عدالت، بدونِ عمل سالم، کلمهای توخالی است و معرفت، بیآن، چراغی بینور. اگر در مسیر، خطا کنم و اذعان، عدالت با من مدارا میکند، اما اگر عمداً بیراهه روم، همان عدالت مرا به جایگاهِ حقیقتم بازمیگرداند
سلام دوستان مسعود هستم، یک مسافر با سابقهٔ مصرف آنتیایکس تریاک و شیره وارد کنگره ۶۰ شدم، مدت سفرم ده ماه و دوازده روز است، راهنمای من آقای محمود با فنده هستند، ورزش والیبال و شنا را دوست دارم، مدت رهایی از مواد حدود دوازده سال و از نیکوتین با راهنمایی آقای جزایری حدود نه سال است.
آیا عدالت به این معناست که همه افراد در کنگره باید دقیقاً شرایط و جایگاه یکسانی داشته باشند؟
واژهٔ عدالت برای من، مسعود، همیشه یک واژهٔ چالشبرانگیز بود؛ بهویژه در دوران قبل از کنگره. اگر بخواهم تعریف خودم را از عدالت بگویم، آن را «قرار گرفتن هر انسانی در جایگاه خودش بر اساس ارزشها و اعمالی که انجام داده» معنا میکنم. بعضی افراد ممکن است عدالت را فقط در منفعت شخصی خود ببینند که معمولاً این افراد از دانایی کمتری برخوردارند و هرچه به سودشان باشد را عدالت و هرچه به ضررشان باشد را بیعدالتی تلقی کنند. قبل از کنگره، من واقعاً با واژهٔ عدالت مشکل داشتم و حتی با خود خدا درگیر بودم که چطور در قرآن به صراحت فرموده «بین بندگانم به عدالت رفتار میکنم»؟ برای من این سوال مطرح بود که چطور عدالتی است که من در کورترین و دورترین نقطهٔ زمین به دنیا بیایم، از کمترین امکانات مثل جاده، بیمارستان و مدرسهٔ مناسب برخوردار نباشم، اما شخص دیگری در بهترین شرایط زندگی در اروپا، تهران یا مشهد بزرگ شود. این سوالات ذهنم را مشغول کرده بود و پاسخی برایشان نداشتم تا زمانی که به کنگره رسیدم و پاسخ قانعکنندهام را در آنجا یافتم.
اگر همه در کنگره با هم برابرند، چرا جایگاه و مسئولیتها متفاوت است؟
در پاسخ باید گفت که اصل عدالت بر اساس اعمال انسان تعیین میشود. همهٔ ما در بدو ورود به کنگره، پشت درِ کنگره از یک عدالت یکسان برخورداریم، اما وقتی وارد میشویم و روی صندلی مینشینیم، این اعمال من است که جایگاهم را تعیین میکند. یک سفر اولیِ پرتلاش به درمان میرسد، ولی سفر اولیِ کمتلاش، کمتحرک یا اهل فرار از مسئولیت، قطعاً به درمان نخواهد رسید. پس همیشه جایگاه انسان بر اساس ارزش و اعمالش شناخته میشود. یک تازهوارد نه با قوانین آشناست، نه راهکارها را میداند و نه آموزشهای لازم را دیده است تا بتوان او را در یک مسئولیت سنگین با راهنما یا مرزبان یکسان دید.
آیا تفاوت بین یک تازهوارد و یک مسافر قدیمی یا راهنما، با مفهوم عدالت در تضاد نیست؟
پاسخ این است که تفاوت بین یک تازهوارد و یک مسافر قدیمی یا راهنما، نه تنها با عدالت در تضاد نیست، بلکه عین عدالت است. همانطور که در قرآن آمده: «انسان چیزی نیست مگر سعی و تلاش او». هر چقدر تلاش من بیشتر باشد، به همان اندازه جایگاه بالاتری کسب خواهم کرد، چه در کنگره، چه در خارج از آن. مثلاً یکی از دوستان همکلاسی دوران دبیرستانم، به عنوان یک کارگر ساده وارد یک شرکت شد و بعد از حدود هشت یا نه سال، با تلاش فراوان، همزمان کار و تحصیل، توانست مدارج بالای علمی را طی کند و در نهایت به مدیرعاملی آن مجموعه برسد؛ در حالی که خیلی از همکارانش که در یک روز با او وارد شده بودند، به آن جایگاه نرسیدند.
در کنگره شصت، عدالت چگونه با عمل سالم و پذیرش مسئولیت ارتباط پیدا میکند؟
عدالت کاملاً به عمل سالم وابسته است. ما در کنگره یک مثلث داریم که لوگوی آن است: عدالت، معرفت و عمل سالم. در کسانی که عمل سالم انجام میدهند، میتوانیم معرفت را هم لحاظ کنیم. اما اگر کسی در کنگره عمل سالم انجام ندهد، معرفت برای او کاربرد ندارد. به عنوان مثال، من اگر در جایگاه مسئول یا خدمتگزار باشم و اشتباهی مرتکب شوم و به آن اذعان کنم، معرفت در مورد من صادق است. اما اگر کسی عمداً راه را اشتباه برود، بهکار بردن معرفت برای او نه تنها مفید نیست، بلکه معکوس جواب میدهد و عدالت باید در مورد او جاری شود.
اگر دو نفر فرصت یکسانی داشته باشند، ولی یکی بیشتر تلاش کند و خدمت بیشتری ارائه دهد، آیا نتیجه و جایگاه متفاوتِ این دو، بیعدالتی است یا عدالت؟
برای پاسخ، مثال عینی خودم را میآورم. سال نود و دو وارد کنگره شدم و احساس کردم صرفِ ورود یعنی درمان انجام شده؛ در حالی که دوستان دیگری هم بودند که همزمان با من وارد شدند و همه پرتلاش بودند، اما من تلاش نمیکردم و فقط دوست داشتم نتیجه بگیرم. این طرز فکر کاملاً اشتباه بود و بعد از مدتی خودم از کنگره رفتم. وقتی برگشتم، فهمیدم که «مزد آن گرفت که جان برادر کار کرد». بار دوم، با تلاش سه، چهار ماهه، هم سفر اولیِ منظمی داشتم و هم به سفر دوم رسیدم. استاد امین در یکی از سیدیها فرمودند که اگر کسی قرار است درمان شود، باید تمام اصول و چارچوب کنگره را دقیقاً رعایت کند.

من در سفر اول دوست داشتم قوانین را اجرا نکنم و در بینظمی دوران مصرف باقی بمانم، اما نتیجه بگیرم که این خلاف قوانین اصلی بود. در سفر دوم، جملهای از استادان به یاد دارم که گفتند: اگر میخواهیم سفر دومیِ خوب، درمانشده و حرکتکننده به سمت تکامل و تعادل داشته باشیم، باید اندازهٔ ده سفر اولیه تلاش کنیم. این نیست که با رسیدن به سفر دوم، راحت شویم و مثلاً سیدی ننویسیم؛ این برگشت به عقب است. من ندیدم کسی در سفر دوم سیدی ننویسد یا سیگار بکشد و حالش خوب باشد و برگشت به عقب نداشته باشد. برادر خودم مثال عینی این موضوع است؛ او بعد از شش سال رهایی، به خاطر درمان نکردن سیگار، دو بار به مواد برگشت و الان دوباره در سفر است. امیدوارم این بار بتواند همزمان سیگارش را هم درمان کند، چون درمان واقعی مواد با درمان کامل سیگار کامل میشود.
در پایان اگر مطلبی مد نظر شما هست بفرمائید.
در پایان، از صمیم قلب سپاسگزارم از سیستم کنگره شصت، به ویژه آقای مهندس استاد امین و خانوادهٔ بزرگوارشان، و همچنین استاد ارجمندم آقای محمود با فنده، راهنمای درمانم که از همین جا به ایشان سلام میرسانم. از راهنمای درمان سیگارم هم تشکر میکنم؛ با اینکه مدت زیادی در خدمتشان نبودم، اما آموزشهایشان بسیار کارآمد بود و خوشبختانه چند هفته پیش توانستم به عنوان راهنمای سیگار نیز قبول شوم. و در نهایت از شما که با حوصله گوش دادید و وقتتان را در اختیار من قرار دادید، بینهایت متشکرم.
مرزبان خبری: مسافر مهدی
مصاحبه: مسافر مرتضی لژیون یکم
عکس و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم
سایت شعبه غزالی
- تعداد بازدید از این مطلب :
75