جلسه ششم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی هشتگرد با استادی همسفر سپیده، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر معصومه و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر هستم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم و از آقای مهندس، استاد سردار، نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.
تعریف عدالت را تقریباً همه میدانیم من میخواهم از تأثیر این دستور جلسه روی خودم بگویم؛ در واقع قبل از کنگره هر وقت حرف از عدالت میشد به خودم میگفتم آیا با من عادلانه رفتار شده یا نه هر وقت اتفاقی میافتاد اگر بر وقف مرادم بود میگفتم این عادلانه است؛ ولی اگر اتفاق بر وقف مرادم نبود میگفتم این حق من نیست و عادلانه نیست حتی گاهی به عدالت خدا هم شک میکردم گاهی اوقات مشکلات که بزرگتر میشدند با خود فکر میکردم که اینجای کار عادلانه نبود و نباید این اتفاق برای من میافتاد؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم با آموزشهای کنگره این تغییر در من ایجاد شد که اگر اتفاقی برای من میافتد از بیرون به آن نگاه میکنم، همیشه به این فکر نمیکنم که حتماً باید همه چیز بهترین باشد به این فکر میکنم که شاید این اتفاقی که الان افتاده نتیجه رفتار خودم است.
و شاید درگذشته من کاری انجام دادهام که این تأثیر را روی زندگی من گذاشته و این اتفاق برای من افتاده و این نگرش در من یک مقداری تغییر کرد بهجای این که از خودم بپرسم چرا این اتفاق افتاد از خودم میپرسم من در بهوجودآمدن این اتفاق چه سهمی دارم و دنبال چرا در درون خودم میگردم. به نظر من کل جهان هستی دارای حسابوکتاب است؛ یعنی شما هر کاری که امروز انجام دادهاید بهنوعی در فردای شما تأثیر دارد و نمیتوانی به عدالت خدا یا هر چیز دیگری نسبتش بدهی.
در کنگره من یاد گرفتم برای تغییرکردن باید از خودمان شروع کنیم؛ یعنی نباید انتظار داشته باشی که یک نفر بیاید و کارهایت را انجام دهد خودت باید کارهای خودت را انجام بدهی. اگر میخواهی محبت ببینی باید به دیگران محبت کنی اگر توجه میخواهی باید به دیگران توجه کنی هر چیزی که طالب آن هستی باید خودت به مخلوق خدا ارائه بدهی و این فرکانس را بفرستی تا به سمت تو بیاید و نصیب تو شود در مورد عدالت هم همینطور است.
در لژیون سردار متوجه شدم آن چیزی که من دارم فقط متعلق به شخص من نیست شاید قبلاً این فکر را نمیکردم الان فکر میکنم اگر چیزی در اختیار من است یکبخشی از آن را باید در یک مسیر درست استفاده کنم و بهنوعی سرمایهگذاری کنم، وقتی در مسیر درست سرمایهگذاری میکنم و بدون چشمداشت این کار را انجام میدهم شاید در ظاهر این باشد که من یک چیزی را از دست میدهم یا از خودم کم میکنم؛ ولی در واقع چیزهایی که در قبال آن دریافت میکنم خیلی بیشتر و جاودانهتر است حس خوب، حس اعتمادبهنفس، حس مفیدبودن و آرامش که ما به دست میآوریم میتوانیم با خود به بعدهای دیگر ببریم. ما پول را نمیتوانیم با خود ببریم چهبسا کسانی که صاحب گنج قانون هم بودند نتوانستند چیزی با خودشان ببرند چیزی که میتوانیم با خود ببریم همین حس های خوب است.
من قبل از این که به کنگره بیایم مسافرم در لژیون سردار خدمت میکرد نمیتوانستم او را درک کنم او هم چون میدانست من درک نمیکنم این قضیه را برای من باز نمیکرد، گاهی میآمد تقدیرنامههایی را در کشو کمد میگذاشت و به من هم نشان نمیداد یک موقعهایی من میرفتم آنها را نگاه میکردم میدیدم مبالغی که در آن زمان بسیار قابلتوجه بود بخشیده بود برایم عجیب بود که چرا این مبلغ را پرداخت کرده میتوانسته کمتر باشد، این قضیه در فکر من بود؛ ولی چون به او اعتماد داشتم چیزی نمیگفتم وقتی وارد کنگره شدم چند هفته بعدش جشن گلریزان بود و من همان موقع مبلغ سرداری خود را واریز کردم با اینکه پول سرداری را پرداخت کرده بودم آن موقع فکر میکردم در قبال آموزشی که میگیرم این پول را پرداخت کردم؛ ولی کمی که رفتم دیدگاهم عوض شد.
فهمیدم آن چیزی را که من در کنگره هزینه میکنم اگر این بخشش بدون چشمداشت باشد آنقدر حس خوب در انسان ایجاد میکند که هر شخص فقط خودش آن را درک میکند و قابلوصف نیست و با هیچچیزی قابلمقایسه نیست. به این اعتقاد پیدا کردم که اگر خداوند چیزی را به من داده احساس میکنم سهمی از آن مخصوص بخشش است و خداوند این مال را به من داده و به من قوه اختیار داده که من انتخاب کنم خودم با دست خودم ببخشم بخششی که حسابگرانه نباشد و توقعی نداشته باشم. من فکر میکنم این سهم در مال همه ما وجود دارد و چقدر خوب است که آگاه باشیم و دلبزرگی داشته باشیم که بتوانیم خودمان با اختیار خودمان این بخشش را انجام دهیم. در آخر برای این که عدالت را برای خودم معنا کنم میخواهم از دنیا بپرسم که سهم من چیست، از خودم میپرسم که اگر این سهم را به من بدهند با آن چهکار میکنم.
.jpg)
عکاس: همسفر تارا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
تایپیست و ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
129