جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان به استادی ایجنت همسفر نجمه، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر اشرف با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
امیدوارم تعطیلات برای همه مفید و پربار بوده باشد و از دل این روزها، درسها و تجربههای ارزشمندی را به همراه داشته باشید. خوشحالم که امروز در زنجیره عشق و محبت در کنار شما عزیزان هستم. قدردان آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که با فراهم کردن این بستر به ما فرصت آموختن، تجربه کردن، بخشیدن و حرکت در مسیر رشد و آگاهی را دادند. از اسیستانت همسفر سحر و راهنمایم همسفر مهری سپاسگزارم. از همسفر زهره سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند و قدردان خدمتگزاران لژیون سردار هستم که برای برپایی این لژیون تلاش میکنند.
قبل از ورود به دنیای کنگره وقتی صحبت از عدالت میشد، شاید اولین چیزی که به ذهنم میرسید این بود که اگر عدالت وجود دارد پس چرا انسانها با هم برابر نیستند؟ یکی امکانات بیشتری دارد و دیگری کمتر، یکی در جایگاه قرار دارد و یکی ابتدای مسیر است؟ چرا نتیجه عملکرد انسانها با هم متفاوت است یا عدالت یعنی همه افراد امکانات، تواناییها و جایگاه یکسانی داشته باشند؟ یا کفه ترازویی که من در آن نشستهام همیشه سنگینتر باشد؟ آن چیزی که به نفع من باشد عدالت است و اگر نباشد احساس میکردم عدالت رعایت نشده است. وقتی زندگی مطابق خواستهام پیش نمیرفت، اولین چیزی که میپرسیدم: چرا من؟
آموزشهای کنگره باعث شد نگاهم به عدالت تغییر کند. کنگره تمام تلاشش بر این است که مفاهیم را درک کنیم، وقتی مفاهیم را درک کنیم طور دیگری عمل میکنیم. وقتی مدل دیگری عمل کردیم، نتایج متفاوت میشود، دستاورد خواهیم داشت؛ یعنی از نسخه قبلی خودمان که ما را به جایی نرسانده فاصله میگیریم. انگار یک من جدید متولد میشود. عدالت یعنی هر انسانی نتیجه خواست، تفکر، تلاش و عملکرد خودش را دریافت کند. طبق گفته آقای مهندس هر انسانی امروز خود را برای خود رقم زده؛ یعنی در هر نقطهای که هست عین عدالت است. من میتوانم بگویم آیا این عدالت است که اینجا هستم، همسفر یک مصرفکننده؟ بله! این عین عدالت است. امروز هر جا ایستادهام، محصول دیروز من است و فردای من هم محصول انتخاب، عملکرد و تلاش امروز من است. کشاورزی که بذر گندم بکارد آخر فصل نمیتواند انتظار برداشت برنج را داشته باشد، هر بذری محصول خودش را دارد، قانون زندگی هم همین است همیشه چیزی را به ما بازمیگرداند که کاشتهایم، در ابتدا شاید پذیرش این حرف سخت باشد؛ اما همین نگاه به انسان قدرت تغییر میدهد.
گاهی فقط نتیجه امروز آدمها را میبینیم؛ اما مسیر هر انسانی از جایی شروع شده که ما از آن خبر نداریم. پیشینه هر فرد آموزشهایی که گرفته، انتخابهایی که داشته و راهی که آمده، همه در جایگاه امروزش تأثیر دارد. در نتیجهها دنبال عدل و عدالت نباشیم؛ فقط به نتیجه زندگی دیگران نگاه نکنیم؛ اما عدالت اینجا تمام نمیشود؛ چون انسان محکوم به گذشته خودش نیست. از یک نقطه به بعد خواست، عملکرد و تلاش اوست که مسیر آینده را میسازد، مثل باغبانی که امروز درختی را میبیند که پر از میوه است؛ فقط به محصول امروزش نگاه نمیکند، میداند پشت این تولید و محصولها روزهای زیادی صبر، استقامت، رسیدگی، مراقبت و امید بوده؛ یعنی هر چیزی سر جای خودش و به وقت خودش انجام شده.
عدالت به معنای برابری و مساوات نیست. شاید همه انسانها از نظر ارزش انسانی بتوانند محترم باشند؛ اما این به این معنا نیست که نتیجه عملکرد انسانها یکسان باشد. ببینم با داشتههای خودم چه کردهام؟ چه چیزی را یاد گرفتهام، چهقدر تلاش کردهام، بخشیدهام، توانستهام از خواستههای نفسم عبور کنم و چهقدر توانستهام چیزی را که به دست آوردهام، دوباره وارد چرخه کنم. اگر دانایی دارم باید در رفتارم دیده شود، اگر توانایی دارم باید از آن استفاده کنم. اگر دارایی دارم باید بتوانم ببخشم. اگر در جایگاهی هستم باید بتوانم رشد و تغییر کنم. هر کسی به اندازه فهم و حرکت خودش رشد میکند. شاید مسیر و تواناییها یکسان نباشد، اما در آموزش و تغییر برای همه باز است. قبل از اینکه عملکردم تغییر کند، حس من باید تغییر کند. اگر حس من نسبت به زندگی، ثروت، دارایی، بخشش، خدمت و حتی خودم تغییر کند رفتار و عملکردم بهتدریج تغییر میکند.
تعادلها همیشه عین عدالت هستند؛ در کنار اینکه حق خودم را میبینم، مسئولیت خودم را هم ببینم؛ یعنی فقط نپرسم که من چه چیزی را باید از این سیستم دریافت کنم؛ بلکه بپرسم من در قبال این دریافت و برداشت چه پرداختی میتوانم داشته باشم. کسی که میبخشد همیشه در چرخه گرفتن، قرار میگیرد؛ اگرچه بخشنده واقعی در قید و بند گرفتن نیست، این قانون هستی است که دهنده گیرنده است. عدالت زمانی اتفاق میافتد که تعادل برقرار باشد؛ همانطور که یک درخت وقتی ثمر میدهد که از مراحل مختلف رشد عبور کرده باشد.
انسان هم برای رسیدن به بخشش و خدمت نیاز به رشد و آموزش دارد. نمیتوانی به کسی بگویی «ببخش» بدون اینکه مفهوم بخشش را درک کرده باشد. اگر امروز ما درختی داریم که از سایهاش استفاده میکنیم به این دلیل است که انسانهای قبل از ما آمدند و بذر نیکویی کاشتند. آنها شاید نمیدانستند چه کسی قرار است زیر سایه درخت بنشیند، شاید حتی خودشان هم میوه این درخت را ندیدند؛ اما کاشتند. اگر کنگره امروز برای ما وجود دارد؛ چون افرادی قبل از ما حرکت کردند و برای ساختن این مسیر زحمت کشیدند. ما هم در یک مقطعی از زندگی قرار گرفتیم که میتوانیم انتخاب کنیم فقط مصرفکننده چیزهایی باشیم که دیگران ساختند یا خودمان هم بذری بکاریم.
در لژیونی نشستهایم که ما را از یک دریافتکننده به بخشنده تبدیل کرده، هر کدام از ما روزی در نقطهای بودیم که نیاز داشتیم کسی دست ما را بگیرد، راه را نشانمان بدهد و امید را دوباره به زندگیمان برگرداند. شاید آن روز نمیدانستیم پشت این آرامشی که امروز داریم چه تعداد انسان خدمت کردند، از چه چیزهایی گذشتهاند، دنور و پهلوان شدند، دلکندن را تمرین کردند؛ اما وقتی آگاهتر شدیم، متوجه شدیم که هیچ نعمتی فقط متعلق به خودم نیست؛ پس شاید فقط عدالت این نباشد که بگویم من از این سیستم چه گرفتهام؛ شاید بخشی از عدالت این باشد که از خودم بپرسم: من برای بعد از خودم چه چیزی باقی میگذارم؟
اگر امروز از یک آموزشی استفاده میکنم، آیا من هم چیزی به این چرخه اضافه میکنم؟ اگر امروز کسی برای من بذر نیکویی کاشته، آیا من هم حاضرم بذری بکارم؟ ممکن است درباره محبت، بخشش، خدمت و عدالت خیلی چیزها را بدانم؛ اما تا زمانی که این دانستهها در رفتار من دیده نشود، هنوز فاصلهای بین دانایی و عمل من وجود دارد. برای همین عمل سالم اهمیت پیدا میکند که بدون تزکیه و پالایش امکانپذیر نیست، سختترین قسمت پالایش هم گذشتن از خواستههاست. طبق گفته دیدهبان لژیون سردار مسافر علیرضا معرفت به من کمک میکند محبت را یاد بگیرم، عمل سالم به من عشق را میآموزد و بخشش باعث میشود که عدالت اتفاق بیفتد؛ درست جایی که باید قرار داشته باشم، همانجا قرار میگیرم. انسان باید درون خودش به جایی برسد که بخشیدن را بفهمد و بتواند از چیزی که دوست دارد، برای هدفی بزرگتر بگذرد. اگر چیزی را میبخشم و در ذهنم منتظر جبران هستم، هنوز بخشی از وجودم در معامله است؛ اما وقتی بتوانم ببخشم، بدون اینکه بخواهم چیزی را پس بگیرم، تغییری درونی اتفاق میافتد که هدف لژیون سردار است.
شاید امروز هنوز اندازه جایگاه دنوری یا پهلوانی نشده باشم؛ اما میتوانم از امروز عضو یک تفکری باشم که میگوید؛ آموزشهای کنگره زندگی من را تغییر داده، بخشندگی باعث شده که به صفات پاک درونیام دست پیدا کنم و تفکرم ثروتمند شده، پس من هم دوست دارم که در این مسیر سهمی داشته باشم، مهم این است که نقطه شروع برای این خدمت؛ فهم و عشق باشد. هر کدام از ما در مقابل تمام هستی، توان خودمان را میگذاریم و به شکرانه این اتفاق خوب که برای خودمان و خانوادهمان افتاده و همچنین به دلیل حس بخشش و اینکه به تکامل انسانی برسیم، وارد ارزشمندترین دایره زمینی شدیم که همان لژیون سردار است تا بهواسطه بخشش طبق گفته دیدهبان لژیون سردار بتوانیم ضمیر ناخودآگاه و آرشیو ذهنی خودمان را پاک کنیم و با ظرفی خالی اینجا بنشینیم که دریافت زیادی داشته باشیم.
از کلام دکتر امین وام میگیرم؛ آدم ممکن است هر کاری در کنگره انجام بدهد؛ ولی در نهایت رضایت جن درونش را به دست بیاورد و بدترین نوعش در مدل بخشش است. کنگره که از کسی طلب ندارد، اینکه در روز گلریزان دستم را بالا آوردم و اعلام آمادگی کردم، عهدی بود که اول با خودم بستم و قرار شد که به عهدم وفادار باشم و بدانم که امروز مسئولم. با خودم فکر کنم با وفای به عهدم دارم رضایت چه کسی را جلب میکنم و با بیتعهدی چهطور؟ کنگره و لژیون سردار با فهم افراد کار دارد، هیچ چیز به اجبار نیست. در سیدی «جبر و اختیار» یاد گرفتیم؛ خواسته اگر واقعی باشد، در حرکت خودش را نشان میدهد، پس اینکه چهطور عدالت را در مورد خودم اجرا میکنم، به خواسته من برمیگردد. اینکه من با حضورم در این لژیون چه روزی بزرگی را از آن خودم میکنم یا با عدم حضورم به بهای اندکی چه چیزی را از دست میدهم و به خودم بدهکارتر میشوم، به همان عدالتی برمیگردد که در مورد خودم اجرا میکنم. اگر من نجمه پیام لژیون سردار را بفهمم، معنای بخشش و گذشتن را با تمام وجودم درک میکنم و برای نشستن روی این صندلیها، حتی یک لحظه را هم از دست نمیدهم. «اگر انسانی را احیاء کنیم گویی تمام انسانها را احیاء کردهایم و اگر انسانی را نابود کنیم گویی تمام انسانها را نابود کردهایم» آیا یاریرسانی هست؟
.jpeg)
عکاس: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
823