جلسه سوم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارگ کرمان به استادی راهنما همسفر فائزه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر فرحناز با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که به من این فرصت داده شد تا در جمع پر از عشق و محبت شما عزیزان باشم. امیدوارم که تعطیلات به همه شما خوش گذشته باشد و برای شما مفید واقع شده باشد. ابتدا تشکر میکنم از آقای مهندس که این بستر را برای ما فراهم کردند تا در این مکان باشیم و از تکتک نعمتهایمان لذت ببریم و استفاده بکنیم. دستور جلسه در مورد عدالت است؛ واژهای که شاید در ظاهر خیلی آسان و ساده به نظر برسد؛ اما ما در کنگره یاد گرفتهایم عدالت یعنی: هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد، نه اینکه همه چیز با هم برابر باشد. ما همیشه اشتباه میکنیم، زیرا فکر میکنیم عدالت یعنی برابری و همه باید یک حق و حقوق مساوی داشته باشند؛ اما ولی اینطور نیست. آقای مهندس در جواب این سؤال که گفته شده، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ قاطعانه میگویند: «خیر!» بخواهم مثال بزنم، شما یک کشتی را در نظر بگیرید. در کشتی ناخدا، ملوان، مسافر، آشپز و ... است و همه افرادی که در آن کشتی هستند، یک مسئولیتی دارند.
هرکسی بنا به مسئولیتی که دارد و بنا به آن چیزی که یاد گرفته است و آن تخصصی که دارد، در آن جایگاه قرار گرفته است و اصلاً نمیشود که یکمرتبه جای آنها جابهجا شود. مثلاً؛ جای ملوان با آشپز جابهجا شود یا یک مسافر برود و در آشپزخانه آشپزی کند. در کنگره همه افراد که وارد این مکان میشوند، از نقطه صفر شروع میکنند و فارغ از اینکه آن فرد با چه تحصیلات عالی آمده است، با چه میزان سواد آمده است، در اوج ثروت بوده یا کلاً در فقر مطلق بوده است، اصلاً این بحثها در ورود آن فرد به کنگره هیچ تأثیری ندارد. همه افرادی که وارد کنگره میشوند، به نام تازهوارد یا یک سفر اولی شناخته میشوند و عدالت زمانی در اینجا معنا پیدا میکند که آن فرد، تلاشش برای درمان به چه اندازه باشد. وقتی که در مسیر قرار میگیرد و حرکت میکند، قوانین را رعایت میکند، سیدی مینویسد، در جلسات حضور دارد، به حرف راهنمایش گوش میدهد، غیبت نمیکند و به قوانین بیتوجهی نمیکند، اینجا است که جایگاهش متفاوت میشود و این عین عدالت است.
اگر قرار بود فردی که تلاش میکند، با فردی که بدون تلاش است یا حضور ندارد، برابر باشند، این بزرگترین بیعدالتی بود و آن فرد در جایگاهی که نیازش بود قرار نمیگرفت. در کنگره جایگاهها انتصابی نیست؛ بلکه اکتسابی است، یعنی کسبکردنی است. یعنی باید برای آن جایگاه تلاش کند. خداوند در قرآن میگویند: «لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلّا ما سَعی»؛ به همان اندازه که تلاش کنید، به آن چیزی که دوست دارید دست پیدا میکنید. دقیقاً سعی، تلاش و فرمانبرداری باعث میشود که آن فرد به آن جایگاهی که نیازش بوده است برسد. اگر امروز کسی در جایگاه مرزبانی، ایجنتی، راهنمایی و در هر جایگاهی که هست، این دلیل نیست که آن برتر از دیگران خلق شده است، این برتری با در مسیر بودن، سختکوشی و تغییر دادن صفاتی به دست آمده است و آن فرد فرمانبردار بوده است که توانسته است یکی از این جایگاهها را کسب کند.
شاید برای شما سؤال باشد، به عنوان مثال؛ راهنما با یک فرد که حضور مستمر دارد، فرمانبردار است، به آموزشها گوش میدهد طرز برخوردش با آن فردی که فرمانبردار نیست، به آموزشها گوش نمیدهد، سیدی نمینویسد، یک مقدار فرق کند. اگر آن فرد که فرمانبردار نیست بخواهد جایگاه شخصی که فرمانبردار است را کسب کند و بخواهد آن مهر راهنما را به همان اندازه دریافت کند، باید خودش را برساند به آن فرمانبرداری و گوش دادن به آموزشهای راهنمایش. کنگره مثل چتری است که بر سر ما گسترده شده است و بهرهمندی از این چتر بستگی به حرکت ما دارد که چگونه حرکت کنیم. عدالت یکی از ارکان اصلی کنگره۶۰ است. زمانی که وارد کنگره میشویم، تصویر مثلثی را بر روی دیوار میبینیم با عنوان: عدالت، معرفت و عمل سالم و این تصویر در رأس قرار دارد. به نظر من عدالت این است که افراد در کنگره، با مثال کشتی که زدم، اگر بخواهند راحت و به سلامت به رهایی برسند، باید هر کسی در جایگاه خودش آن مسئولیت را بپذیرد و زمانی میتواند ماندگار شود که بتواند در آن خدمت چشم بگوید و خدمت خود را با دل و جان و در شأن آن جایگاه به انجام برساند.
عدالت را میتوانیم ربط بدهیم به گلریزان که گلریزان خود عین عدالت است؛ چرا که ما با حمایت مالی و یا جایگاه امن که برای رهایی خودمان ساختیم، میتوانیم جایی برای آیندگانمان در این مکان حفظ کنیم. همینطور که دیگران برای ما این جایگاه را حفظ کردند و ما توانستیم بیاییم، درمان بشویم و به حال خوش برسیم، ما هم یک جایگاهی برای آنها در این مکان درست کنیم. گلریزان یعنی؛ من بدانم چه میزان از این مکان دریافت کردهام و چه میزان آموزش گرفتهام و چقدر باید برای حفظ آن آموزشها تلاش کنم.
به نظر من، گلریزان یعنی بازپرداخت دِینی که نسبت به جایگاهی که به ما داده شده است بر عهده داریم؛ دِینی که با حفظ حرمتها، رعایت قوانین و بهکارگیری آموزشهایی که میگیریم و به دیگران انتقال میدهیم، میتوانیم آن را ادا کنیم. با این کار، آن جایگاه را حفظ میکنیم تا دیگران نیز بتوانند از این جایگاه بهرهمند شوند. یادتان باشد که عدالت پاداش حرکت ما بر پایه معرفت است و معرفت یعنی؛ اینکه به ما دید میدهد که با عمل سالم، حرکتی را که انجام میدهیم، نتیجه عدالتی میشود که در آن جایگاه که نیازمان بوده است بمانیم، آرامش بگیریم و بتوانیم در آن جایگاه خدمت کنیم.
امواج چون گردباد بر زمین فرود میآیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت میبرند و این جز فرمان حاصل نمیگردد. پس با شما که پیمان میبندید، در اندیشه آن باشید که از زمین برخواسته و به آن مکان که فرمان است رهسپار شوید.
راهنمای ویلیام همسفر ریحانه مفتخر به دریافت نشان پیمان وادی هشتم از دستان راهنما همسفر زهرا گردید.

همسفر سمانه مفتخر به دریافت نشان پیمان وادی هشتم از دستان راهنما همسفر معصومه گردید.


مرزبانان کشیک: همسفر محبوبه و مسافر کوروش
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر افسانه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
139