English Version
This Site Is Available In English

جستجوی عدالت در جایگاه‌های انسانی

جستجوی عدالت در جایگاه‌های انسانی

جلسه چهارم از دوره سی‌وپنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان با استادی راهنما همسفر طاهره، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فاطمه با دستور‌جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰  آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:


خدا را شکر می‌کنم که یک روز دیگر در کنگره۶۰ در کنار هم قرار گرفتیم. بابت گذراندن تعطیلات تابستان تبریک می‌گویم؛ ان‌شاءاللّٰه  لحظات خوبی را در کنار خانواده گذرانده باشید. در تعطیلات شاید بسیاری مسافرت رفته باشند و بسیاری در خانه بودند؛ ان‌شاءاللّٰه همه ما توانسته باشیم در کنار هم بازتاب آن آموزشی که در کنگره۶۰ می‌بینیم را اجرا کنیم تا در کنار خانواده آرامش داشته باشیم. پیشاپیش فرا رسیدن ۲۸‌صفر و ۲۹‌‌صفر را تسلیت می‌گویم. یک‌سری از بچه‌ها حضور ندارند و همچنان در حال ادامه مسافرتشان هستند، ان‌شاءاللّٰه بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد. به ایجنت محترم و مرزبانان خداقوت می‌گویم که چه قبل از تعطیلات و چه بعد از تعطیلات کلی زحمت برای ما همسفران می‌کشند تا ما بتوانیم زیر این سقف در کنار هم با عشق آموزش بگیریم و این عشق را در خانواده خود جاری کنیم.

دستورجلسه امروز "‌ عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟" این دستورجلسه سوالی است و از من سوال کرده است. وقتی روی این دستور‌جلسه مقداری فکر کردم، دقیقاً لگوی کنگره۶۰ و مثلث کنگره۶۰ را می‌بینیم که عدالت، معرفت و عمل سالم است و عدالت در رأس قرار دارد؛ دقیقا چیزی که وقتی من مثلث را رسم کردم، اگر خط ارتفاع وسط را در نظر بگیریم و حساب کنیم، عدالت در رأس این ترازو است که دو کفه این‌طرف و آن‌طرف قرار دارد که یک کفه معرفت و دیگری عمل سالم است.

حال این عدالت چه کاری انجام می‌دهد؟ عدالت، حد تعادل را به من تذکر می‌دهد که باید بتوانم تعادل داشته باشم و حد وسط را نگه دارم که چه اتفاقی می‌افتد؟ یک موقعی بر اثر ناآگاهی و به اسم معرفت کاری انجام می‌دهیم که آن تعادل اتفاق نمی‌افتد و این عدالت نیست و در ادامه آن کفه پایین‌تر می‌آید. حس می‌کنم درست حرکت می‌کنم، یک وقت‌هایی برعکس آن اتفاق می‌افتد و عمل من به ظاهر، نیک و به ظاهر، سالم است؛ ولی من فکر می‌کنم دارم عمل سالم انجام می‌دهم که آن موقع من تعادل را حفظ نکرده‌ام.

این دستورجلسه و علامت سوال به من می‌گوید؛ وقتی قبلاً بیرون از کنگره بودیم همیشه فکر می‌کردیم که عدالت برای همه یکسان است، خداوند برای همه همیشه یکسان و مساوی آفریده است و برای من چرا این‌جوری است و چرا من؟ فلانی چرا به من این را گفت؟ و ... دقیقاً نگاه می‌کردیم و  ناعاد‌لانه قضاوت می‌کردیم؛ حتی خداوند را نیز قضاوت می‌کردیم و یا خیلی وقت‌ها به خودمان می‌گفتیم؛ من که این‌قدر می‌دوم، چه‌قدر خرج بچه‌ام می‌کنم؛ ولی چرا این‌جوری شده؛ ولی بچه خواهرم این‌قدر رشد کرده است؟ چرا من متوقف شده‌ام، من که بیشتر از دیگران می‌دوم و ... اما وقتی به کنگره آمدم نگاهم به این دستورجلسه و کلمه عدالت عوض شد! من شخصی بودم که همیشه به خداوند گله و شکایت می‌کردم و می‌گفتم؛ چرا این‌جور چرا آن‌جور؟ چرا بچه‌هایم این‌جور؟ چرا همسرم این‌جور؟ اما وقتی وارد کنگره شدم و راهنمایم به من گفتند این حقت است، بخور نوش‌جانت؛ چون خودت می‌خواستی؛ ولی من بدبختی و مسافر مصرف‌کننده، مشکلات درون زندگی را نمی‌خواستم، من که بیشتر از خواهرم و دیگران می‌دوم، چه اتفاقی افتاده است؟ و وقتی وارد کنگره۶۰ شدم متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است!

در ابتدا که شخص وارد کنگره می‌شود عدالت برای همه یکسان است؛ صندلی برای همه یک‌جور، عشق راهنما یکسان، خدمت کردن ایجنت، مرزبان و ... همه یک‌جور است و نمی‌‌گوید تو درس وکالت خواندی یا وکیل  هستی و وارد کنگره شدی یا من مسافر دارم؛ ولی نفر دیگر که آمده خدمتکار است؛ اصلا چنین چیزی نیست و با ورود‌مان به کنگره‌۶۰ عدالت را به این شکلی و به صورت یکسان می‌بینیم؛ اما جلوتر که می‌آییم چه اتفاقی می‌افتد؟ یک تلنگر به من می‌زنند. یکی از همسفران در لژیون سردار حرف بسیار زیبایی را در مشارکت گفت؛ این‌که چرا فلانی آمده استاد شده است؟ چرا او که با من آمده شال گرفته و من نگرفته‌ام؟ چه اتفاقی افتاده است؟ این‌که هر انسانی در هر جایگاهی قرار گرفته است عین عدالت است! چرا؟ چون باید بدانم اگر من می‌آیم برای چه می‌آیم؟ آیا برای دستور‌جلسات و امتحانات این دوره وقت می‌گذارم و‌ می‌خوانم؟

حال این دستور‌جلسه را از دیدگاه یک راهنما بیان کنیم؛ در لژیون راهنما هیچ‌وقت نمی‌آید پنج نفر را این‌طرف و چهار نفر را آن‌طرف بنشاند و به این‌ها یک چیز یاد بدهد و به آن‌ها چیز دیگری یاد بدهد؛ در کنگره آموزش خصوصی نداریم که به رهجو بدهیم؛ ولی چرا در یک لژیون پنج نفر راهنما می‌شوند و چهار نفر نمی‌شوند؟

چه اتفاقی افتاده؟ آیا راهنما بی‌عدالتی کرده است؟ خیر! اینجاست که باید عدالت فرق کند و این اتفاق باید رخ بدهد؛ اگر این‌طور بود که همه باید راهنما شوند، همه باید شال بگیرند، چه آن کسی که تلاش کرده و چه آن کسی که تلاش نکرده، این عین بی‌عدالتی می‌شود. اگر قرار باشد کسی که زحمت کشیده با کسی که زحمت نکشیده عدالت یکسان برای آن‌ها اتفاق بیفتد و یک دستمزد بگیرند که آخر بی‌عدالتی است. این دستور‌جلسه یک تذکر به من می‌دهد؛ اگر یک جایی می‌مانم و متوقف می‌شوم، اگر نمی‌توانم با مسافرم و با فرزندم ارتباط بگیرم، اگر مرزبان به من تذکر می‌دهد و حال من بد می‌شود، مرزبان اشتباه نگفته است؛ بلکه این من هستم که یک جای کارم می‌لنگد! این من هستم که باید فکر کنم کجای راهی که راهنما به من نشان داده را هنوز انجام نداده‌ام؟ این اتفاق باید بیفتد و تفاوت‌ها را باید بین اعضا و آن‌که بیشتر حرکت می‌کند را ببینم؛ حتی بین فرزندان نیز که نگاه می‌کنیم، همه از یک نطفه، یک پدر و مادر و یک ژن متولد می‌شوند؛ ولی چه اتفاقی می‌افتد که یکی درس‌خوان و آن یکی لات سر چهارراه می‌شود؟ آیا مادر غذا را فرق گذاشته است؟ خیر! آموزشی که پدر و مادر داده است خیلی موثر است؛ اما ورودی فرزند هم موثر است، فرزندی که فقط منفی‌های پدر و مادر را می‌بیند، که مثلاً آن‌ها به من این را گفتند و ...  همانند رهجویی است که اگر راهنما داخل لژیون یک تذکر بدهد، پیش خود فکر می‌کند که این تذکر برای او بوده است؛ درصورتی که راهنما خبر از مشکل رهجو ندارد؛ اما رهجو این برداشت را می‌کند که در خانواده نیز دقیقاً این اتفاق می‌افتد.

در اینجا با خود فکر می‌کنم چه اتفاقی افتاده است؟ این عدالت را چگونه باید درک کنم؟ اتفاقی که در کنگره افتاده این است که این آموزش‌ها را رایگان در اختیار من گذاشته‌اند تا بتوانم با سی‌دی نوشتن، با آموزش گرفتن از راهنما و اجرا کردن در خانه به معرفت برسم‌. من شخصاً یک ساعت وقت گذاشتم تا اینجا رسیدم، دو الیٰ سه ساعت اینجا هستم، دوباره یک ساعت هم بر می‌گردم روی هم ۵ ساعت وقت گذاشتم، آیا از این پنج ساعت، می‌توانم یک ربع آن را در زندگی به‌کار ببندم و این کار را انجام بدهم؟ اگر بتوانم این ربع ساعت را به‌کار ببندم، آرامش در زندگی به من برمی‌گردد و در ادامه باعث می‌شود ایمان مسافرم به کنگره بیشتر ‌شود و دوست دارد که از یک سفر اولی یک پله به جلوتر حرکت کند. یک وقت‌هایی رهجو به راهنما گله می‌کند که چرا مسافر من حرکت نمی‌کند؟ او یک‌جا مانده درحالی که بقیه رهایی گرفته‌اند؟ این گره‌ها را باید در همسفر‌ها نیز دید؛ گاهی وقت‌ها حرکت ما همسفرها است که کار را متوقف می‌کند.


در کنگره جایگاه‌ها و خدمت‌هایی که انجام می‌دهیم عین عدالتی است برای ما که در مسیر، دستگیر حرکت ما می‌شود. خیلی وقت‌ها دست و پای ما که آسیب می‌بیند یک عصا به‌دست می‌گیریم که به ما کمک کند. من همسفر وقتی به کنگره می‌آیم همان دست و پا شکسته‌ای هستم که کنگره۶۰، آموزش‌هایش و مثلث «معرفت، عمل سالم و عدالت» عصای دست من است که مواظبت می‌کند من زمین نخورم و بلند شوم و روی پایم بایستم. ان‌شاءاللّٰه که بتوانیم این عدالت و برابری را درست ببینیم و در زندگی و مسیر آموزشی درست اجرا کنیم؛ چرا‌که کنگره و آموزش‌ها به من می‌گوید که آیا نادانان با دانایان‌ برابر‌اند؟ ما تفاوت خدمت و خیانت را خوب می‌فهمیم، تفاوت فرمانبرداری و نافرمانی را خوب می‌فهمیم که همه این‌ها خیلی خوب می‌تواند در مسیر کنگره و دستور‌جلسه به ما کمک کند.

خیلی وقت‌ها یک نگاهی به دستور‌جلسه می‌کنیم و پیش خود‌مان می‌گوییم؛ این‌که کاری ندارد یاد می‌گیریم، وقتی دو مشارکت گوش بدهیم می‌فهمیم؛ اما روی یک دستور‌جلسه باید روزها کار کنیم و خود را به چالش بکشیم تا بتوانیم آن برداشت و حس خوب و حتی حس بد‌مان را با آن دستور‌جلسه پیدا کنیم. انسان‌ها در هستی و در خلقت بر‌مبنای آن دانایی و نادانی خود و بر‌مبنای آن خدمت و خیانت خود و برمبنای فرمانبرداری و نا‌فرمانی خود، عدالت را تایید و پیدا می‌کنند. اگر بتوانیم عدل را در زندگی‌ و مسیر آموزشی رعایت کنیم؛ مطمئناً کار ما، زندگی ما و شرایط‌مان درست می‌شود. ان‌شاء‌اللّٰه بتوانیم در مسیر عدالت و عمل سالم قرار بگیریم. سخنانم را با این بیت شعر به پایان می‌رسانم:

عدل بشیری است خرد شاد کن
                   کارگری مملکت آباد کن
مملکت از عدل شود پایدار
                 کار تو از عدل گیرد قرار

                   رهایی ۴۰سی‌دی

                      رهایی تغذیه سالم

            تقدیر از اعضای لڗیون سردار

      تقدیر و معارفه خدمتگزاران صدور کارت

مرزبانان کشیک: مسافر غلامعلی و همسفر راشین
تایپیست‌: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر  اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه 
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .