English Version
This Site Is Available In English

هدیه ورود

هدیه ورود

جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60، نمایندگی وحید به استادی دنور همسفر فرزانه، رهجوی راهنما همسفر سکینه، نگهبانی راهنما همسفر اعظم و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر فرشته با دستور جلسه: «عدالت، آیا همه‌ افراد در کنگره60 با هم برابرند؟» روز سه‌شنبه 20 مردادماه 1405 ساعت 14:45 برگزار شد.

سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم‌ تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ برابر هستند؟» است. زمانی‌که وارد کنگره۶۰ شدم چیزی که در ذهن خود داشتم این بود که عدالت یعنی همه در یک سطح قرار بگیرند و هر کسی که جایگاه، مقام و منصبی دارد با بقیه افراد فرق دارد. وقتی من جلوتر آمدم معنی این‌که همه در کنگره۶۰ باهم برابر هستند متوجه شدم. برای من مشخص شد که بله در بدو ورود همه افراد باهم برابر هستند اما رفته رفته که آموزش می‌گیریم و خدمت می‌کنیم یا در هر پله‌ای که قرار می‌گیریم باعث می‌شود که سطح ما از یک فرد دیگر متمایز شود؛ برای مثال شخصی که راهنما شده‌ است و یا در مقام نگهبانی، مرزبانی یا هر جایگاه دیگری است، تفاوت‌هایی دارد و نمی‌توانیم بگوییم که جایگاه خدمتی آن‌ها با کسانی‌که تازه به درمان رسیده، یکسان است.

من نمی‌خواهم خیلی در مورد عدالت و این دستور جلسه صحبت کنم و می‌خواهم به لژیون سردار ربط بدهم؛ زیرا دو جلسه در هفته در مورد عدالت به اندازه کافی صحبت شده‌است. اما این‌که دستور جلسه با لژیون سردار مصادف شده‌ است برای خود من یک تلنگر بود که چرا الان لژیون سردار با این دستور جلسه برابر شده‌ است؛ به‌خاطر همین می‌خواهم موضوع جلسه و صحبت را به سمت لژیون سردار ببرم. یک قیاسی قبل از این‌که به من بگویند باید بیایم و در مورد این دستور جلسه صحبت بکنم در ذهن من آمد. فکر نمی‌کنم که کسی باشد و کتاب الهی یا کلام الله را در خانه نداشته باشد. این کتاب را هدیه گرفته‌اند یا در زمان ازدواج به او هدیه دادند و بالاخره همه ما به هر شکلی کتاب آسمانی را داریم.

یک روز من برای خرید ازدواجم که رفته بودم کتاب آسمانی قرآن را بخرم، خیلی برایم عجیب بود و تا به‌الان نشنیده بودم  که وقتی زمان پرداخت پول به فروشنده رسید، او گفت: «هدیه کتاب ۶۰۰ هزار تومان می‌شود.» خیلی برای من عجیب بود زیرا تا به‌حال این کار را نکرده بودم و یا در خانه پدرم یا مسجد خوانده بودم ولی نرفته بودم که بخرم‌. زمانی‌که رفته بودم برای ازدواج کتاب خدا قران رو بخرم گفت ۶۰۰ هزار هدیه کتاب گفتم یعنی چی؟ بعد دیگر هیچ توضیحی نداد. دیشب که داشتم در مورد دستور جلسه فکر می‌کردم به این نتیجه رسیدم که بهاء یک‌سری چیزها را پرداخت نمی‌کنیم و ارزش رقمی آن را پرداخت نمی‌کنیم. قرآن بالاترین چیز است و هیچ‌چیز با آن قابل قیاس نیست. به‌عنوان مثال می‌خواهم بگویم وقتی‌که ما به جلسه و لژیون سردار وارد می‌شویم، آن مبلغی را که به عنوان ورود می‌دهیم واقعاً بهاء آن نیست، بلیط ورود نیست بلکه یک هدیه است.

چرا در ذهن من این هدیه در نظر گرفته شده است؟ وقتی یک کتاب تدوین و چاپ می‌شود، حتی کتاب‌های آقای مهندس، بابت نشر مبلغی را به نویسنده پرداخت می‌کنند ولی در مورد کتاب آسمانی قرآن به هیچ‌کس مبلغی پرداخت نمی‌شود و فقط هزینه چاپ، ویراستاری و جلد پرداخت می‌شود. به‌خاطرهمین به آن هدیه کتاب می‌گویند، هیچ‌وقت نمی‌گویند که عدد و رقم این کتاب چقدر است و یا نمی‌توانیم بگوییم که آن آیات یا آن چراغ راهی که برای ما است چقدر ارزش دارد، به‌خاطرهمین برای آن هدیه در نظر گرفته می‌شود. به نظر من لژیون سردار مشابه این اتفاق است؛ یعنی وقتی ورود پیدا می‌کنیم آن هدیه‌ای که می‌دهیم فقط برای ورود است. همه ما کتاب آسمانی را داریم کدام یک از ما آن را می‌خوانیم؟ کدام یک از ما بندبه‌بند و آیه‌به‌آیه آن را خوانده‌ایم. شاید خود من هر از گاهی یا ماه رمضان آن را بخوانم اما هر روز به‌عنوان یک راهنما مراجعه کنم، بخوانم و تفسیر کنم را انجام نداده‌ام.

کسی‌که این‌جا می‌آید پهلوان می‌شود گرفته، خوانده و به تفسیر آن کتاب و یا عمق مطلب لژیون سردار رسیده است. تفسیرش همان عدالت است که شخص پهلوان به آن جایگاهی رسیده است که درک کرده است و از مال خود گذشته است و به‌قول استاد سردار آن فرد بر مادیات سوار است و درواقع برعکس می‌شود. وقتی مادیات بر انسان سوار باشد نمی‌تواند ببخشد، نمی‌تواند دست‌‌ودل‌باز باشد و یا حتی نمی‌تواند که بگیرد. اما وقتی‌که بر مادیات سوار باشیم این‌گونه نیست؛ خیلی راحت‌تر این عمل صورت می‌گیرد. افراد برای بخشش در لژیون سردار یا هر جای دیگر به‌غیر از این‌جا می‌گویند ما به یک مالی برسیم تا بتوانیم ببخشیم ولی از نظر من این‌گونه نیست و از هر آن‌چه دارید می‌توانید بخشش داشته باشید، ممکن است در این‌جا پهلوان نباشید ولی آن‌چه که دارید در خودتان پهلوان هستید و نشانی در بی‌نشانی می‌شوید.

امیدوارم همه ما بتوانیم به آن درک برسیم. شاید بعضی از اعضاء در رابطه با مثال و استفاده از کتاب آسمانی که در مثال آوردم خوششان نیامده باشد ولی توجه داشته باشید که فقط در حد یک مثال بود. همه ما به لژیون سردار وارد شده‌ایم ولی باید به تعهدات خود عمل کنیم و اگر به‌ نتیجه نرسیدیم تلاش کنیم که به ثمر برسانیم، بتوانیم به آن‌چه که تعهد داده‌ایم عمل کنیم. من چندین بار به راهنمای خود گفته‌ام که قصد راهنما شدن را ندارم و به این موضوع هم فکر می‌کردم که آمده‌ام به کنگره که چه‌کار کنم و در نهایت خدمت خودم را در لژیون سردار دیدم نه این‌که بگویم در حد پهلوانی باشم، نه بلکه هر چه در توان من بود و برای من مقدور بود که پرداخت کنم را برای کنگره بگذارم.

تایپیست: همسفر ملکه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویراستار: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .