English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- عدالت یعنی تعادل

گروه خانواده- عدالت یعنی تعادل

چهارمین جلسه از دور سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی فیروزآباد با استادی مرزبان همسفرمدینه، نگهبانی همسفرثریا و دبیری همسفرثریا با دستورجلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که در این مکان هستم و از شما دوستان انرژی می‌ گیرم، انشاءالله که تعطیلات به همگی شما خوش گذشته باشد و در کنار خانواده همیشه آرامش داشته باشید. از جناب آقای مهندس تشکر می‌کنم که چنین بستری را فراهم نمودند، تا کسانی که دوست دارند از دل تاریکی بیرون بیایند و آن تاریکی و یاس و نا امیدی که در اطرافش هست را بخواهد باز کند و به صلح و آرامش برسد. ممنون و سپاسگزارم از ایجنت محترم خانم فاطمه عزیز و خانم ثریا عزیز که استادی این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.

دستور جلسه در مورد عدالت است. عدالت یعنی تعادل، از عدل می آید، تعادل یعنی چهار قسمت چیزی که مساوی باشد؛ مثلاً این میز که باید چهار تا پایه آن باشد تا تعادل داشته باشد. بعضی از انسان‌ها دیده‌اید یک پایشان کوتاه‌تر از پای دیگرشان است، نمی‌توانند درست راه بروند خوب این پا؛ باید اندازه همدیگر باشد تا بتوانند راه بروند. یا خیلی چیزهای دیگر مثل ماشین، چهار تا چرخ‌ ماشین؛ باید باشد که ماشین بتواند حرکت کند. وقتی بخواهیم به تعادل برسیم؛ باید از خیلی فیلتر ها رد شده باشیم. مثلاً شما که می‌ خواهید وارد شعبه بشوید؛ باید از فیلتر در مرزبانی عبور کنید و در این مکان حضور داشته باشید؛ مثلاً مرزبانی سر تا پای رهجو را نگاه می‌کند؛ آرایش کردن که غلیظ نباشد یا پوشش مناسب داشته باشد.

خوب آگاهی هم همین طوری است؛ شعور هم همین طوری است؛ شناخت هم همین طور، کسانی که در کنگره جایگاهی دارند و خدمت می‌کنند و شال دارند از یک سری فیلترها رد شدند، یعنی زحمت کشیدن، خوب البته که خیلی جاها برجک ما را زده‌اند به ما هم تذکر داده‌اند، مثلاً اینجا بشینید، آنجا ننشینید، اینجا بیا، آنجا نیا، این کار را بکن، آن کار را نکن، سی دی بنویس، جریمه شدیم، بالاخره راهنماها، مرزبانان آن‌هایی که شال دارند واقعاً زحمت کشیدند، انرژی مصرف کرده‌اند، خواسته اند، تشنه بودند، خواسته داشتند، باور داشتند و به آن معرفت رسیدند.

خوب آیا در کنگره همه با هم برابرند؟ بله کسانی که در اینجا نشسته‌اند همه از یک صندلی، در یک مکان، یک آموزش استفاده می‌کنند؛ ولی هر کس یک برداشتی می‌ کند. استاد امین می‌گوید: در کنگره هستید یا در جای دیگر هستید آموزش می‌ گیرید یا چیزی را به شما یاد می‌دهند، بگذارید در صندوقچه‌ تان قفل کنید و با خود ببرید. بعضی‌ها می‌ ریزند در آبریز با خودشان می‌برند؛ یعنی می‌گوید: اگر چیز خوبی یاد گرفتیم و چیزی را کسب کردیم آن را نگه داریم استفاده کنیم و قدر و ارزش خودمان را بدانیم.

راهنما و کسانی که از احترام زیادی برخوردار هستند به خاطر این است که به آن تعادل نسبی رسیده‌اند، خیلی سخت است که بتوانیم به آن تعادل کامل برسیم، هنوز ایراد داریم؛ باید روی خودمان کار کنیم. همین که آرامش گرفته‌ایم همین که دور هم می‌نشینیم بدون اینکه همدیگر را قضاوت کنیم، کنجکاوی کنیم، شوهرت چه کار می‌کند، چند تا بچه داری، خودت چه کاره‌ای؟ آیا خودت هم چیزی مصرف می‌کنی؟ بخواهیم سرک بکشیم در کارهای خصوصی دیگران. واقعاً هیچ کدوم از ما کنجکاو نیستیم، اصلاً نمی‌ پرسیم خیلی راحت می‌آید؛ نقطه مشترکی که ایراد داریم همان جهان بینی، همان حال خرابمان، آن را درمان کنیم، با یک هدف دیگر آمده‌ایم برای یک چیز دیگر آمده‌ایم. ما همه کنجکاوی مان را گذاشته‌ایم کنار فقط آمده‌ایم آن مشکلی که در زندگی زجر می‌کشیده‌ایم و از خیلی چیزها نمی‌توانستیم استفاده کنیم. قدر زندگی‌مان را نمی‌دانستیم قدر آدم‌های بزرگی که در زندگی مان بودند را نمی‌دانستیم؛ می‌نشستند نصیحت مان می‌کردند، ولی وقتی آمدیم اینجا هرجا یک سخن قشنگی، یک حرف قشنگی، یک شعر قشنگی می‌بینیم فوری آن را یادداشت می‌کنیم و استفاده می‌کنیم آره درست می گوید چه جمله قشنگی، چه متن عالی.

من که در لژیون جونز بودم، خودم این را شنیده بودم که تخم مرغ سرشار از پروتئین است، یک مواد غذایی کامل است، مثل شیر مادر تمام موادی که بخواهد یک جوجه را تولید بکند در خودش دارد؛ شاید همه ما از تخم مرغ بدمان می‌آمد؛ ولی الان متوجه ارزش غذایی آن شده‌ایم با یک نگاه دیگر از آن استفاده می‌کنیم. الان با یک دید دیگر به همین راحتی، به همین جزئی کوچک می‌گویند: تغییر جهان بینی، تعادل، شناخت. می‌گویند: درست استفاده کردن از نعمت‌ های خداوند از جهان هستی، از اطرافیان. خوب مسلماً همه دارند از متد دی اس دی و شربت اوتی استفاده می‌کنند، همه آموزش می‌گیرند؛ مثلاً اینجا دستور جلسه در مورد عدالت است، اصفهان، تهران و شیراز همین است در هر جای شهرها در هر جا که شعبه است همین دستور جلسه است و همه راجع به همین موضوع صحبت می‌کنند. خوب این یک عدالت است جالب اینجاست که قبلاً‌ها زن و مردها را از هم جدا می‌کردند. مسافرهای ما هرچه آموزش گرفته‌اند ما هم در کنار آنها آموزش گرفتیم. تمام کتاب‌ها جزوه‌ها سی‌دی‌ها مشترکاً داریم.استفاده می‌کنیم، این باید برای خانم‌ها خیلی با ارزش باشد که آقای مهندس ما را در سطح مسافرها یمان قرار داده نه به خاطر اعتیاد.

مهندس می‌گوید: کسی که دارد بیرون نان خشک جمع می‌کند کارتون خواب است و دارد بدترین شرایط روزهای زندگی‌ اش را می‌گذراند با آن دکتری که داخل می‌شود و روی این صندلی می‌نشیند، برای من برابر و مساوی است. اینجا دیگر آن زرنگی به آن خواسته خودش است، همان گونه جایگاهش را تغییر می‌دهد، می‌تواند همان جا بماند، می‌تواند همان سفر اولی بماند و یا اینکه کارش تمام شد خداحافظی کند و برود، یا اینکه بماند خدمت کند. سفر دومش را پایان کند و به آن تعادل و حال خوب برسد و بخواهد جبران کند. دیگران کاشتند ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند. بخواهد پیشرفت کند می‌ ماند. این دیگر به معرفت به شناخت و آگاهی طرف بستگی دارد که بخواهد سفر اولی بماند یا بخواهد راهنما بشود، ایجنت و مرزبان بشود و به درجات بالاتر برسد و بخواهد خدمت کند و از احترام بیشتری برخوردار باشد.

بیرون هم همین طور است ما می‌توانیم با یک دکتر مثل مردم عادی رفتار کنیم؟ نه نمی‌توانیم مثلاً آقای مهندس اینجا باشند ما می‌توانیم مثل آقای سر کوچه حرف بزنیم برخورد کنیم؟ نه قطعاً نمی‌شود، انصاف نیست، عدالت هم این گونه نیست؛ آن برای سوادش، برای جایگاهش، حتی برای ظاهرش زحمت کشیده. کسی که دارد برای ظاهرش زحمت می‌کشد، رژیم می‌گیرد باید ارزش قائل شود، کوچک ترین چیزها را باید دقت کنیم، توجه داشته باشیم هر کس در هر موقعیتی شرایطی که هست همان جا باید باشد، جایگاهش همان جا است خودمان را به جایگاه بالاتر بکشیم از این شرایط استفاده کنیم. از این علم بزرگ آقای مهندس استفاده کنیم، قدر این لحظات را بدانیم هیچ جای دیگر چنین بستری نیست این را که آمده ایم اینجا یاد گرفته‌ایم با گذشته خودمان مقایسه کرده‌ایم که قبلاً چطوری بوده‌ ایم. الان حالمان خیلی خوب شده است خیلی بهتر شده‌ایم خیلی برای زندگی مان تلاش می‌کنیم.

آن پرده خمر که فقط برای اعتیاد نیست، آن پرده خمر همان نادانی همان جهل بود، که جلوی چشمای خودمان نیز رفته کنار، دیگر کمتر غیبت می‌کنیم، کمتر می‌ خوابیم، کمتر به خودمان آسیب می‌زنیم، امیدوارم که همه شما عزیزان به حال خوب برسید. آنانی که سفر دومی هستند همین جا بمانند و به جایگاه بالا و بالاتری برسند. به سفر اولی‌ ها خسته نباشید می‌ گویم، ان شاءالله که به سفر دوم هم راه پیدا کنند و روز به روز شاهد زیاد شدن شعبه مان باشیم و همه شما به حال خوب برسید.

مرربان کشیک: مسافرفضل الله و همسفرگلزار
تایپ و ویرایش: همسفرخدیجه رهجوی راهنما همسفرفاطمه(لژیون اول)
عکس: همسفرسمیه رهجوی راهنما همسفرفاطمه (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه واردین همسفرعاطفه دبیر سایت
همسفران و نمایندگی فیروزآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .