راهنما همسفر فاطمه در مقاله خود نوشتند:
عدالت مفهومی است که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در آموزشهای کنگره۶۰، یاد میگیریم نگاه عمیقتری به آن داشته باشیم. بخش زیادی از قضاوتهای ما درباره زندگی، آدمها و حتی خداوند، به برداشت ما از عدالت برمیگردد. گاهی وقتی اتفاقی برخلاف میل ما پیش میآید، احساس میکنیم در حق ما بیعدالتی شده و حتی از خداوند گله میکنیم؛ درحالیکه آنچه میبینیم، همه داستان نیست.
زندگی، کتابی با صفحات بیشمار است و تولد تا مرگ تنها یک صفحه از آن را شامل میشود. صفحات قبل مربوط به پیشینهای است که ما از آن آگاهی کامل نداریم. بنابراین قضاوت زود هنگام درباره اتفاقات یا حتی عدالت خداوند، بدون دانستن تمام داستان، میتواند گمراهکننده باشد. همانطور که در داستان حضرت موسی و خضر هم میبینیم که موسی درظاهرِ اتفاقات چیزهایی میدید که برایش قابل قبول نبود،از «سوراخ کردن کشتی تا کشته شدن یک نوجوان» اما در پایان مشخص شد پشت هر اتفاق دلیلی وجود داشته که موسی از آن آگاه نبوده، این داستان به ما می آموزد که دانستههای ما محدود است و قبل از قضاوت کمی صبر کنیم، ممکن است حقیقت و حکمتی پشت ماجرا باشد که ما از آن بیخبر هستیم.
بخشی از شرایط امروز ما به گذشته و تقدیر مربوط است، اما تفکرات و انتخابهای امروز، صفحات آینده را میسازند. انسان اختیار دارد و مسئول انتخابهای خودش است، بنابراین هر سختی را نباید مجازات یا بیعدالتی دانست؛ گاهی سختی، نتیجه عملکرد گذشته و گاهی مرحلهای برای آموزش و رشد ما است.
اما آیا در کنگره۶۰، همه افراد با هم برابرند؟ پاسخ هم بله است و هم خیر! همه انسانها از نظر ارزش انسانی، حق آموزش و امکانات، محترم و برابرند؛ اما آیا جایگاه و نتیجه حرکت همه یکسان است؟ قرآن کریم میفرماید: «آیا کسانیکه میدانند با آن دسته که نمیدانند برابرند؟» در کنگره نیز جایگاه از بالا به فرد داده نمیشود؛ بلکه با خواست، تلاش، فرمانبرداری، رعایت حرمتها و خدمت ساخته میشود. بنابراین ممکن است دو نفر همزمان وارد کنگره۶۰، شوند، اما بعد از مدتی در دو جایگاه متفاوت قرار بگیرند و این تفاوت، عین عدالت است؛ چون نتیجه تفاوت در خواسته و حرکت آنهاست. اینجاست که مثلث عدالت، معرفت و عمل سالم معنا پیدا میکند.برای اجرای عدالت ابتدا به معرفت، یعنی شناخت درست، نیاز داریم چون اگر شناخت و آگاهی نداشته باشم ممکن است حتی با نیت خوب، کاری انجام بدهم که نتیجه سالمی نداشته باشد، بنابراین معرفت باید به عمل سالم تبدیل شود تاعدالت پدیدار شود.
از طرفی عدالت در رابطه با دیگران بدون انصاف کامل نمیشود؛ یعنی همانطور که حقوق و جایگاه خود را محترم میدانیم، حقوق و جایگاه دیگران را هم محترم بشماریم. بارها دیدهایم که خواسته و حرکت یک رهجو چقدر درنتیجهی عملکرد او تأثیر دارد. شخصی که خواسته قوی دارد و تشنه آموزش است، برای جلسات ارزش قائل میشود و ثابتقدم میماند. به قول استاد امین، حضور در جلسات توفیق میخواهد؛ اما وقتی خواست واقعی و درونی وجود داشته باشد، انسان حرکت میکند و خداوند هم توفیق حضور میدهد.
گاهی برای حضور در کنگره،نوشتن سی دی و.. بهانه میآوریم، در حالی که شاید لازم باشد از خودمان بپرسیم: «اولویت واقعی من چیست؟» وقتی اولویتها را درست بشناسیم و به این باور رسیده باشیم که نیاز واقعی ما در جلسات و لژیون است دیگر دنبال توجیه و بهانه تراشی نیستیم به عبارتی اجازه نمیدهیم نفس اماره ما را از مسیر دور کند. در نهایت، هیچکس نمیداند در کتاب بزرگ هستی در کدام صفحه قرار دارد. این داستان از روز ازل آغاز شده و تا بینهایت ادامه دارد. پس بهتر است کمی واقع بینانهتر نگاه کنیم، گذشته را بپذیریم و از آن درس بگیریم، مسئولیت امروزمان را بپذیریم و با انتخابهای درست، بذرهای خوبی برای آینده بکاریم وتلاش کنیم صفحات بعدی را بهتر بنویسیم.
منابع:
برگرفته از کلام الله، سیدیهای عدالت و عدالت در کنگره 60، سیدیهای استاد امین و دستور جلسات هفتگی کنگره۶۰
ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
101