی نیستند.
در کنگره، آن کسی که تلاش میکند، قطعاً زودتر به خواستهاش میرسد؛ حالا هر خواستهای که در ذهنش دارد. آن کسی که فرمانبردارتر است، سفرش آسانتر است؛ پس یکی نیستند.
کسی که مسافر دارد و میآید، با کسی که مسافر ندارد و پنج سال است در کنگره تنها سفر میکند، قطعاً یکی نیستند و فرق میکند. از نظر کنگره، این چیزهای درونی وجود دارد و شاید خیلیها آن را نگویند و بازگو نکنند؛ اما قطعاً برای کنگره اینها یکسان نیستند.
پس کنگره جایی است که به آن کسی که سعی و تلاش میکند، جایگاه داده میشود. بنابراین عدالت در کنگره برای اعضایش کاملاً اجرا میشود و اینطور نیست که کسی نتیجه تلاشش را نبیند. اگر یک رهجو خوب سفر کند، قطعاً شال کمکراهنمایی را روی شانههایش میبیند و اگر نه، برعکس.
بنابراین من از این دستور جلسه این آموزش را گرفتم که برای رسیدن به خواستههایم تلاش کنم تا عدالت خداوند را بیشتر درک کنم.
قسمت دوم صحبتهایم برمیگردد به اینکه این دستور جلسه چه ربطی به لژیون سردار دارد. جهانبینی را توضیح دادم. در لژیون سردار قطعاً کسی که به آن درجه از شناخت و معرفت میرسد که بپردازد و بخشش داشته باشد و از جان و مال خودش بدهد، قطعاً با دیگران یکی نیست، هم در پیشگاه خداوند و هم در سیستم کنگره۶۰.
من در لژیون سردار خیلی معجزات را مشاهده کردم. همسر من سالها بود که کار نداشت. به واسطه مشکلاتی که در زندگیمان بود و بههمریختگیهایی که داشت، سر کار ماندگار نمیشد یا اصلاً کاری برایش پیدا نمیشد. این فقر و تنگدستی که در زندگی من بود، من را خیلی اذیت میکرد.
حدود چهار، پنج سال در کنگره بودم و این گره باز نمیشد. من خیلی میشنیدم که لژیون سردار گرهگشاست و راهنمایم در لژیون گفت و به دلم افتاد که با همان سختیای که در زندگیام بود، عضوش شوم. خیلی هم به سختی، فکر میکنم با دو میلیون عضو شدم. آن موقع هم اسمش لژیون مالی بود و هنوز لژیون سردار اسمش نبود. من عضو شدم و همسرم بعد از یک هفته رفت سر کار و واقعاً این گره از زندگی من باز شد.
به واسطه عضویت در لژیون سردار، جایگاههای مختلفی در لژیون سردار داریم. شخصی که وارد لژیون سردار میشود، بعد دِنوری، بعد پهلوانی و بعد نشان که بهتازگی به لژیون سردار اضافه شده است. برای من لژیون سردار خیلی لژیون پربرکتی بود و خیلی برای من، به شخصه، گرهگشا بود.
قطعاً در لژیون سردار جایگاهها با هم برابر نیستند. آقای مهندس میگویند خیلیها هستند که بهراحتی از جانشان میگذرند، ولی از مالشان نمیتوانند بگذرند. قطعاً کسانی که میآیند و این کار بزرگ را انجام میدهند، با کسانی که هنوز از این گذرگاه عبور نکردهاند، برابر نیستند.
هرچقدر مبلغ پرداختی بالاتر میرود، جایگاهها داده میشود و این جایگاهها هم با هم برابر نیستند. به واسطه پرداخت و بخششهایی که داریم، قطعاً دریافتهای بیشتری داریم؛ البته نمیگویم دریافتهای بیشتر فقط مادی است، چون دریافتها یک بخش مادی و یک بخش معنوی دارد.
اما قطعاً آن چیزی که باید برای ما از درون اتفاق بیفتد، چه مادی و چه معنوی، این است که هرکسی بیشتر تلاش کند، برکت بیشتری خواهد داشت. در کلامالله هم داریم که هیچ چیزی برای انسان نیست، جز سعی و تلاش او.
خوب، فرصتم برای صحبت کردن و مشارکت کردن تمام شد. امیدوارم روزبهروز بتوانم بیشتر تلاش کنم برای رسیدن به چیزهای بهتر و بتوانم در کنگره عمل سالمی داشته باشم و درباره خودم اول عدالت را برقرار کنم و بعد برای دیگران.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.


تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکس: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهتاب رهجوی راهنما فاطمه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
73