English Version
This Site Is Available In English

عدالت وجود داشته، اما من خواست و تلاش لازم را نداشته‌ام

عدالت وجود داشته، اما من خواست و تلاش لازم را نداشته‌ام

جلسه‌ی پنجم از دوره‌ی سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی صالحی ۲، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر علیرضا، با دستور جلسه‌ی «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز هم در اینجا و در کنار شما دوستان حضور دارم، آموزش می‌گیرم و از این بستر استفاده می‌کنم. امروز شالی به من داده شده و احساس می‌کنم مسئولیت من سنگین‌تر شده است. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم به درمان برسیم، حال خوب را تجربه کنیم و آموزش‌هایی را که دریافت می‌کنیم، در زندگی کاربردی کنیم. از ایجنت محترم شعبه، گروه مرزبانان، راهنمایان عزیز و تمام خدمتگزارانی که در شعبه حضور دارند تشکر می‌کنم. همچنین از راهنمای خوبم، آقا مجید، و راهنمای تازه‌واردین تشکر ویژه دارم.

دستور جلسه این هفته «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» است. عدالت یعنی هر چیزی در جایگاه خودش قرار داشته باشد. امروز اگر من در هر جایگاهی هستم، چه جایگاه خوب و چه جایگاهی که شاید مطلوب من نباشد، باید بدانم که حضور من در آن جایگاه می‌تواند برایم یک آموزش، تجربه و یا نتیجه عملکرد گذشته‌ام باشد. قبل از ورود به کنگره ۶۰، وقتی به دوستان، رفقا، برادرم، بچه‌محل‌ها و فامیل نگاه می‌کردم، می‌دیدم بعضی از آنها جایگاه‌های خوبی پیدا کرده‌اند؛ باسواد شده‌اند، تاجر شده‌اند، وضعیت مالی خوبی دارند و بعضی مهندس و دکتر شده‌اند. آن زمان با خودم می‌گفتم: چرا جایگاه آنها بالاتر است؟ چرا وضعیت آنها خوب است؟ چرا آنها پولدار هستند؟ چرا فلانی مهندس شد و فلانی دکتر؟ حتی فکر می‌کردم این موضوع بی‌عدالتی است و با خودم می‌گفتم شاید پدر و مادرم در حق من بی‌عدالتی کرده‌اند و امکانات لازم را در اختیارم نگذاشته‌اند. اما وقتی به گذشته خودم نگاه کردم، متوجه شدم اشتباه می‌کنم. زمانی که آنها درس می‌خواندند، تلاش می‌کردند و زحمت می‌کشیدند، من دنبال رفیق‌بازی، مواد و کارهای ضد ارزشی بودم. حتی پدر و مادرم نیز تا جایی که توان داشتند به من امکانات دادند و خدمت کردند، ولی من از آن امکانات درست استفاده نکردم. پس بهتر است به جای اینکه دیگران را مقصر بدانم و بگویم عدالت برقرار نشده است، روی خودم کار کنم. تا زمانی که نتوانم مشکلات خودم را حل کنم و مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم و همچنان از دیگران انتظار داشته باشم که مشکلات من را حل کنند، به جایی نمی‌رسم. در این شرایط همیشه با خودم درگیر هستم، ناله و شکایت می‌کنم و می‌گویم عدالت وجود ندارد؛ در حالی که بخش بزرگی از مشکل، نپذیرفتن مسئولیت کارهای خودم بوده است. عدالت وجود داشته، اما من خواست و تلاش لازم را نداشته‌ام. شاید در بعضی از قسمت‌های زندگی بی‌عدالتی هم وجود داشته باشد، اما مهم این است که از آن اتفاقات درس بگیرم و بتوانم از این به بعد عدالت را در زندگی خودم و خانواده‌ام برقرار کنم.

من امروز دو فرزند دارم و باید از تجربه گذشته خودم درس بگیرم. ممکن است بعضی از ما بگوییم پدر یا مادرمان برای فرزند دیگر امکاناتی فراهم کرده‌اند ولی برای ما فراهم نکرده‌اند. من باید یاد بگیرم اگر جایی اشتباهی در گذشته رخ داده، همان اشتباه را تکرار نکنم. برای مثال، اگر برای یکی از فرزندانم کلاس شنا، زبان یا امکانات آموزشی مختلف فراهم می‌کنم، نباید فرزند دیگر را از همان امکانات محروم کنم. نباید به دلیل جنسیت، علاقه شخصی یا هر دلیل دیگری میان آنها تفاوت ناعادلانه ایجاد کنم. برای برقراری عدالت، ابتدا باید به معرفت، شناخت، آگاهی و دانایی برسم؛ زیرا تا زمانی که دانایی لازم را نداشته باشم، نمی‌توانم عدالت را به‌درستی در زندگی خود اجرا کنم.

اما در قسمت دوم دستور جلسه، یعنی «آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟»، پاسخ من این است که همه افراد برابر نیستند، اما همه با هم برادرند. آیا نادانان با دانایان برابرند؟ آیا کسانی که می‌بینند با کسانی که نمی‌بینند برابرند؟ آیا کسی که خدمت می‌کند با کسی که خیانت می‌کند برابر است؟ مسلماً برابر نیستند. در ابتدای ورود به کنگره، هر جایگاهی که بیرون از کنگره داشته باشیم، چه باسواد باشیم، چه بی‌سواد، چه مهندس، دکتر، کارگر یا سرمایه‌دار، زمانی که وارد کنگره می‌شویم، هدف مشترک ما درمان اعتیاد است. همه با نام کوچک صدا زده می‌شویم. اینجا حاج‌آقا، سید، دکتر و مهندس نداریم. وقتی وارد می‌شویم، همه به‌عنوان تازه‌وارد روی صندلی می‌نشینیم و از این نظر در یک نقطه مشترک قرار داریم، اما به مرور زمان که وارد مسیر آموزش و خدمت می‌شویم، جایگاه‌ها تغییر می‌کنند و تفاوت‌ها به وجود می‌آیند.

برای مثال، امروز به یکی از دوستان که رهایی‌اش را جشن گرفتیم تبریک می‌گویم. ایشان علاوه بر سی‌دی‌هایی که ثبت کرده‌اند، سی‌دی‌های دیگری هم نوشته‌اند و در مجموع حدود هفتاد سی‌دی داشته‌اند. آیا کسی که این میزان آموزش را دنبال کرده است با فردی که هفت، هشت یا ده ماه سفر کرده ولی حتی ده سی‌دی هم ننوشته، از نظر میزان آموزش و جایگاه یکسان است؟ مسلماً برابر نیستند. همین‌طور جایگاه‌های خدمتی با یکدیگر برابر نیستند. مرزبانی که از ساعت دو بعدازظهر در شعبه حضور پیدا می‌کند، در را باز می‌کند و تا ساعت ده شب در شعبه می‌ماند، با کسی که ساعت شش می‌آید و ساعت هشت می‌رود، از نظر میزان خدمت برابر نیست. سفر دوم با راهنما نیز از نظر جایگاه یکسان نیست و جایگاه دیده‌بان نیز جایگاه خاص خود را دارد. در کنگره ۶۰، افراد متناسب با میزان آموزش، خدمت، تلاش و عملکردشان در مسیر کنگره، جایگاه‌های متفاوتی پیدا می‌کنند.

حالا سؤال این است که من از کنگره چه می‌خواهم؟ آیا یک کلبه چوبی می‌خواهم، یک خانه ویلایی یا یک برج مرتفع؟ هر کدام از اینها را که بخواهم، باید برای رسیدن به آن تلاش و کوشش کنم. هیچ‌چیز به‌صورت رایگان در اختیار من قرار نمی‌گیرد. باید زحمت بکشم، فرمانبردار باشم، گوش به فرمان راهنمای خود باشم و آموزش‌ها را در زندگی کاربردی کنم تا بتوانم به جایگاه بالاتری برسم. امیدوارم بتوانم از مرحله «نقطه، حرف و عمل» عبور کنم، به دانایی و آگاهی واقعی برسم و آنچه را که کنگره درباره عدالت به من آموزش می‌دهد، فقط در حد حرف باقی نگذارم و بتوانم آن را در زندگی خود کاربردی کنم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .