همسفر آرزو و مسافرشان احمد با سالها تخریب آنتیایکس شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت یازده ماه با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر علی و همسفر فاطمه سفر کردند در حال حاضر به مدت ۱۱ سال و ۲ماه است که به لطف خدا و دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر در کنگره فوتبال و شنا و رشته ورزشی همسفر در کنگره بسکتبال است. همسفر آرزو در جایگاههای، خدمت نشریات، خدمت سایت زمانی که خدمت مقدس راهنمایی را داشتند، خدمت خزانه داری، دو دوره نگهبانی بسکتبال، دبیری و ورزشبانی بسکتبال، ورزشبانی و دبیری شنا خدمت کردهاند.
به نظر شما کسی که بیشتر تلاش میکند و بیشتر خدمت میکند با کسی که در مسیر آموزش حرکت نمیکند یکی است؟
دستورجلسه امروز همانطور که میدانید عدالت است قطعاً اینها نمیتوانند چه در جهان هستی و چه در کنگره یکی باشند، سوالی که کنگره مطرح میکند آیا همه افراد با هم برابر هستند؟ قطعاً جواب سوال خیر است؛ چون آیه شریفه هست که میگوید «لیس لاانسان الا ما سعی» انسان به اندازه آن سعی و تلاشی که میکند در آن جایگاه قرار میگیرد. هیچ چیز برای انسان نیست جز سعی و تلاش خودش، هر چه بکاریم، هر بذری که بکاریم بدی باشد یا نیکی، همان را برداشت میکنیم، اگر گندم بکاریم گندم و حنظل بکاریم حنظل برداشت میکنیم و کسانی که نکاشته میخواهند چیزی را درو کنند کسانی هستند که دم از بیعدالتی و نابرابری میزنند، در صورتی که هیچ نگاهی به خودشان نمیکنند، چه کارهایی را انجام دادهاند و چه عملی را انجام دادهاند و چه دسترنجی از خودشان به جا گذاشتهاند که الان توقع این را دارند که جایگاه خوبی را حتماً باید داشته باشند؛ قطعاً این افراد کسانی هستند که از زندگی خودشان ناراضی هستند و دیگران را مقصر میدانند و عدالت خداوند را زیر سوال میبرند، همیشه از زندگی شاکی هستند از خداوند، چرا که نکاشتهاند چیزی هم به دست نمیآورند برای همین فکر میکنند، جایگاهشان این نیست و فکر میکنند که از دیگران عقب ماندهاند. ما هیچوقت در زندگی نه از دیگران جلوتریم و نه از دیگران عقبتریم جایی هستیم که باید باشیم. معنی عدالت این است که هر چیزی در جایگاه خودش باشد. من هیچوقت نمیتوانم کاری که انجام ندادهام ثمرهاش را ببینم و یک چیزی که ما همیشه اشتباه میکنیم این است که عدالت و برابری را یکسان میبینیم که هیچوقت این نیست و فکر میکنیم که همه باید نقطه شروع یکسانی داشته باشند و صورپنهان انسانها را نادیده میگیریم، ما وجودمان و حضورمان از تولد تا مرگ نیست، روزی داریم به اسم روز ازل و حتی قبلتر از آن هم وجود داشتیم و وقتی که وارد این دنیا میشویم فقط از تولد تا مرگ را میبینیم، برای همین هر پیشآمدی که سر راهمان است را محدود به همین دوره میدانیم و میگوییم که این عدالت نیست و اگر از صورپنهان خبر داشته باشیم این قضیه را بولد نمیکنیم که چرا من در این جایگاه هستم و نباید باشم این بیعدالتی است.
از دیدگاه شما عدالت در کنگره به چه صورت توصیف و اجرا میشود؟
تعریف عدالت را گفتیم که هر چیزی در جایگاه خودش باشد. من چه موقع میتوانم در کنگره به عدالت برسم؟ ما در آرم کنگره۶۰ داریم معرفت، عمل سالم و عدالت، پیش نیاز من که میخواهم به عدالت برسم همان تعادلی است که مد نظر کنگره است، من باید اول معرفت پیدا کنم معرفت یعنی شناخت و آگاهی، یعنی دانایی کسب کنم که مثلث دانایی ما هم آموزش، تفکر، تجربه و بعد عمل سالم را انجام بدهم. عمل سالم عملی است که به خیر ختم میشود هیچوقت نمیگوییم عمل نیک میگوییم عمل سالم، عمل نیک با عمل سالم خیلی فرق میکند به گفته آقای مهندس عمل سالم آن چیزی است که به خیر ختم میشود و در نهایت به همان عدالتی که مد نظر کنگره است میرسیم یعنی چه؟ در کتاب ۱۴مقاله آقای مهندس میفرمایند: درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان، اینکه نهایت ما میآییم آموزش میبینیم تا به آن تعادل برسیم یعنی مد نظر کنگره درمان هم نیست، حالا اگر من بخواهم به درمان برسم باید این سه پارامتر را اجرا کرده باشم که همان مثلث درمان است که میگوید جسم، روان و جهانبینی، این برای اینکه به درمان برسم تا حدودی کافی است؛ اما برای اینکه به تعادل برسم کافی نیست در صورتی من میتوانم به تعادل برسم که مثلث دانایی خود را رشد داده باشم همه اضلاعش در یک جهت رشد کرده باشند نه یکی کمتر و نه یکی بیشتر، وقتی دانایی من رشد میکند آن تعادل را برای من رقم میزند من کمکم به تکامل عقل میرسم، تکامل عقل یعنی چه؟ یعنی اینکه من پیچیدهترین مسائل زندگی خود را حل کنم. مثلث دانایی من چه زمانی رشد میکند زمانی که من هر سه ضلع را به موازات هم با برابری همدیگر پیش ببرم اگر فقط روی ضلع آموزش خودم پیش بروم به قول استاد امین فقط روی تفکر خودم پیش بروم و ضلع آموزش را نادیده بگیرم و آن منیت و غرور من اجازه ندهد که حالا بیایم و بنشینم به صحبتهای استادم گوش بدهم و به دانایی من اضافه شود اگر که ضلع تجربه را نادیده بگیرم همان بستری که برای من در کنگره فراهم شده فقط جهانبینی نیست من باید بتوانم از انواع نوشیدنیهای کنگره استفاده کنم، استفاده کردن از فضا و محیط پارک که آن هم به نوعی دارد به جسم من کمک میکند و فقط بیایم روی یک مسئله مثلاً تفکر کردن پیش بروم یا آموزش دیدن پیش بروم و ضلع دیگر را قربانی کنم به نتیجه لازم نمیرسم، قطعاً در تکامل عقل من خلل ایجاد میشود و آن تعادلی که باید داشته باشم ندارم، در نهایت حال خوشی ندارم اکثر افراد میگویند ما که به موقع میآییم، ما که سیدیهای خود را مینویسیم؛ ولی این وسط یک جایی پایش دارد میلنگد و باید فرد برود بگردد و اشکال کارش را در این مثلث دانایی پیدا کند، چرا که نقطه مقابلش مثلث جهالت است و آقای مهندس اول هر سیدی میفرمایند: پناه میبریم از بزرگترین دشمن خودمان که جهل و نادانی خودمان است و ما هر کدام قبل از ورود به کنگره جهالتمان بود که باعث میشد مشکلات را به وجود بیاوریم، با دستان خودمان و آن جایگاه و عدالت که در کائنات قطعاً برای ما رقم میخورد به واسطه جهالت و عملکرد خودمان و الان آمدیم در کنگره۶۰ واقعاً تغییرش بدهیم، اگر میخواهم زندگی من به سمت تعادل پیش برود، باید و حتماً الزام است که من هر سه پارامتر را اجرا کنم اگر یک کدام از آنها را نادیده بگیرم یا بگویم اصلاً مهم نیست این کار را هم نکردم اشکالی ندارد، قطعاً در حال خوش من تأثیر میگذارد.
جمله معروفی که در کنگره است «هر کس به این سرا آمد نانش دهید و از ایمانش نپرسید» بیانگر چیست؟
اینکه همه انسانها درمانشان نقطه شروعشان در کنگره یکسان است، یعنی که همه ما نقطه مشترکی داریم آمدیم اعتیادمان را درمان کنیم حالا چه همسفر باشد چه مسافر، کاری نداریم که طرف چه شغل و منصبی دارد و در اجتماع چه کاره است، هر کس اینجا وارد میشود بهخاطر درمان اعتیاد خودش وارد میشود و ما آن بستر مناسب را در کنگره در اختیارش قرار میدهیم بستر مناسب یعنی چه؟ یعنی همه آموزشها برای همه یکسان است نوشتن سیدی و حتی دیدهبانان که مراتب بالای جایگاه خدمتی را دارند هم باید سیدی بنویسند و سیدیهایشان امضاء شود، OT برای همه یکسان است، صندلی آبی و زرد رنگ برای همه یکسان است جلسات کارگاه برای همه در یک ساعت خاصی شروع میشود کنگره حول و محور دیگران نمیچرخد ما باید حول و محور کنگره بچرخیم و خود را با آن تطبیق بدهیم به خاطر همین تمام قوانین شرایط و حرمتهایی که برای کنگره است برای همه یکسان است و هر کس که پیروی کند قطعاً به درمان میرسد و کسی که رعایت نکند هیچ درمانی هم برایش حاصل نمیشود، در نهایت عدالت هم برای او اجرا نخواهد شد. مشروط بر این است که تمامی قوانین را رعایت کند و فرمانبرداری کند گوش به فرمان باشد تا انشاالله عدالتی که برای درمانش است را به اجرا در بیاورد.
خدمتی که ما انجام میدهیم آیا لازم است همه بدانند یا فقط به قول معروف «خدا بداند و رنج دست» کافی است؟
همیشه یادم میآید از بزرگان، پیشکسوتها و از راهنمای بزرگوارم شنيدم که میگفتند: خدمتی ارزشمند است که چراغ خاموش باشد خدمتی که کسی از آن مطلع نباشد گاهی ما انسانها نیاز به دیده شدن داریم گاهی اوقات نیاز به تأیید شدن داریم گاهی وقتها نیاز داریم که تشویق بشویم و این تأیید سوخت و انرژی میشود برای ادامه راهمان، اما اگر فقط این باشد و تأیید راهنما باشد و اینکه فکر کنم دیگران در مورد من چه فکری میکنند من نمیتوانم آن نتیجه لازم را بگیرم من خدمت میکنم تا گرههای درونی خود را پیدا کنم، من خدمت میکنم تا آن حال خوش را بدست بیاورم؛ چون ما اعتقاد داریم انسان زمانی که تزکیه و پالایش را انجام میدهد ضدارزشها را تبدیل به ارزشها میکند، گرهها را پیدا میکند، خوب قاعدتاً حالش خوب میشود. مثل این است که تو یک بیماری داشته باشی که وقتی دکتر میروی نسخه مورد نظر را گرفتی حالت روز به روز بهتر شود و خدمت کردن برای یک کنگرهای همین حالت را دارد؛ اما اگر یک نفر به خاطر دیده شدن و نگاه راهنمایش قطعاً آن حال خوش را به دست نمیآورد، از کسانی شنیده که خدمت کنی حالت خوب میشود؛ ولی قانون آن را رعایت نکرده است و دنبال تأیید شدن و تأیید دیگران است حال خوش هم برایش حاصل نمیشود به نظر من یک کنگرهای کار خودش را به نحو احسنت با معرفت و عمل سالم انجام بدهد آنجاست که نتیجه مورد نظر را بدست میآورد.
کلام آخر:
و در آخر اینکه یادم باشد برای چه پا به کنگره گذاشتم و چه رنج و سختیهایی قبل از کنگره کشیدم استاد امین در جزوه جهانبینی میفرمایند: وقتی به نقطهای از دانایی برسیم یعنی تشخیص درست ماهیت خواستهها در هر رنگ و هر لباسی و این مهمترین قضیه است که ما میتوانیم در کنگره به آن برسیم وقتی من به تمرکز لازم برسم وارد حاشیهها نمیشوم وارد این که عدالت خدواند را زیر سوال ببرم نمیشوم، چون گفتیم پارامتری که باید روی آن تمرکز داشته باشم شناخت و آگاهی است وقتی من به آگاهی و شناخت برسم میتوانم به آن تعادل لازم برسم. معرفت و شناخت هم رشد دادن مثلث دانایی است که من باید خیلی در کنگره حواسم به آن باشد. انشاالله که من هم بتوانم و اذن و اجازه به من داده شود که در کنگره خدمتگزار باشم چرا که خدمت کردن به دیگران خدمت کردن به خود است و همچنان شاگردی کنم و فرمانبردار در کنگره باقی بمانم.
مصاحبه کننده: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
طراحان سوال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)، همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم) و همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست و یکم)
ویرایش و ارسال: راهنما تازهواردین همسفر زینب (دبیر دوم سایت)
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
197