English Version
This Site Is Available In English

آنچه از تلاش پنهان دیگران نمی‌دانیم

آنچه از تلاش پنهان دیگران نمی‌دانیم

مسئله‌ی مهمی که در سفر دوم با آن برخورد می‌کنیم، «تسخیر شدن» است. کاری که تسخیر شدن انجام می‌دهد، درست شبیه مصرف مواد مخدر روی انسان است؛ یعنی همان‌طور که مواد، پرده و حجابی روی اندیشه و احساس ما می‌کشند و اجازه نمی‌دهند تشخیص دهیم چه اتفاقی در اطراف ما می‌افتد، تسخیر هم همین کار را انجام می‌دهد؛ در واقع حس‌های ما بسته می‌شوند یا کاملا معکوس عمل می‌کنند؛ مثلاً وقتی اطرافیان از روی محبت و علاقه برای ما کاری را انجام می‌دهند؛ اما ما فکر می‌کنیم که کارشان از روی دشمنی است.

در سفر دوم هم این اتفاق می‌افتد؛ ولی خبری از مصرف مواد نیست و هنگامی که انسان مواد مصرف می‌کند هر روز می‌تواند پیشرفت و آثار مواد را ببیند و تشخیص دهد؛ زیرا این کار به‌ طور آشکار انجام می‌گیرد و "صور آشکار" درگیر است؛ اما در موضوع تسخیر و سفر دوم هر آنچه اتفاق می‌افتد در "صور پنهان" است، شما چیزی را مشاهده نمی‌کنید و خط‌کش یا ترازویی برای اندازه‌گیری ندارید، درست همین موضوع است که کار را سخت می‌کند؛ در واقع، سخت بودن سفر دوم به‌خاطر غیرقابل‌رویت بودنش است.

ما باید در سفر دوم یک سری چیزها را بشناسیم و آن هم "سنت‌های الهی" است؛ همان‌طور که در کلام الله شریف آمده، سنت‌های ما غیرقابل تغییر هستند. پیامبران خصلت‌های ویژه‌ای دارند و در یک سری از مسائل به توانایی‌های بسیار بالایی رسیده‌اند. مخاطب خداوند همه انسان‌ها و ما بوده‌ایم؛ یعنی حواستان جمع باشد که وقتی به توانایی رسیدید مورد آزمایش قرار خواهید گرفت؛ مثلاً مثل حضرت موسی وقتی به علمی رسیدید این‌گونه آزمایش می‌گردید. اگر ما بتوانیم این سنت‌های الهی را بشناسیم، می‌توانیم در سفر دوم از پس آزمایش‌ها برآییم و سربلند باشیم.

اغلب ما از خیلی از مسائل آگاهی نداریم؛ تنها همین مقطعی را که در آن زندگی می‌کنیم می‌بینیم و خارج از آن را نمی‌بینیم. بنابراین چه کار می‌کنیم؟ تلاشی را که خودمان انجام می‌دهیم، دائماً با تلاش دیگران مقایسه می‌کنیم. اگر تلاشی که کردیم بیشتر از آن‌ها بود و نتیجه‌ی بدتری به‌دست آوردیم، آن وقت حسادت می‌کنیم. عقل کار خود را درست انجام می‌دهد (حتی عقل جزئی)، ولی مسئله اینجا است که خیلی وقت‌ها داده‌هایی که از آن‌ها برای قیاس کردن استفاده می‌کنیم، ناقص است؛ زیرا ما تنها آن قسمت از تلاش دیگران را که با چشم می‌بینیم، وارد محاسبات می‌کنیم و از خیلی از تلاش‌هایی که آن‌ها می‌کنند اصلاً خبر نداریم یا متوجه‌شان نمی‌شویم. این موضوع در زندگی روزمره ما کاملاً خود را نشان می‌دهد؛ مثلاً می‌گوییم: شوهر من روزی ۱۰ ساعت کار می‌کند ولی این‌قدر پول درمی‌آورد، در حالی که شوهر فلانی روزی ۵ ساعت کار می‌کند و این همه پول درمی‌آورد! ما هر روز این قیاس‌ها را تکرار می‌کنیم، اولاً داده‌ها و اطلاعات ما کاملاً غلط است؛ چون به‌طور کامل از تلاش انسان‌های دیگر خبر نداریم؛ ثانیاً در کنگره۶۰ یاد می‌گیریم که حیات و زندگی تنها در این دنیا نبوده و ما از تولدهای قبلی و حیات‌های پیش خبر نداریم. انسان‌ها هر کدام پیشینه‌ای دارند؛ ما نمی‌دانیم او در حیات قبلی چقدر زحمت کشیده و تلاش کرده و یا در خلوت خودش چقدر تلاش کرده است.

وقتی ما این قیاس‌ها را انجام می‌دهیم، نتیجه‌اش این است که:
۱) یک احساس نفرت و بیزاری نسبت به آن شخص پیدا می‌کنیم؛
۲) اگر نسبت به شخص پیدا نکنیم یک احساس نفرت و بیزاری نسبت به خداوند پیدا می‌کنیم؛
۳) و اگر خیلی خیلی خوب باشیم از خودمان بیزار می‌شویم.
این‌ سبک از قیاس‌ها، بهانه‌ای است تا "نفس اماره" قدرت را به‌دست بگیرد؛ یعنی نفس اماره دنبال فرصتی می‌گردد تا شرایط مناسب را برای خودش فراهم کند؛ پس از این قیاس‌ها استفاده می‌کند و عقل را در پرتگاه سقوط قرار می‌دهد. نفس این قیاس‌ها را انجام می‌دهد تا عقل را کیش و مات کند، این‌ها همگی دلایل خاص خود را دارند و الکی نیست که این‌ها به ذهن انسان می‌رسد، نفس خوب می‌داند چه می‌کند و این ما هستیم که نمی‌دانیم چه کار می‌کنیم!

در هر زمینه‌ای باید بستر محیا شود؛ اگر زمین آماده نباشد، کلام هر چقدر هم قوی باشد، ممکن است تنها هاله ای را در او ایجاد کند که سریع محو می‌شود. همه انسان‌ها در آنچه خداوند به آن‌ها عطا کرده مشترک هستند؛ اما ممکن است جایگاه‌شان با هم متفاوت باشد، نمی‌شود که به من عقل داده باشد؛ ولی نفس نداده باشد؛ اما ممکن است حس من به قدری پالایش یافته باشد که در جایگاهی بالاتر از فرد دیگر قرار بگیرد. این‌ها همه بر آیه «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَیٰ» (برای انسان چیزی نیست جز آنچه که تلاش و کوشش می‌کند) برمی‌گردد. اگر من زبان انگلیسی را خوب یاد می‌گیرم، به این منظور است که زمین خود را خوب شخم زده‌ام، سنگ‌های آن را برداشته‌ام، کود مناسب داده‌ام و استاد، دانه را در درونش می‌کارد و سبز می‌شود؛ ولی شخص دیگری که زمینش هنوز شوره‌‌زار است سبز نمی‌شود.

حسادت دو مبنا دارد: یکی اینکه ما شرایط لازم را در خودمان به وجود نیاورده‌ایم؛ دوم اینکه اگر کسی به چیزی دست می‌یابد، حتماً بهای آن را پرداخت کرده است. اگر این دو مسئله را بدانیم، دیگر خودمان را با دیگران قیاس نمی‌کنیم. ما هنوز به آن آگاهی نرسیده‌ایم که اگر کسی مطلبی را سریع‌تر و بهتر متوجه می‌شود و سفرش را به انجام می‌رساند، به این خاطر است که آن شخص بهای آن کار را پرداخت کرده است؛ اگر انسان این باور را در خودش حس کند قضیه‌ قیاس منتفی می‌شود؛ دیگر به مردم گیر نمی‌دهد و دائماً در حال ثابت کردن خودش به دیگران نیست و همچنین به دیگران ضربه نمی‌زند تا خودش بالا برود.

قیاس بر اساس اطلاعات بسیار غلط و ناقص شکل می‌گیرد. ما از گذشته‌ خود اطلاعی نداریم و نمی‌دانیم که به این زمین برای چه کاری آمده‌ایم و قرار است به کجا برویم. همچنین از فرمانی که به ما داده شده یا فرمانی که به دیگری داده شده است، اطلاعی نداریم. قیاس در انسان، یکی از ابزارهای اصلی، مهم و کاربردیِ نفس اماره است؛ ابزاری که نفس اماره از آن استفاده می‌کند تا انسان را به‌طور کلی از مسیر حیات خود گمراه کند. ما برای رسیدن به خواسته‌های خود به انرژی نیاز داریم و اگر این انرژی را از راه نادرست به‌دست آوریم، چیزهای زیادی را از دست می‌دهیم. انسان در جریان قیاس ابتدا احساس می‌کند که عدالتی وجود ندارد و خداوند عادل نیست؛ سپس وارد بازی می‌شود و شروع به بازی کردن می‌کند تا به خواسته‌های نامعقول خود برسد؛ بعد از آن، به ابزار نیاز پیدا می‌کند که نیروهای بازدارنده نیز این ابزار را در اختیار او قرار می‌دهند و با این حرکتی که انجام می‌دهند، جلوی رشد دانایی و آگاهی ما را می‌گیرند.

منبع: «سی‌دی قیاس»
نویسنده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم)
رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .