English Version
This Site Is Available In English

عدالت در کنگره ۶۰ یعنی «بستر برابر برای همه»؛ اما «نتیجه برابر» نیست

عدالت در کنگره ۶۰ یعنی «بستر برابر برای همه»؛ اما «نتیجه برابر» نیست

هفتمین جلسه از دوره سی‌ودوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری ، ویژه مسافران در روزهای سه شنبه با استادی: راهنمای محترم مسافر علیرضا و نگهبانی: مسافر علی  و دبیری: مسافرمرتضی با دستور جلسه  «عدالت ،آیا همهٔ افراد در کنگرهٔ شصت باهم برابرند؟» در تاریخ20مردادماه 1405 ساعت 17 آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم،مسافر
سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی، نگهبان جلسه و تمامی عزیزان حاضر؛ خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها دوباره در این مکان مقدس حضور دارم، جایی که برای من پر از خاطره و تجربه است و باعث تغییرات اساسی در زندگی‌ام شده است. خوشحال‌ترم که در جمع بچه‌های عطّار هستم و این فرصت را دارم که از تجربیات خودم در مورد دستور جلسه امروز با شما صحبت کنم.
دستور جلسه امروز «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» است.
از نظر من، عدالت در کنگره ۶۰ از همان لحظه ورود برای همه یکسان است؛ یعنی «بستر، امکانات و قوانین» برای تمام اعضا برابر در نظر گرفته شده است. اما این‌که منِ عضو، در مسیر سفر و درمان چه جایگاهی پیدا می‌کنم و چه نتیجه‌ای می‌گیرم، کاملاً به «خواست»، «نگرش» و «عملکرد» خودم بستگی دارد، نه به تفاوت در عدالت سیستم.
وقتی وارد کنگره ۶۰ می‌شویم، غالباً تصور می‌کنیم خیلی باهوش هستیم، خیلی چیزها را می‌فهمیم و از دیگران جلوتر هستیم. واقعیت هم این است که بسیاری از مصرف‌کنندگان از نظر هوش و زیرکی در بعضی زمینه‌ها سطح بالایی دارند؛ اما همین هوش اگر درست مدیریت نشود، تبدیل به «بهانه‌گیری»، «ایراد گرفتن از راهنما»، «حساس شدن به رفتار دیگران» و در نهایت مانعی برای درمان می‌شود.
به‌نظر من، یک تازه‌وارد یا سفر اولی باید حداقل شش ماه تا یک سال، این «خودباهوش‌پنداری» را کنار بگذارد، دوربینش را از روی دیگران بردارد و روی خودش زوم کند؛ یعنی به‌جای رصد کردن رفتار راهنما، خدمتگزار یا هم‌سفر، روی اصلاح رفتار و فکر خودش کار کند. اگر قرار باشد مدام دنبال ایراد و نوسان دیگران بگردیم، سفر ما آرام پیش نمی‌رود و به انتهای مسیر سلامت و رهایی نمی‌رسیم.
عدالت در کنگره ۶۰ یعنی:
همه‌چیز برای همه فراهم شده؛ دارو، دستور، راهنما، آموزش، فضای درمان، احترام و حرمت. اما این عدالت به این معنا نیست که «نتایج همه یکی باشد»، بلکه یعنی «فرصت و بستر برای همه یکسان است».
برای مثال:
راهنما به همه اعضا یک نسخه مشخص می‌دهد؛ ساعت مصرف دارو را تعیین می‌کند و روش درمان را توضیح می‌دهد. حالا اگر یک نفر، دارویش را دقیق و به موقع مصرف می‌کند و دیگری با بهانه‌های مختلف، ساعت‌ها را تغییر می‌دهد و نسخه را جدی نمی‌گیرد، نباید انتظار داشته باشد همان نتیجه‌ای را بگیرد که فرد منضبط و متعهد می‌گیرد. در اینجا سیستم، راهنما و ساختار، عدالت را اجرا کرده‌اند؛ اما خود فرد با رفتار نادرستش، خودش را از عدالتِ نتیجه محروم کرده است.
من خودم وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، تقریباً یک سال سفر کردم؛ بعد از آن هم سال‌ها در کنگره حضور داشتم. الان حدود هشت–نه سال از حضورم در کنگره می‌گذرد. اگر امروز از من بپرسند، می‌گویم: خدا را شکر که مصرف‌کننده شدم و پایم به کنگره ۶۰ باز شد؛ چون بسیاری از جنبه‌های زندگی‌ام تغییر کرد؛ هم دیدگاهم، هم روابط‌م، هم مسائل مالی‌ام و هم طرز نگاهم به خودم و دیگران. اما این‌ها همه زمانی اتفاق افتاد که تصمیم گرفتم به‌جای بهانه‌گیری، مسئولیت زندگی‌ام را بپذیرم و در مسیر سختی‌ها، «بسازم» نه «بشکنم».
من روزی چند گرم مواد مصرف می‌کردم؛ مصرفم سنگین بود، ساعت‌ها درگیر مواد بودم. اما به یاد دارم روزهایی را که برای حضور در کنگره با شوق و ذوق می‌آمدم؛ ساعت سه و نیم در شعبه بودم، دوش می‌گرفتم، صندلی‌ها را می‌چیدم و خدمت می‌کردم. در همین مسیر، گاهی یک جمله از یک خدمتگزار یا یک نفر، می‌توانست حال مرا خراب کند. اما به‌مرور فهمیدم اگر بخواهم با هر کلمه و رفتار دیگران از مسیرم منحرف شوم، در واقع خودم عدالت را نسبت به خودم زیر پا گذاشته‌ام. یاد گرفتم که «ندیدن» و «نشنیدن» بعضی چیزها، خود یک مهارت است؛ نصف راه را با دیدن و شنیدن می‌رویم، نصف دیگر را با چشم‌پوشی و گذشت. این ندیدن و نشنیدنِ آگاهانه، باعث می‌شود سفرمان در صلح و آرامش طی شود.
عدالت یعنی اگر روزی راهنما شدم یا مسئولیتی گرفتم، اشتباهاتی را که در گذشته دیده‌ام، تکرار نکنم. یعنی از رفتارهای نادرست دیگران، پلی بسازم برای رفتارهای درست خودم؛ نه این‌که آن‌ها را توجیه کنم یا بازتولید کنم. اگر امروز در جایگاه راهنما، مرزبان یا خدمتگزار هستم، باید دقت کنم که کلام و رفتارم، سفر یک تازه‌وارد را خراب نکند و او را از مسیر درمان دور نکند. این نگاه، بخش مهمی از اجرای عدالت در کنگره است.
در مورد مسائل مالی هم، عدالت کاملاً مشهود است. این سقف، این شعبه، این صندلی‌ها، این امکانات، همه نتیجه تعهدات مالی اعضاست. اگر هر کس به اندازه‌ای که می‌تواند و تعهد داده است مشارکت کند، این بستر درمان برای همه باقی می‌ماند تا افراد دیگری مثل ما وارد شوند و به رهایی برسند. اگر ما فقط مصرف‌کننده خدمات باشیم و سهم خودمان را در حفظ و گسترش این ساختار ادا نکنیم، در عمل نسبت به این عدالت بی‌تفاوت بوده‌ایم.
شعبه‌ای که امروز در آن هستیم، روزی آن‌قدر شلوغ بود که جای سوزن انداختن نبود؛ من مرزبان همین شعبه بودم و به یاد دارم که گاهی پذیرش ده نفر بود ولی جمعیت به بیش از صد و بیست نفر می‌رسید. امروز شاید به دلایل اجتماعی و اقتصادی، شرایط کمی فرق کرده باشد؛ اما اصلِ ماجرا تغییری نکرده است:
ما اینجا آمده‌ایم که از مواد عبور کنیم، از تاریکی‌ها بیرون بیاییم و به آرامش برسیم. این عبور، بدون تحمل سختی‌ها و بدون پذیرش مسئولیت ممکن نیست. اگر قرار باشد همه‌چیز از اول شسته‌رفته و بدون مشکل باشد، هیچ‌وقت ساخته نمی‌شویم؛ سختی‌ها، بخشی از فرآیند ساختن ما هستند.
من سال‌ها با خودم می‌گفتم: چرا من پول ندارم؟ چرا ماشین ندارم؟ چرا مصرف‌کننده شدم؟ چرا زندگی‌ام این‌طور شد؟
جواب همه این «چراها» را در کنگره گرفتم:
باید خودم بیایم، خودم بسازم، خودم خواسته باشم که درست شود، و با کمک آموزش‌ها و راهنما، در مسیر تغییر قدم بردارم. وقتی از آن تاریکی‌ها بیرون می‌آیی و می‌بینی که توانسته‌ای از مواد عبور کنی و زندگی‌ات را دوباره بسازی، آن‌وقت تازه معنای واقعی عدالت را لمس می‌کنی؛ عدالتی که خداوند در اختیار همه گذاشته، اما بهره گرفتن از آن، به انتخاب و عمل خودمان بستگی دارد.
در پایان، تأکید می‌کنم:
عدالت در کنگره ۶۰ یعنی «بستر برابر برای همه»؛ اما «نتیجه برابر» نیست، چون نتیجه به میزان تلاش، خواسته، تعهد و عمل هر فرد وابسته است. اگر خواسته‌مان رهایی و آرامش باشد، اگر بهانه‌ها را کنار بگذاریم، اگر نسخه راهنما را دقیق اجرا کنیم و از سختی‌ها برای ساخته شدن استفاده کنیم، قطعاً به آن هدف می‌رسیم.
امیدوارم همه ما بتوانیم با پایبندی به تعهدات فردی و مالی، کمک کنیم این سقف و این بستر درمان باقی بماند تا انسان‌های بیشتری به رهایی و صلح و آرامش برسند.
ممنون از اینکه سکوت کردید و به صحبت های من گوش دادید.


ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .