جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور به استادی دنور همسفر فریده، نگهبانی دنور همسفر نیلوفر و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز سهشنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سپاسگزارم از خداوند بزرگ، اساتید بزرگوار کنگره۶۰، آقای مهندس، خانواده محترمشان و نگهبان لژیون سردار که محبت کردند و مرا دعوت کردند.
در مورد عدالت در هستی، در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» آمده که خداوند برای خلق انسان آنقدر بینقص عمل کرده که آنچه را میگوید، در عمل نیز اجرا میکند. این موضوع یک آگاهی و هوشیاری به همراه دارد که وعده خداوند دروغ نیست. پس من هم با این باور که ذرهای از وجود باریتعالی هستم، باید با تفکر اعمال خودم را درست و بینقص انجام دهم. وقتی به عدالت نگاه میکنم، «میزان» و «ترازو» را به یاد میآورم و کلام خداوند که میفرماید: «وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةࣲ شَرࣰّا يَرَهُۥ» یعنی اگر به اندازه ذرهای کار خوب یا شر انجام بدهیم، با نتیجه آن مواجه خواهیم شد.
بسیار زیباست که بدانم همانطور که صور آشکار و صور پنهان دارم، هر چیزی هم که با آن مواجه میشوم میتواند نتیجه یک ساعت، یک روز، چند سال یا حتی ادوار متعدد زندگی گذشته من باشد و اکنون با آن روبهرو شدهام تا مسیر بهتری برای خودم هموار کنم؛ پس اگر اتفاقی میافتد، همانطور که استاد بزرگوار آقای سپهری فرمودند، «ما هیچ، ما نگاه»؛ آن را بپذیریم، بدانیم هیچکس نزدیکتر از خداوند به ما نیست و هیچکس مانند او عاشق ما نیست. هستی به ما میگوید هر کاری که انجام میدهیم، ثبت و ضبط میشود. گاهی وقتی نگاه میکنم، میبینم خیلی جاها کم گذاشتهام و از مسیر درست فاصله گرفتهام؛ اما باز در کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» میخوانم: «انجامها انجام میپذیرد؛ اما اعمال ما خطوط تقدیر را تغییر میتواند بدهد.» این یعنی انسان هر لحظه میتواند با اعمال خود وضعیت بهتری برای خود ایجاد کند؛ درست مانند پیوند زدن یک درخت که میتواند میوهای بهتر و گواراتر به وجود بیاورد.
مثلاً اگر تعهد گلریزان داشتهام و موعد آن گذشته، نباید برای خودم پرونده باز بگذارم. آقای مهندس فرمودهاند، پرونده باز باعث سقوط انسان میشود؛ مثل بندی که به دست و پای آدم و زندگیاش بسته میشود. اگر احساس میکنم توان انجام تعهد را ندارم، باید همان زمانی که پیمان میبستم، تصمیم درست را میگرفتم. باید بدانم کنگره نیازی به این پولها ندارند و هرچه بیشتر در کنگره میمانیم، این موضوع برایمان روشنتر میشود و ایمانمان افزایش پیدا میکند.
در سازمان احیای انسانی کنگره۶۰ گفته میشود: «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.» کنگره۶۰ به فرد مصرفکننده کمک میکند تا با جایگزینی صحیح، خود بدن دوباره تولید و تعادل را برقرار کند و نیازمند دریافت مواد از بیرون نباشد. در واقع تمام آموزشها و فعالیتهای ما برای رسیدن به یک وضعیت درست و متعادل در زندگی است. برای رسیدن به تعادل، باید به معرفت عمیق برسیم؛ یعنی آموزش بگیریم، آگاهی و بینش پیدا کنیم، دانایی را با تجربیات گذشته و حال خودمان ترکیب کنیم، درباره آن تفکر کرده و سپس آن را به عملکرد تبدیل کنیم. با تکرار عملکرد درست، آن عمل در وجود ما نهادینه میشود؛ همچنان که میگویند: «کار نیکو کردن از پر کردن است.» این موضوع فقط درباره درمان مواد نیست، بلکه در تمام زندگی انسان اثر میگذارد.
اشارهای میکنم به مثلث عشق، عقل و ایمان؛ آقای مهندس میفرمایند برای اینکه هر کاری که میخواهیم انجام دهیم باید عشق چاشنی آن باشد تا به درستی انجام شود. باید به این باور برسم که کنگره توانسته زندگی مرا نجات دهد، باید ایمان داشته باشم و عشق به مسافرم و همنوعانم را که جزئی از وجود من هستند در خودم تقویت کنم و در ادامه بتوانم با عقل برای زندگی، بخششها و تصمیماتم عمل کنم.
اگر بخواهم به دنبال الگو باشم، حضرت علی(ع) نمونهای از عدالت هستند. با نگاه به ایشان میبینم رسیدن به شجاعت، بخشش و خلوص یکشبه اتفاق نیفتاده است. ایشان دنیایی از ترس، اضطراب و دلهره را پشت سر گذاشتند تا به شجاعت رسیدند و از قیاس، قضاوت و منیت عبور کردند. من هم باید نگاهم را روی خودم بیندازم چون حتی وقتی عملکرد بیرونی نداریم، ذهن همچنان فعال است، باید یاد بگیریم افکارمان را تحت کنترل خودمان دربیاوریم. در بخشش نیز میتوانیم از حضرت علی(ع) بیاموزیم؛ از همان شعری که میگوید: «از علی آموز اخلاص عمل.» اخلاص یعنی خالص بودن با خود و خدای خود، یعنی بدون اینکه نیاز به نمایش یا تایید دیگران داشته باشیم و تمام این رابطه میتواند بین انسان و خدای خودش باشد.
حالا من بهعنوان یک انسان باید چه کار کنم؟ باید تفکرم را ثروتمند کنم. انرژی انسان از توجه به دست میآید، ابتدا باید ببینم چه چیزهایی را پشت سر گذاشتهام و چه چیزهایی دریافت کردهام. وقتی به این داشتهها توجه میکنم، دیگر هنگام بخشیدن، منتظر جبران و بازگشت آن نیستم. ممکن است حتی فراموش کرده باشم که خودم در گذشته چه چیزهایی دریافت کردهام و امروز فرصت بخشیدن پیدا کردهام. وقتی نگاهم متعالیتر و رشدیافتهتر شود، دیگر دائم نمیپرسم چه چیزی به من برمیگردد و چه اتفاقی برای من میافتد. در دوره خدمتم، نمونههای زیادی از این نگاه را دیدهام.
فردی هست که به دلیل دریافتنکردن تقدیرنامه دوره قبل، دیگر تمایلی به عضویت سردار ندارد! شاید او در ابتدای مسیر است یا تصورش این است که در برابر کاری که انجام میدهد باید چیزی دریافت کند؛ اما ما میدانیم انسان خطاکار است و هر زمان سیستم تسویه فرد را اعلام کند، تقدیرنامه نیز برای او صادر میشود. در مقابل، افرادی هم هستند که حتی وقتی سیستم تسویه را اعلام میکند، میبینیم فردی که تعهد شش میلیون اعلام کرده بود، تا صد میلیون تومان هم پرداخت کرده! گاهی عزیزانی هستند که بعد از تکمیل پرداخت تعهد خود اعلام میکنند میگوید تا زمانی که فرصت و توانایی دارم، پرداخت مرا باز نگهدارید. افرادی هم هستند که مثلاً هفت میلیون تومان تعهد کرده، اما ده میلیون تومان پرداخت میکنند؛ وقتی دلیلش را میپرسم، میگویند زمانی که تعهد هفت میلیون تومان را داشتیم، ارزش پول و شرایط اقتصادی متفاوت بود و امروز که توانایی پرداخت داریم، میخواهیم تفاوت آن را جبران کنیم تا آجری که به نام ما خریداری میشود، واقعاً ارزش و سهمی که در نظرمان بوده داشته باشد. نمیخواهیم آنقدر زمان بگذرد که هزینهها بالا برود و دیگر توان انجام آن را نداشته باشیم.
فردی را دیدم که با پرداخت هر نوبت مبلغ دویست هزار تومان در نهایت تعهد سرداریاش را کامل کرده است. انسانی که با چنین عشق و خواست عمیقی قدم برمیدارد، به نظر من اسطوره عشق و خواست عمیق است و مطمئناً خداوند بهترینها را برای او قرار میدهد. امیدوارم بتوانیم در تمام جنگهای زندگی، پهلوان زندگی خودمان باشیم، با عشق، ایمان، عقل، بخشش و عمل درست پیش برویم و از فرصتهایی که در اختیارمان قرار گرفته، بهره کافی ببریم.


عکاس: مرزبان خبری همسفر مرجان
تایپیست: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) و همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر مریم.ث (لژیون نهم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
77