English Version
This Site Is Available In English

عدالت میوه‌ی عمل سالم است

عدالت میوه‌ی عمل سالم است

سلام دوستان احسان هستم مسافر ویلیام
امیدوارم که از تعطیلات به خوبی استفاده کرده باشید خودم به مسافرت رفتم و همیشه گفته ام حس من، افراد گروه من را مشخص می‌کند. دستور جلسه عدالت است و من روزی مصرف کننده هروئین بودم تمامی دوستان من مصرف کننده هروئین بودند یک رفیق سالم نداشتم یعنی آنقدر دور و بر من هروئینی وجود داشت که می‌گفتم مگر می‌شود غیر از انسان هروئینی در هستی کسی وجود داشته باشد و زمانی که مشروب مصرف می کردم می‌گفتم همه مشروب خور هستند الان با هم جمع شده به مسافرت رفته بودیم به غیر از همسر من  آن ده نفر حتی سیگار هم نمی‌کشیدند من به کسی نگفته بودم که اگر سیگاری هستی همراه ما نباش اما این حس من است که تعیین می‌کند افراد دور و بر من چه کسانی باشند دستور جلسه امروز عدالت است و ما چه تصوری از کلمه عدالت داریم؟  «برابری» عدالت را به معنا و مفهوم برادری، برابری می‌دانیم یعنی به زبان ساده من باید با دوستانم و با سایرین برابر باشم و همیشه تنها شکایت یا کفری که می‌گفتم این بود که چرا با دیگران برابر نیستم چرا مثلاً لکسوس ندارم، چرا شهرضا به دنیا آمدم و  چرا مثلاً پاریس به دنیا نیامدم. همیشه بچه که بودم این را مد نظر قرار می‌دادم و در بچگی می‌گفتم اگر روز حساب و کتابی پیش بیاید پیش خدا می‌روم و می‌گویم: تو که پشت میز هستی مرا در پاریس به دنیا می‌آوردی تا به تو می‌گفتم. و این تصور بچگی من بود که آنجا من پسر انیشتین می‌شدم نه شخصی که معتاد و مصرف کننده باشد حالا یک خط پایین یا بالا تعریفی که در ذهن ما از عدالت و برابری بوده این بود. کنگره به ما می‌گوید بشکافید آنچه شکافتنی نیست. کنگره چه علوم انسانی چه علوم پزشکی چه سایر علوم را برای ما شکافته است و این تغییرات که کنگره در تعریف این علوم وارد کرده است باعث شده تا تعریف ما از بسیاری کلمات تغییر یابد. تعریف من از عدالت یعنی برابری بود و کنگره با شکافتن‌هایی که به وجود آورد از مرحله‌ای برای من تعریف کرد که چشم و گوشت در کنگره باید بجنبد. جایی می‌بینی مثلثی به نام معرفت عمل سالم و عدالت وجود دارد و جای دیگر مثلثی دیگر و تعاریف جدیدی از کلمات که ما تا دیروز نوع دیگری برداشت می‌کردیم. کنگره می‌گوید «معرفت، عمل سالم و عدالت » و من همیشه می‌گویم عدالت یک میوه است و معرفت چیزی است که توسط رب، مربی، هستی و آموزگار به من داده می‌شود. معرفت چیزی است که در تقدیر ماست معرفت چیزی است که به من می‌دهند معرفت کسب کردنی نیست و معرفت گرفتنی است. حال به طور مثال باید در لژیون سیگار یک مربی باشد چیزی را بگوید یک رهجویی باشد آن را پذیرفته و مطلبی هم برای گفتن وجود داشته باشد. این کل معرفت می شود معرفت یعنی آگاهی، دانایی هشت سال پیش از کجا می‌دانستم شخصی به نام دژاکام وجود دارد که این متد درمانی را در اختیار من بگذارد؟ پس به همین خاطر می‌گویم معرفت یعنی جبر، یعنی شخصی باید انتخاب شده سپس  این معرفت به او داده شود و پس معرفت دادنی است، معرفت را می‌دهند و عمل سالم نقطه‌ای است که مرا در جهت انجام معرفت قرار می‌دهد عمل سالم آنجا خودش را نشان می‌دهد که می‌گویند از امشب سیگار قطع و مصرف آدامس آغاز شود عمل سالم آنجا مشخص می‌شود. معرفت به تو می‌گوید سرنگ را به مقدار لازم بکش و تو یک خط بالا یا پایین‌تر می‌خواهی بکشی یک خط اوتی یک خط زندگی خودت است کسی که هنگام خوردن اوتی هنگام قطع مصرف سیگار از یک نخ سیگار خودش نتواند بگذرد یعنی از پس زندگی خودش هم نمی‌تواند بربیاید. پس معرفت فقط در عمل سالم است و هیچ شخصی هم از انجام عمل من مطلع نمی‌شو و عدالت میوه عمل سالم است. دیروز هنگام رهایی یکی از بچه‌ها پیش خود می‌گفتم الان که عدالت در مورد این شخص اجرا می‌شود هیچ ربطی به ساعت و زمان و مکان ندارد. آنجا عدالت بر او جاری می‌شود و کیفیت عمل سالم او مشخص می‌شود پس عدالت چیزی است که بر من و تو جاری می‌شود حالا در سفر، در محل کار، در همسایه ما هست و دکتر امین می‌گویند: چشمه باید از خودش آب داشته باشد چشمه‌ای پایین کوه در حال جوشیدن و چشمه‌ای بالای کوه می‌جوشد. هیچ فرقی بین این دو نیست و حالا عدالت، آیا همه با هم برابرند همه با هم  نسبت به کارهایی که انجام می‌دهند برابرند و اصلاً عدالت یعنی جاری شدن حکم.از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

تایپ: مسافر مهرداد لژیون هفتم
ویرایش و ارسال: مسافر حسن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .