پنجمین جلسه از دوره اول جلسات سردار همسفران نمایندگی یزد به استادی ایجنت همسفر زینب، نگهبانی راهنمای تازهواردین پهلوان همسفر فاطمه، دبیری همسفر فائزه و خزانهداری راهنما همسفر فهیمه با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد..jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را هزارانبار شکر میکنم که یکبار دیگر به من اجازه داد در کنگره حضور داشته باشم و تکتک شما عزیزان را ببینم. امیدوارم تعطیلات به همه شما خوش گذشته باشد و حالتان عالی باشد.
تعطیلات، یادآوری میکند که چقدر به کنگره احتیاج داریم. حس خوبی دارد وقتی دوباره کنار هم جمع میشویم، چهرههای همدیگر را میبینیم، یکدیگر را در آغوش میگیریم و حسهایمان را با هم به اشتراک میگذاریم.
در مورد دستور جلسه، موضوع بسیار جالبی پیش آمده است. دستور جلسه کلمه عدالت را مطرح میکند و بلافاصله سؤالی را در ذهن ما ایجاد میکند: آیا در کنگره همه با یکدیگر برابر هستند؟ این موضوع ما را به همان وادی اول برمیگرداند؛ یعنی قبل از هر کاری، درست فکر کنیم و ببینیم به نتیجهای میرسیم.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، بهیاد میآورم اولینبار که وارد کنگره شدم، هیچکس از من نپرسید تحصیلات و درآمدت چقدر است؟ شغل داری یا نه؟ هیچکس جدا از دیگری نبود. صندلیها برای همه یکسان بود؛ حتی راهنما هم در کنار ما مینشست، خودمان اجازه داریم لژیونمان را انتخاب کنیم و بنشینیم. وقتی وارد کنگره میشویم، هیچ تفاوتی بین افراد وجود ندارد؛ همه رهجو یک لژیون میشوند، همان لژیونی که خود فرد انتخاب کرده است.
در این مرحله تفاوتی بین افراد نیست. فرقی نمیکند تحصیلات فرد دکترا باشد یا مهندسی، قرار نیست کسی را بیشتر تحویل بگیرند یا به او اهمیت بیشتری بدهند.
وقتی وارد لژیون میشویم، این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم مسیرمان چگونه باشد و با ما چگونه رفتار شود. با ورود به لژیون، آموزشها، فایلهای صوتی و صحبتهای استاد برای همه یکسان است. اگر استاد کتابی را تدریس کند یا یک فایل صوتی را توضیح دهد برای همه یکسان است؛ قرار نیست برای یکی بیشتر و برای دیگری کمتر توضیح دهد.
نکته قابل توجه اینجاست: برداشت هر فرد از آن فایل صوتی متفاوت است. از یک فایل صوتی، ممکن است یک نفر از یک بخش پیام بگیرد و دیگری از بخشی دیگر. زمانیکه راهنما میپرسد: چه چیزی دریافت کردید؟ هرکس یک قسمت متفاوت از فایل صوتی را با خود بهخوبی درک کرده باشد و بسیار جالب است، هر شخصی برداشت متفاوتی دارد، اما باید بدانیم که برداشت متفاوت به اندازه عملکرد فرد اهمیت ندارد. بسیاری از افراد برداشتهای بسیار عمیقی دارند و میتوانند فایل صوتی را به بهترین شکل ممکن توضیح دهند اما زمانیکه نوبت به عملکرد میرسد، کم میآورند.
تفاوت واقعی افراد در کنگره از همینجا شروع میشود: از عملکرد من در لژیونی که در آن هستم و خدمتی که انجام میدهم و از اینکه چقدر آن خدمت را بهدرستی انجام میدهم. عملکرد من زمانی مشخص میشود که با چالشها مواجه میشوم؛ زمانیکه اتفاقی برای انسانها میافتد.
تا زمانیکه من در خانه هستم و در را به روی خودم بستهام و میگویم: من انسان خیلی پاکی هستم، حقیقت مشخص نمیشود. مشخصشدن حقیقت زمانی است که من در جامعهای قرار بگیرم که فساد در آن هست اما من فساد نکنم؛ وقتی در محیطی دزدی وجود دارد اما من دزدی نمیکنم یا وقتی تجسس وجود دارد اما من انجامش نمیدهم.
حرمتها و قوانین کنگره، مسیر درست را به ما نشان میدهند و یاد میدهند که چگونه باید قوانین را رعایت کنیم. وقتی رهجو در لژیون خود قرار میگیرد، باید با صداقت به خودش نگاه کند و به خودش بگوید: آیا من واقعاً به قوانین پایبند هستم؟
از همان روز اول که وارد کنگره میشویم به ما گفته میشود: تجسس، غیبت، ردوبدل شماره تلفن ممنوع و در خارج از کنگره نیز با افراد کنگره، رفتار خانوادگی نداشته باش. تمام این حرمتهایی که برای ما گذاشته شده دقیقاً به نفع خود ماست.
ما میدانیم که وقتی اتفاقی رقم بخورد، دیگر نمیتوان جلوی آن را گرفت، بنابراین؛ در هر جایگاهی که هستیم، باید حرمتها و حریمها را رعایت کنیم. کنگره این بازدارندهها و حریمها را وضع کرده است تا خدایناکرده، ما آسیب نبینیم؛ چراکه ما از جامعه آسیب دیدهایم به اینجا آمدهایم و میخواهیم مسیر درست را پیدا کنیم.
در مسیر کنگره، تنها کسی موفق میشود که به آرامش، جایگاه و حس دلخواهش برسد؛ یعنی کسیکه بتواند قوانین را درست اجرا کند و مسیر صحیح کنگره را در نظر بگیرد. خیلی از افراد قوانین را میدانند اما فقط به این دلیل که میخواهند سریعتر پیش بروند یا چون چیزی با سلیقه شخصیشان همخوانی ندارد، مسیر دیگری را انتخاب میکنند.
نکته جالب اینجاست: اگر با خودمان سختگیر باشیم و تلاش کنیم قوانین کنگره را دقیقاً همانطور که هست اجرا کنیم، آن وقت است که اتفاقات زیبا برای ما رقم میخورد.
بهعنوان مثال، ما میگوییم دوشنبهها هیچ ایرادی ندارد که همسفرها با هم به شعبه بیایند اما حریم و حرمت این حضور باید حفظ شود. اگر احساس کردید که رفتن با یک گروه چندنفره، باعث میشود حریم شخصی شما آسیب ببیند، بهتر است مسیر خودتان را جدا کنید و مسئولیت رفتوآمدتان را خودتان برعهده بگیرید. مثلاً اگر مسافری بهدنبال همسفرش آمد، شما حق ندارید سوار ماشین او شوید.
اگر من به خودم سختگیری کنم و به خودم این اجازه را ندهم که قانون را زیر پا بگذارم و بگویم: این قانون است و من انجامش نمیدهم، در آینده اتفاقات بسیار خوبی برای من خواهد افتاد؛ چون یاد میگیرم که هرکسی را در جایگاه برادر یا پدرم نبینم. هر چند که همه انسانها خوب هستند اما بعضی از آنها ناآگاه هستند؛ همانطور که در کنگره گفته شده: ما انسان بد نداریم، اما انسان ناآگاه زیاد داریم.
چنانچه من قوانین و حرمتهای کنگره را رعایت کنم، جایگاهی که قرار میگیرم عین عدالت است. اگر بخواهم این را به لژیون سردار مرتبط کنم، تمام افرادیکه در لژیون سردار امروز و روزها و هفتهها و ماههای قبل حضور داشتهاند، عین عدالت است که حضور دارند و از آموزشهای لژیون استفاده میکنند؛ زیرا آنها از بسیاری از خواستههای خود که میتوانستند به آنها برسند گذشتهاند تا این مبلغ را صرف ثبتنام و حضور در دانشگاهی دیگر درون مجموعه کنگره بهنام لژیون سردار بشود و در این لژیون بتوانند آموزش ببینند زیرا تمایل داشتند و احساس کردند به آن نیاز دارند این عین عدالت است.
این موضوع مشخصاً به ما آموزش میدهد که بخشندگی را در جای دیگری هم به کار ببریم؛ چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ معنوی. من میتوانم خیلی راحت ببخشم و میتوانم همسرم را بابت تمام بدخلقیهایش ببخشم و اجازه بدهم که اشتباه کند اما خودم دچار اشتباه نشوم.
هرکسی در هر جایگاهی که قرار دارد وظایف خاص خود را دارد. من بهعنوان مادر وظایفی دارم، در نقش همسر وظایف دیگری دارم و همچنین در جایگاه یک راهنما، رهجو یا ایجنت، وظایف متفاوتی دارم. اگر هرکسی در هر جایگاهی که قرار میگیرد، تمام سعی خود را بکند که بهترین خودش باشد، دیگر برایش فرقی نمیکند که دیگران با او چه رفتاری میکنند.
اگر بخواهیم به این سمت برویم که ببینیم کناردستی ما چه کار میکند و بگوییم: چرا او مشارکت نکرد؟ یا چرا فلان کار را انجام نداد؟ درواقع از جایگاه خود پایین آمدهایم و دیگر نمیتوانیم به آن رشد مورد نظر دست پیدا کنیم.
پس چنانچه اتفاقات خوبی در زندگی من میافتد، این عین عدالت است؛ زیرا من برای رسیدن به آن اتفاقات، تلاش میکنم، رنج میکشم و سکوت میکنم.
گاهی اوقات کارهایی را انجام نمیدهم که در جامعه بسیار رایج است. بسیاری از انسانها وقتی با مشکلی مواجه میشوند، واکنشهای مختلفی نشان میدهند اما چون من به کنگره آمدهام و آگاهی من به سطحی رسیده است که میدانم بسیاری از رفتارهای معمول در جامعه لزوماً درست نیستند از آنها پرهیز میکنم.
کار درست، کاری است که به من آرامش بدهد؛ زمانیکه احساس کنم در مسیر درست هستم. وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که بهجای تخریب، کمکم در حال ساختن و درستکردن هستم. روابط من با دیگران بسیار بهتر شده است؛ من که پیش از این حتی نمیتوانستم یک ساعت در جمع خانوادهام بنشینم، اکنون ساعتها در کنارشان مینشینم و بدون هیچ چشمداشتی به آنها محبت میکنم، بدون اینکه احساسم آسیب ببیند یا خراب شود.
من که تا دیروز هیچ دوستی در کنارم نبود چون همیشه فکر میکردم دیگران از من سوءاستفاده میکنند، اکنون احساس میکنم دیگر آن اتفاقها نمیافتد؛ زیرا من برای خودم حریم ایجاد کردهام. من بیش از حد توانم محبت نمیکنم که آن محبت برایم به وظیفه تبدیل شود؛ اما در عین حال، تا جاییکه در توانم هست، کم نمیگذارم. آن مقداری که از توانم خارج است، به خودم اجازه میدهم که استراحت کنم؛ به خودم اجازه میدهم که در جاهایی بگویم: نه، نمیتوانم و اگر بتوانم، بدون توضیح اضافی، این را اعلام میکنم.
همه اینها، چیزهایی است که کنگره به من یاد داده است. اگر امروز به کنگره آمدهام و حالم خوب است، این نیز عین عدالت است اما چنانچه حالم با کنگره خوب نیست، باید برگردم و بررسی کنم که چه زمانی قوانین را زیر پا گذاشتهام و کجاها حرمتها را شکستهام.
ما همیشه عادت کردهایم که بگوییم: فلانی در زندگی من مشکل ایجاد کرده است اما کنگره میگوید: دوربین را بهسمت خودتان برگردانید. هر کجا با مشکلی برخورد کردید از خود بپرسید: من اینجا باید چه کار کنم؟
.jpg)
تایپیست: همسفر مریم.ق رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
150