عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟
کلمه «عدالت» ریشه در «عدل» دارد؛ به معنای حق به حقدار رسیدن. هر کاری که انجام بدهیم، نتیجه آن را میبینیم. انسان هر چه را که برای خود میخواهد، بایستی برای دیگران نیز بخواهد. من چیزی را درو میکنم که در گذشته آن را کاشتهام.
عدالت برای من به معنی یکسان و برابر بودن بود. فکر میکردم اگر در حق کسی ظلمی واقع شده یا انسانی خوب است، چرا عدالت برای آنها اجرا نشده است؟ در کنگره آموختم هر کس در هر جای دنیا که قرار دارد، عین عدالت خداست. شاید این جمله در ابتدا سخت به نظر برسد، ولی وقتی به اعمال و رفتار خود نگاه میکنم، میبینم خیلی هم بیمنطق نیست. باید پذیرفت که در هر جایگاهی که بودهام و اکنون هستم، عین عدالت میباشد.
عدالت خدا در این نیست که به همه افراد، داراییهای جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی یکسان بدهد. زمانی که خدا نعمتی را به کسی میدهد و همان نعمت را از فرد دیگری دریغ میکند، به این معنا نیست که نفر اول را گرامی داشته و فرد دوم را خوار کرده است. بلاها و نعمتها، هر دو وسیله امتحان هستند. اتفاقاً امتحان شدن با نعمت، بسیار سختتر از آزمایش شدن با مصیبت و بلاست.
رحمتها و کمالات زیاد در هر زمینهای، حکم اتومبیل آخرین سیستم را دارد؛ اگر راننده روش استفاده از این ماشین را بلد نباشد، خود و اطرافیانش را نابود میکند.
درست است که انسانها از نظر نعمتها و کمالات دنیوی وضعیت یکسانی ندارند؛ اما این موضوع عدالت خدا را زیر سؤال نمیبرد؛ زیرا خداوند از هر کس به اندازه بضاعتش توقع دارد. البته این موضوع بهانهای برای دست روی دست گذاشتن و تنبلی نیست. همه ما موظفیم برای بهبود شرایط زندگی خود، چه در عرصه مادی و چه معنوی، تلاش کنیم؛ اما نباید برای رسیدن به خدا، خود را جای دیگران قرار دهیم و از نعمتهای آنها برخوردار باشیم.
خداوند برای هر کس به تناسب موقعیتی که در آن قرار دارد، شرایط رشد و تقرب را فراهم میکند. تنها کاری که ما باید انجام بدهیم این است که به برنامهریزی خدا اعتماد کنیم و هر جا هستیم، وظایفمان را به درستی انجام دهیم. آنچه مهم است، برابری ما در بُعد فوق عقل است که خوشبختانه همه افراد در این زمینه با هم برابرند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد.
در کنگره۶۰ قوانین زندگی را به خوبی آموزش میدهند. در مورد کوچکترین موضوع تا بزرگترین موضوع، همه چیز به خود من برمیگردد. اگر قرار باشد با خواندن مطالب، باز هم همان آدم قبل باشم، جایگاه خود را از این پایینتر میآورم. با تزکیه، پالایش و فرمانبردار بودن، معنای حقیقی این مطالب را درک خواهم کرد.
در بدو ورود، همه در کنگره برابرند و با افراد یک نوع رفتار میشود. وقتی شروع به سفر میکنند، برحسب تلاشهایی که دارند، جایگاه خود را تغییر میدهند. دیدهایم که چه انسانهای کارتنخوابی وارد کنگره شدهاند و اکنون به چه حال خوب و زندگی خوبی رسیدهاند.
اعتقاد داشتن به آموزشها به انسان خیلی کمک میکند و باعث پیشرفت میشود. انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خود. هر انسانی با توجه به عملکرد و دانایی خود، جایگاهی را برای خویش مهیا میکند.
در کنگره همه جایگاهها با هم متفاوت است؛ سفر اولی با سفر دومی، یک رهجو که فرمانبردار است با شخصی که به حرف راهنما گوش نمیدهد، و فردی که راهنما شده با کسی که هیچ خدمتی نکرده است، همه اینها با هم برابر نیستند.
عدالت در کنگره۶۰ در رأس قرار دارد. من باید تلاش کنم با کسب معرفت و آگاهی، بتوانم به عمل سالم برسم و در آخر به عدالت برسم. اگر بتوانم ظاهر و باطن خود را یکی کنم، حتما به عدالت میرسم.
باشد که در مسیر کنگره ثابتقدم باشم و قدردان این مکان و مسیر بمانم.
نویسنده: همسفر مریم، رهجو راهنما همسفر اعظم، رشته ورزشی بدمینتون، کلینیک پاکان
رابط خبری: همسفر مبینا، مرزبان خبری پارک باهنر اراک
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نمایندگی پرستار رشته ورزشی شطرنج نگهبان سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
265