English Version
This Site Is Available In English

عدالت؛ حاصل نظم، قانون و قرار گرفتن در مسیر اصلی

عدالت؛ حاصل نظم، قانون و قرار گرفتن در مسیر اصلی

جلسه سیزدهم از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر به استادی راهنما همسفر اکرم، با دستور جلسه« عدالت ، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» روز سه‌شنبه ۲۰ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد. 

خلاصه سخنان استاد:


خداوند را شاکرم که مجدداً این جایگاه را تجربه می‌کنم. از نگهبان محترم، خانم فاطمه، دبیر عزیز، ایجنت محترم و مرزبان‌های عزیز سپاسگزارم که فرصت خدمتگزاری را امروز به بنده و لژیون ما عطا کردند. دستور جلسه امروز درباره عدالت و این است که آیا در کنگره ۶۰ عدالت اجرا می‌شود یا خیر؟اگر بخواهم از برداشتی که از مطالعاتم داشتم صحبت کنم، خود کلمه «عدالت» برای من یعنی قرار گرفتن هر چیزی در جای مناسب خودش، بر اساس فرمانی که برای آن تعیین شده است. این فرمان می‌تواند فرمان قدرت مطلق باشد یا اگر چیزی را خودمان ایجاد می‌کنیم، همان قانونی باشد که برای آن قرار داده‌ایم. در واقع عدالت یعنی هر چیز در جای خودش قرار بگیرد و نتیجه آن رسیدن به تعادل باشد.

من از عدالت دو برداشت دارم؛ یک عدالت در ذات و در صور پنهان و یک عدالت در صور آشکار که در بیرون اتفاق می‌افتد.اگر بخواهم عدالت در ذات را در بعد کائنات و هستی بررسی کنم، برداشتم این است که خلقتی که خداوند، قدرت مطلق، برای هر موجودی قرار داده، امکاناتی که برای آن موجود در نظر گرفته و نفسی که برای آن تعیین کرده، همان عدالت وجودی و ذاتی آن موجود است. این بر اساس فرمان برای آن موجود تعریف شده و حتماً عین عدالت است. تا زمانی که آن نفس در مسیر اصلی خودش و در فطرت خودش حرکت کند، عدالت نیز در مورد آن برقرار خواهد بود ؛قسمت دوم، عدالتی است که در صور آشکار قرار دارد و از تعاملات در کائنات و هستی به وجود می‌آید؛ تعامل انسان با همه موجودات طبیعت و همچنین تعامل موجودات با یکدیگر و با انسان.

بر اساس برداشتی که من دارم، زمانی بی‌عدالتی ایجاد می‌شود که این عدالت در ذات یا در صور آشکار و پنهان دچار اختلال شود. به نظر من، زمانی بی‌عدالتی اتفاق می‌افتد که نظم از بین برود.نظم و قانون، چیزی است که باعث ایجاد و استمرار هستی و آفرینش شده است. در هر موجودی اگر نظم وجود نداشته باشد، آن موجود نمی‌تواند در مسیر خودش به درستی حرکت کند. هر جا بی‌نظمی و خروج از قوانین و عدول از آنچه برای ما تعریف شده اتفاق بیفتد، بی‌عدالتی هم به وجود می‌آید.

اگر بخواهم در قسمت عدالت در ذات مثال بزنم، خداوند برای تمام سیستم‌های بدن ما، از گردش خون، کلیه و قلب گرفته تا دستگاه گوارش، اعصاب و نورون‌ها، نظم خاصی قرار داده است. اگر در این سیستم‌ها بی‌نظمی ایجاد شود، در وجود ما اختلال به وجود می‌آید و نتیجه آن می‌تواند بیماری باشد. یعنی بیماری هم می‌تواند نتیجه یک بی‌نظمی و عدم تعادل باشد؛ اما شاید در ایجاد این بی‌نظمی، منِ اکرم در قسمتی دخیل بوده باشم و در قسمت دیگری هیچ نقشی نداشته باشم. بنابراین هر بی‌عدالتی لزوماً به معنای ظلم نیست.

در کائنات و در روابط خارج از خودمان و در صور آشکار نیز همین حالت وجود دارد. هر جایی که از نظم و قانونی که برایمان تعریف شده خارج شویم، دچار بی‌عدالتی خواهیم شد. تا زمانی که موجودات بر اساس فطرت پاک خودشان در مسیر حرکت کنند، عدالت برقرار خواهد بود؛اما زمانی که منِ اکرم، به عنوان یک انسان، شروع می‌کنم به ضربه زدن به طبیعت برای اینکه منافع بیشتری برای خودم داشته باشم یا به سایر موجودات آسیب می‌زنم فقط برای کسب منفعت بیشتر، اینجاست که بی‌عدالتی اتفاق افتاده است.

یک قسمت دیگر بی‌عدالتی زمانی است که ما عدالت را با خط‌کش خودمان اندازه‌گیری می‌کنیم. منِ اکرم، به عنوان یک انسان، هر جا چیزی به نفعم باشد، آن را عین عدالت می‌دانم؛ اما خدا نکند جایی قرار بگیرم که چیزی به ضرر من باشد، همان را بی‌عدالتی تعریف می‌کنم ؛گاهی امکاناتی در اختیار من است، اما به دلیل استفاده نادرست از آن امکانات، خودم باعث ایجاد بی‌عدالتی در زندگی‌ام می‌شوم؛ ولی باز هم دنبال مقصر می‌گردم و تقصیر را گردن فرد دیگری می‌اندازم.

مثل همان آسیب‌هایی که به بدن خودمان می‌زنیم. مثلاً چاقی و پرخوری می‌تواند سیستم‌های مختلف بدن را به هم بریزد و باعث کبد چرب، مشکلات استخوانی و مشکلات حرکتی شود. بعد زمانی که ناتوان می‌شوم، ممکن است ناله کنم و بگویم: «خدایا، این چه بلایی بود که سر من آمده است؟»در حالی که این بلا و این بی‌عدالتی، همان چیزی است که خودم در مسیر زندگی برای خودم به وجود آورده‌ام. پس اندازه‌گیری وقایع با خط‌کش خودم، جایی است که ممکن است باعث شود چیزی را بی‌عدالتی یا عدم اجرای عدالت تعریف کنم. در واقع، بی‌عدالتی زمانی ایجاد می‌شود که عدالت اجرا نشود؛ بنابراین وظیفه منِ انسان، اجرای عدالت است.عدالت زمانی خودش را نشان می‌دهد که اجرا شود. اگر اجرا نشود، نتیجه آن بی‌عدالتی خواهد بود. عدم اجرای عدالت هم می‌تواند ناشی از عدم معرفت و عدم آگاهی باشد.

حالا کنگره ۶۰ چطور؟ آیا واقعاً در کنگره عدالت اجرا می‌شود؟کنگره ۶۰ یک پروتکل، یک برنامه، یک نظم و یک سفر قانونی است. مشخصاً کسی که در این مسیر طبق نظم و قانون حرکت می‌کند، به نتیجه خواهد رسید و آن وقت عدالتی که لازم است برای او اجرا خواهد شد.

این‌طور نیست که اگر مسافری به نتیجه نرسید، منِ همسفر بخواهم شکایت کنم و بگویم کنگره به من جواب نمی‌دهد یا در کنگره عدالت برقرار نمی‌شود. شاید لازم باشد اول به مسیر خودم نگاه کنم و ببینم آیا از مسیر خارج شده‌ام و وارد حاشیه شده‌ام؟حاشیه قرار گرفتن، هوچی‌گری و معرکه‌گیری، عواملی هستند که می‌توانند باعث شوند من از مسیر اصلی خارج شوم و در نتیجه زمینه عدم اجرای عدالت را برای خودم ایجاد کنم.پس وظیفه ما برای اینکه عدالت را درست معنی کنیم، این است که در جهت اجرای عدالت قدم برداریم. به نظر من، اجرای عدالت یعنی رعایت نظم، رعایت قانون و در مسیر اصلی قرار گرفتن.


 

مرزبانان کشیک: همسفر‌ سمانه و مسافر‌‌ مهدی
عکاس: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی امیرکبیر تهران 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .