در سیدی «اکبر»، استاد امین به موضوعی اشاره میکنند که شاید بسیاری از ما در زندگی با آن مواجه بودهایم؛ اینکه همواره به دنبال راهی کوتاه و میانبُر برای رسیدن به خواستهها و اهداف خود هستیم. گاهی تصور میکنیم اگر یک رمز یا کلید خاص را پیدا کنیم، میتوانیم بدون طی کردن مسیر، به نتیجه برسیم؛ گویی در جستوجوی غول چراغ جادویی هستیم که با ظاهر شدن، تمام آرزوهای ما را برآورده کند.
در کنگره۶۰، نمونههای زیادی از تغییر و تحول انسان را میتوان مشاهده کرد. فردی که روزی کارتنخواب بوده، میتواند با قرار گرفتن در مسیر درمان و آموزش، به جایگاهی برسد که از او به عنوان یک پهلوان یاد شود. این تغییر و دگرگونی با کشف متد DST توسط آقای مهندس دژاکام امکانپذیر شده است؛ اما نکته مهم این است که DST صرفاً یک کلمه یا نام یک روش نیست؛ بلکه دانشی است که زمانی میتواند اثرگذار باشد که بهدرستی آموزش داده شود و در مسیر صحیح به اجرا درآید.
برای مثال، اگر کلمات «تخممرغ، سالاد و ترازو» را بارها تکرار کنیم، هیچ تغییری در وضعیت جسمی ما ایجاد نمیشود. دانستن نام یک روش نیز بهتنهایی کافی نیست. آنچه باعث تغییر میشود، حرکت و اجرای صحیح آن روش در طول زمان است.
بنابراین، اگر تصور کنیم یک کلمه، رمز یا فرمول جادویی میتواند بهتنهایی زندگی ما را تغییر دهد، دچار برداشت نادرستی شدهایم. هر رمز زمانی معنا و کارایی پیدا میکند که در جایگاه درست و به شیوه صحیح مورد استفاده قرار گیرد. همانطور که وارد کردن رمز اشتباه برای یک کارت بانکی میتواند باعث مسدود شدن آن شود، استفاده نادرست از یک دانش نیز نهتنها کمکی به ما نمیکند؛ بلکه ممکن است ما را از مسیر اصلی دور کند.
استاد در ادامه، مفهوم «کشف» را مطرح میکنند. کشف یعنی آشکار شدن چیزی که پیش از آن در پس پرده پنهان بوده است. به نظرم یکی از مهمترین نکات این بخش، توجه به ظرفیتها و خوبیهای پنهان انسانهاست. اگر نتوانیم تواناییها و ویژگیهای مثبت دیگران را ببینیم، ممکن است از همان نقطه دچار آسیب شویم.
انسان مانند یک گاوصندوق نیست که تنها با وارد کردن یک رمز صحیح، بلافاصله باز شود. انسان موجودی است که برای رسیدن به تغییر و تعالی، باید مسیر را طی کند. این مسیر نیازمند زمان، آموزش، کسب دانش صحیح و انجام عمل سالم است. در واقع، تغییر واقعی زمانی اتفاق میافتد که دانش از مرحله دانستن عبور کند و به عمل تبدیل شود.
در بخش دیگری از سیدی، استاد به داستان آفرینش انسان اشاره میکنند؛ جایی که خداوند فرمان سجده بر انسان را صادر کرد و همه فرشتگان، بهجز ابلیس، از این فرمان اطاعت کردند. ابلیس به دلیل برتر دانستن خود، گرفتار کبر شد و از فرمان الهی سرپیچی کرد. در این نگاه، اسم اعظم همان فرمان عقل است و عقل نیز از فرّ ایزدی برخوردار است.
این بخش برای من یادآور این موضوع است که یکی از بزرگترین موانع حرکت انسان، «کبر» و خودبرتربینی است. زمانی که انسان خود را برتر از دیگران بداند، دیگر توان دیدن حقیقت و پذیرش آموزش را از دست میدهد. ابلیس ابتدا در برابر فرمان الهی گرفتار این صفت شد و سپس همین ویژگی را به انسان منتقل کرد.
شاید هرکدام از ما در وجود خود رگههایی از کبر داشته باشیم؛ گاهی در قضاوت دیگران، گاهی در نپذیرفتن اشتباه خود و گاهی در این تصور که از دیگران بهتر و آگاهتر هستیم؛ اما همانگونه که انسان میتواند از تاریکی خارج شود، میتواند با تزکیه، پالایش و حرکت در مسیر درست، این صفات را نیز بهتدریج کاهش دهد.
برداشت من از این سیدی این است که برای رسیدن به تغییر، نباید به دنبال یک راه جادویی و میانبُر باشیم. هیچ رمز واحدی وجود ندارد که بدون طی کردن مسیر، ما را به مقصد برساند. تغییر واقعی نیازمند زمان، آموزش، حرکت و عمل سالم است. اگر دانش را درست دریافت کنیم و در جایگاه مناسب به کار ببندیم، میتوانیم بهتدریج ظرفیتهای پنهان خود را کشف کنیم و از مرحلهای که هستیم، به مرحلهای بالاتر برسیم.
در نهایت، شاید بتوان گفت انسان برای رسیدن به روشنایی، بیش از آنکه به دنبال یک رمز جادویی باشد، نیازمند یافتن جایگاه صحیح عقل، آموزش و حرکت در مسیر ارزشهاست؛ مسیری که با گذشت زمان و با پالایش درونی، میتواند انسان را از کبر و خودبرتربینی به سمت فروتنی، تعادل و تعالی هدایت کند.
منبع: سیدی اکبر (استاد امین)
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر حمیده
عکاس: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
28