English Version
This Site Is Available In English

اختیار امروز جبر فردا

اختیار امروز جبر فردا

جلسه چهاردهم دوره سی‌ و سوم کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی راهنما مسافرداریوش، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر منوچهر با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» سه‌شنبه 20مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک روز دیگر در کنگره حضور پیدا کردم و اجازه خدمت کردن به من داده شد. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان عزیز و دبیر محترم سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به بنده دادند. دستور جلسه امروز: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟»
عدالت از تعادل می‌آید. قبل از کنگره، من خودم عدالت را این‌جوری معنا می‌کردم که یک چیزی که هست یا یک چیزی که داریم، بین همه به‌صورت مساوی تقسیم کنیم؛ یعنی عدالت رعایت شده. ولی در کنگره برای من جور دیگری معنا شد. فهمیدم که هر چیزی که امروز سر جای خودش قرار دارد، یعنی عدالت.
لوگوی کنگره را ببینید؛ یک دایره که کل هستی درون این دایره است و مثلثی است که بالای مثلث، عدالت است. اگر من داخل این دایره، توی این کائنات، عدالت، معرفت و عمل سالم را رعایت کردم، یک کاری کردم؛ یعنی یک کوچولو وظایف خودم را انجام دادم.
آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ من داشتم به این فکر می‌کردم. خیلی از مشارکت‌ها را یکشنبه گوش کردم. بعضی‌ها می‌گفتند برابرند و بعضی‌ها می‌گفتند نه. بله، در ابتدای کار، وقتی دو تا رهجو یا دو تا تازه‌وارد با هم وارد کنگره می‌شوند، با هم برابرند. موقع رأی دادن، منِ راهنما، ایجنت، مرزبان و عزیز سفر اولی، همه یک حق رأی دارند. خوب، دو تا تازه‌وارد وارد کنگره می‌شوند؛ بله، با هم برابرند.
ولی زمانی که انتخاب لژیون می‌کنند و وارد لژیون می‌شوند، اینجا دیگر فرق می‌کند. آیا آن رهجویی که سی‌دی می‌نویسد، سیگارش را درمان می‌کند، فرمانبردار است و از ابتدای راه هر چیزی به او می‌گویند، می‌گوید چشم، با آن رهجویی که کار خودش را انجام می‌دهد، شاید چشم هم می‌گوید، ولی دارویش را هر موقع و هر چقدر دوست داشت می‌خورد، اصلاً به حرف راهنما گوش نمی‌دهد و کار خودش را می‌کند، قطعاً با هم برابر نیستند.
و بازتاب این کار کی مشخص می‌شود؟ زمانی که برای رهایی می‌خواهند بروند. بله، آقای مهندس در صحبت‌هایش می‌گوید: آیا دانایان با نادانان با هم برابرند؟ آیا کسی که خدمت می‌کند با کسی که خیانت می‌کند، با هم برابرند؟ قطعاً نه. حتی داخل خود کنگره، داخل کنگره جوری است که مرزبان، راهنما، تازه‌وارد و ایجنت با هم برابر نیستند. چرا برابر نیستند؟ به خاطر اینکه مسئولیت‌هایشان با هم متفاوت است و خیلی فرق می‌کند، اما همه‌شان قابل احترام هستند، ولی مسئولیت‌ها متفاوت است.
سفر اولی همین‌جور. کسی که وارد سفر دوم می‌شود، آیا باز هم سفر دومی‌ها با هم برابر هستند؟ خیر. یکی از دوستان صمیمی و نزدیکانم دیروز با من تماس گرفت و گفت که می‌خواهم به کنگره بیایم و حالم خیلی بد است. ازش سؤال کردم: «خودت می‌دانی چرا حالت بد است؟» گفت که خیر.
خیلی با هم صمیمی هستیم و برایش توضیح دادم. از او سؤال کردم: «رها شده‌ای؟» گفت: «بله.» گفتم: «خدمت می‌کنی؟» گفت: «خیر.» گفتم: «آیا سیگارت را درمان کرده‌ای؟» گفت: «خیر.» برای او ۱۰ آیتم آوردم و گفتم کدام‌یک از آنها را رعایت کردی؟ گفت: «هیچ‌کدام.»
به او گفتم: «پس دنبال حال خوب نگرد. حال خوب که پیدا کردنی نیست؛ حال خوب را باید ساخت.» کنگره یک‌سری اصول گفته و یک‌سری قوانین گفته و یک‌سری حرمت‌ها گذاشته که منِ سفر اولی، وقتی وارد سفر دوم می‌شوم، وقتی می‌خواهم حال خوب را کسب کنم، باید این اصول را رعایت کنم.
آقای مهندس در کتاب «۱۴ مقاله» می‌فرمایند که کسی که در سفر اول است و درمان شده و وارد سفر دوم می‌شود، ویلیام وایت از او سؤال می‌کند که آیا می‌تواند کنگره را رها کند و برود و به زندگی‌اش بچسبد؟ می‌گوید: بله، می‌توانید، ولی مثل این است که از اتاق عمل آمده است بیرون و در ریکاوری است. حالا در ریکاوری دکتر می‌گوید که مرخص هستی و بلند شو و به خانه برو؛ آیا می‌شود؟ خیر، نمی‌شود.
باید در ریکاوری بماند و بعد وارد بخش شود و یک‌سری معاینات روی او انجام شود و یک‌سری آزمایشات. بعد می‌گویند: «آقا، کم‌کم شما می‌توانید بروید و مرخص هستید.» بله، آن یک سالی که طرفِ منِ سفر اولی رها می‌شوم، باید بایستم و خدمت کنم. چرا؟ چون ضامن رهایی من است و ضامن این است که من دیگر به سمت مواد مخدر نروم. پرونده اعتیادم بسته می‌شود.
دو، سه هفته دیگر یک دستور جلسه داریم به نام «از فرمانبرداری تا فرماندهی». منِ سفر اولی اگر آمدم و فرمانبردار خوبی بودم، فرمانده لایقی می‌شوم و اگر «چشم» گفتم، می‌توانم به آن جایگاهی که دوست دارم برسم. بچه‌ها، اینی که در کنگره امروز یک نفر در سفر اول است و یک نفر در سفر دوم، یک نفر ایجنت، یک نفر مرزبان و یک نفر راهنما است، عین عدالت است و اگر امروز کسی در کنگره به جایگاهی می‌رسد، برحسب تلاش و خواسته‌های خودش است.
جبر امروز من برمی‌گردد به اختیار دیروز من. امروز من و اختیار امروز من، جبر فردای من است. امروز من چه به کارم که فردا درو بکنم؟ و آیا دیروز چه کاشتم که امروز درو کنم؟ و من همان چیزی که دیروز کاشتم را دارم برداشت می‌کنم. اگر افکار مثبت بکارم، برداشت می‌کنم؛ اگر افکار منفی به کارم، بد برداشت می‌کنم.
این دستور جلسه به من می‌خواهد بگوید که خودت در راستای آن چیزی که خواسته داری، قدم برمی‌داری، تلاش می‌کنی، کوشش می‌کنی و قطعاً به آن خواسته می‌رسی. و هیچ فرقی ندارد که شما در صراط مستقیم قدم برداری یا نیروهای منفی. اگر در مسیر مستقیم باشی، نیروهای الهی به شما کمک می‌کنند و اگر در مسیر ضد ارزش باشی، نیروهای اهریمنی به شما کمک می‌کنند.
و خداوند در قرآن می‌فرماید که نزدیک‌ترین شما به من، کسی است که درست‌کار و پرهیزکار باشد. و پرهیزکارترین کسان، کسانی می‌توانند باشند که از ضد ارزش دوری می‌کنند؛ کسانی که خدمت به انسان‌ها می‌کنند.و ببین چقدر خدمت کردن و پرهیز از ضد ارزش‌ها می‌تواند مهم باشد که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است.
و ان‌شاءالله هر کسی برحسب سعی و تلاش خودش به آن جایگاهی که می‌خواهد می‌رسد. راهنمای من می‌گفت که یک روز رفتیم برای رهایی تهران و دیدم حالش از من خیلی بهتر است و من پیش خودم گفتم که من یک روز باید این حال خوش را کسب کنم.
و برای من همیشه می‌گفت که شما نمی‌دانی وقتی یک راهنما یک رهجو را برای رهایی به تهران می‌برد، صد برابر آن رهجو که فکر می‌کند حالش خوب است، راهنما حالش خیلی بهتر است. امیدوار هستم که همه شما این حس و حال را تجربه کنید.
انسان‌های موفق می‌گویند: «یا راهی خواهم ساخت یا راهی خواهم یافت.»و توی کنگره هم به همین شکل است. قطعاً اگر ما سعی و تلاش و کوشش در راستای آن هدف داشته باشیم، قطعاً حالمون خوب خواهد شد. ممنون هستم که به حرف‌های من گوش کردید.

ضبط صدا: مسافر فرزاد ل2
تایپ: مسافر بهنام ل1، مسافر وحید ل۱۵، مسافر محمد ل15
ویرایش: مسافر علی طالبی ل3
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴ (نگهان سایت)
سایت مسافران شعبه سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .