English Version
This Site Is Available In English

بخشیدن کلید همسویی با عدالت و دریافت جایگاه برتر

بخشیدن کلید همسویی با عدالت و دریافت جایگاه برتر

جلسه چهارم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سهروردی به استادی دنور راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه، نگهبانی پهلوان همسفر مریم و دبیری راهنما همسفر مریم با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم بابت فرصتی دیگر از حیات و نعمت ارزشمند کنگره۶۰ در مسیر زندگی‌ام‌‌‌؛ هچنین شکر بابت توفیق و اجازه‌ حضور در جمع اعضای پر عشق لژیون سردار‌‌‌، ان‌شاءالله سلامت و برقرار باشید و ایام به کامتان باشد. امروز اولین جلسه بعد از تعطیلات است که در کنار هم هستیم و من از این بابت بسیار خرسند و شکرگزارم. امیدوارم تعطیلات بسیار خوب و پرباری را پشت‌سر گذاشته باشید و ان‌شاءالله که همگی توانسته باشیم دریافت‌ها و برداشت‌های بسیار خوبی از این ایام برای خودمان رقم زده باشیم و در ادامه با حرکتی توانمند به همراه نتایجی مطلوب در این مسیر ارزشمند پرانرژی‌تر از همیشه قدم برداریم. ‌

از آقای مهندس و استاد سردار بابت اجازه‌ خدمت در این مکان مقدس و در این لژیون بی‌نهایت سپاسگزارم، از نگهبان همسفر مریم، دبیر و خزانه‌دار بابت اجازه و فرصت خدمت و آموزش به بنده در این جایگاه سپاسگزارم و سپاس از ایجنت همسفر شهرزاد و مرزبانان نمایندگی بابت فراهم نمودن بستری آرام برای تک‌تک ما جهت آموزشی دیگر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ان‌شاءالله بتوانیم در کنار هم جلسه پربار و پرانرژی با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ باهم برابرند؟» داشته باشیم و دست پر از این جلسه برگردیم.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دستور جلسه‌ امروز ابتدا از یک کلمه با مفهومی بسیار عمیق یعنی عدالت و سپس با یک جمله پرسشی مطرح شده است که قطع به یقین بایستی به هر دو مقوله پرداخته شود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قطعا هر کدام از ما در زندگی روزمره با واژه عدالت و مفهوم آن تحت هر شرایطی برخورد داشتیم و به فهم این موضوع نیز رسیده‌ایم که تمام هستی بر پایه‌ عدالت برقرار شده و خداوند همه چیز را بر مبنای عدالت خلق کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ است. درواقع من همیشه فکر می‌کردم عدالت؛ یعنی همه مخلوقین بایستی در یک سطح باشند و به‌طور یکسان از نعمات و وقایع هستی در هر لحظه از زندگی بهره‌مند باشند و حقیقتا خود من با این واژه به اندازه‌ای چالش داشتم که خیلی اوقات به‌خاطر مسائل زیادی که در زندگی برایم اتفاق می‌افتاد، می‌گفتم مگر عدالتی هم وجود دارد؟ یا اینکه مگر خداوند عادل است و این چه عدالتی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌؟ در ادامه متوجه شدم در اصل عدالت به معنای برابری و مساوی بودن نیست و کنگره به زیبایی مفهوم عدالت را برای تک‌تک ما شکافت و در وادی نهم اشاره کرد به این موضوع که عدالت؛ یعنی تعادل؛ یعنی هر چیزی در جایگاه خودش باشد؛ مثل ترازویی که در یک کفه‌اش من نشسته‌ام و در کفه‌ دیگرش کائنات و قوانین هستی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

آقای مهندس خیلی زیبا در مورد عدالت صحبت می‌کنند و می‌فرمایند: «همیشه فکر می‌کنیم عدالت به این معنی است که کفه‌ای که ما بر آن نشسته‌ایم باید سنگینی کند؛ اما بایستی برای خودمان مرور کنیم که چطور می‌شود که کفه‌ ترازوی من سنگین‌تر می‌شود؟» به نظرم این منوط به تلاش و حرکت من برای رسیدن به خواسته‌ها، کسب آرامش و حال خوش من است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

جمله‌ای تکان دهنده از آقای زرکش دیده‌بان محترم لژیون سردار در سایت خواندم که فرموده بودند: به نظر من از عدالت بی‌رحم‌تر وجود ندارد و گفته بودند اگر در صراط مستقیم باشید به حرکت خودتان ادامه خواهید داد و اگر از مسیرتان کج شوید سقوط خواهید کرد و به زمین می‌خورید و این قطعا عین عدالت است؛ چراکه تمامی قوانین هستی برای ما برابر و یکسان است؛ اما اجرای عدالت به بینش و حرکت من بستگی دارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در ادامه فرموده بودند که عدالت با تمام بی‌رحمی‌هایش به طرز باورنکردنی بسیار رئوف و مهربان نیز هست. حالا چرا باید به اینصورت باشد و چرا اینطور گفتند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؟ به نظرم مثل اعتیادی که مسافران ما تجربه کردند و من همسفر نیز به همراه آن اعتیاد در اندوه، رنج و درد زیادی به سر بردم و در نهایت عدالتش در مورد تک‌تک ما و مسافران ما اجرا شد و امروز همه ما به عینه به این موضوع آگاه هستیم و شاهد رهایی و حال خوش تعداد کثیری از روانباختگانی هستیم که در هستی جایگاه و مقام و منزلت خودشان را از دست داده بودند و اکنون به جمع کسانی پیوستند که چهره رئوف عدالت بر تک‌تکشان نمایان شد.

این مفاهیم همه برگرفته از مثلث کنگره است که همانند یک سیکل و به صورت چرخشی در حرکت است و از ۳ ضلع عدالت، معرفت و عمل سالم تشکیل شده که در راس این مثلث عدالت قرار گرفته؛ چرا که در کنگره نیز همه چیز بر پایه و اصول عدالت و عمل سالم شکل گرفته و هیچ شکی در آن نیست.استاد سیلور می‌فرمایند: «عدالت دائماً در حال تنظیم کردن خودش است و در همه انسان‌ها در حال تغییر است.» و این‌جاست که ما فکر می‌کنیم هستی و کائنات در مورد ما خیلی بی‌انصاف هستند؛ ولی حقیقتا این‌طور نیست و این موضوع پاسخ می‌دهد به پرسش دستور جلسه امروزِ ما؛ همانطور که در هستی عدالت برای همه یکسان نیست و در حال تغییر است در کنگره نیز همه با هم برابر نیستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

همان‌طور که در جهان آفرینش قوانین الهی و قوانین هستی برای همه یکسان است در کنگره نیز قوانین برای تک‌تک ما از بدو ورودمان یکی‌ست، چه برای یک تازه وارد و چه عزیزی که در کنگره خدمتگزار است. ما در کنگره۶۰ همه به همدیگر احترام می‌گذاریم و به کسی بی‌احترامی نمی‌کنیم؛ زیرا همه در کائنات محترم هستند؛ ولی با هم برابر نیستند.

قوانین و آموزش‌ها برای هر رهجویی در کنگره و در هر لژیون یکی‌ست و این‌جا برداشت‌ها و دریافت‌ها برای هر رهجو متفاوت است و خدمت در هر جایگاه نتیجه عملکرد اوست و در کل حال خوش و حال بد من نتیجه‌ عملکرد من است؛ چرا که در زندگی هر چقدر بکاری همانقدر می‌توانی برداشت کنی، نه ذره‌ای بیشتر و نه ذره‌ای کمتر‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر طوفان بکاری، طوفان و حال بد درو می‌کنی و اگر نیکی بکاری قطعا نیکی و حال خوش برداشت می‌کنی؛ پس بنابراین عملکرد هر فرد چه در کنگره و چه در بیرون از کنگره۶۰ به نوع تفکرش و میزان تلاشش بستگی دارد که جایگاهش از دیگری متفاوت باشد و در حقیقت همان آیه  معروف که در کلام الله شریف آمده: «لیس للانسان الا ما سعی» انسان چیزی نیست، جز تلاش خودش؛ پس بنابراین زمانی ما در کنگره با کائنات همسو می‌شویم که مثل آن حرکت کنیم؛ یعنی آن‌قدر به آن فهم رسیده باشیم که بتوانیم معرفت کسب کنیم و در این‌جا دو ضلع معرفت و عمل سالم نیز در چرخه خدمت و حضورمان در کنگره نقش بسیار مهمی دارد. چرا که پیش نیاز عمل سالم کسب معرفت است و در ادامه عدالت به صورت خوشی با یک حرکت سالم برای ما اجرا خواهد شد و به‌دست آوردن تمامی این‌ها در گرو تغییرات و تبدیلات اتفاق می‌افتد که در نهایت می‌توانیم مرحله به مرحله از این سیکل عبور کنیم و ترخیص شویم.

کتاب حال شما چطور است؟ بسیار عمیق و زیبا به ما معنی تک‌تک این واژه‌ها را می‌آموزد و به من می‌گوید که برای رسیدن به حال خوش و درک لحظات زندگی باید معرفت کسب کنی، چرا که معرفت؛ یعنی علم زندگی کردن؛ یعنی هنر زندگی کردن، هنر دوست داشتن و عشق ورزیدن به کل موجودات هستی و لژیون سردار نیز عمیقا این پیوند را بین اعضاء بیشتر از پیش رقم میزند، چه بسا که تک‌تک اعضای لژیون سردار به آن معرفت و فهم رسیده‌اند که چرا وجود دارند و چرا می‌بخشند؟ این دقیقا همان صحبت استاد امین است که می‌فرمایند: «نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ماست.»؛ پس به نظر من ارتباط این دستور جلسه که فوق العاده حائز اهمیت است و بی‌ربط با این لژیون نیست این که قطعا کسانی که در کنگره حامی هستند با عزیزانی که عضو سردار هستند و یا دنور و پهلوان و یا حتی نشانی در بی نشانی، با هم برابر نیستند و هر عزیزی به نوع خودش پهلوان خودش است.

هر عضوی با پرداخت تعهدات خودش جهت خدمات مالی می‌تواند دریافت‌هایی متفاوت نیز داشته باشد و نتایجی که از مشارکت خودشان و حس‌های قشنگی که قطعاً دریافت می‌کنند و همان نیت خالص خودشان، این‌ها با هم برابر نیستند و هر چقدر این خدمت و قدردانی خالصانه‌تر و عاشقانه‌تر باشد قطعاً حال خوش بیشتری دریافت می‌کنند و همه این‌ها به تجلی یافتن صفات خداوند در وجود انسانی است که با تمام وجودش می‌بخشد، بدون اینکه حسابی سرانگشتی از مال خودش داشته باشد؛ قطعا این افراد همان‌هایی هستند که صفت جوانمردی و بخشش را در خودشان پرورش دادند، درک کردند و به نظرم آن‌قدر این صفات نیکو و ارزشمند است که در وادی نهم نیز به این موضوع اشاره می‌کند که این صفات مانند دژی مستحکم از انسان در مقابل تمامی زشتی‌ها و پلیدی‌ها محافظت می‌کند و به‌خاطر همین برای انسان‌های صالح و از خود گذشته جوانمردی و بخشش بسیار لذت‌بخش و گواراست؛ چه بسا که در کنگره آموختیم و همان جمله معروف کتاب عشق که گفته شده «دست‌هایی که کمک می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.»

طبق فرمایش اسیستانت محترم لژیون سردار همسفر شیما که در بیانات خودشان فرموده بودند لژیون سردار یک بازی بردبرد است؛ یعنی یک بخشی از آن چیزی که داریم را می‌دهیم‌؛ اما بیشتر از آن دریافت می‌کنیم، چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی. آقای مهندس در سی‌دی اخیرشان از راز بزرگ صحبت کردند و قطع به یقین لژیون سردار هم همان راز بزرگ کنگره۶۰ است که هر چقدر بیشتر می‌دهی بیشتر دریافت می‌کنی، بدون منت، بدون چشمداشت و بدون اینکه منتظر بازگشت باشی و اینجاست که در انتهای نوشتار پیام لژیون سردار به منِ فاطمه می‌گوید «تا خداوند به که رخصت دهد؟»؛ پس حضور امروز و دیروزمان در این لژیون رخصتی است که خداوند به تک‌تک ما عنایت کرده و هر لحظه بابت این توفیق ارزشمند بایستی شکرگزار خداوند باشیم و قطع به یقین این همان عدالتی است که در کنگره از آن صحبت شده و کسانی هم که نسبت به تعهدات خودشان نیز با عهدی که بستند پایبند نبودند، عدالت برای این افراد نیز اجرا خواهد شد.

به نظرمن دستور جلسه بسیار موثری است، اگر با تمام وجود به آن بپردازیم و دستور جلسه‌ای است که پایان می‌دهد به تمام قضاوت‌ها و قیاس‌های من نسبت به خودم و دیگران و خط قرمزی می‌کشد بر تمام جهالت‌ها و نا آگاهی‌های من در هر سطحی از زندگی. ان‌شاءالله بتوانیم راه درست را پیدا کنیم و همه در این راه قدم برداریم و بدانیم که کنگره دریای علم است و ما باید دست‌مان را دراز کنیم و به راحتی از آن برداشت کنیم و این را هم بدانیم که هرکسی به اندازه ظرفیتش در حال دریافت است. امیدوارم بتوانم هر لحظه در زندگی از علوم لایتناهی کنگره بهره‌مند شوم و در این مسیر مقدس ثابت قدم حرکت کنم. به امید کشف رازهای بزرگتر در کنگره و جهانی شدن علم کنگره۶۰ و با آرزوی سلامتی و توفیقات روز افزون برای آقای مهندس، خانواده محترمشان و تک‌تک اعضای سردار سهروردی.

تایپیست: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم) عضو لژیون سردار
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) عضو لژیون سردار
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت عضو لژیون سردار
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .